جیدی ونس واقعاً کیست؛ قدیس داستانگو یا مرید ترامپ؟
جیدی ونس مردی بسیار مذهبی است؛ دستکم کتاب جدید و بهشدت مذهبیاش همین را بهوضوح نشان میدهد. او به کلیسا میرود، با کشیشها با احترام رفتار میکند و حتی کتاب مقدس را دو بار خوانده است؛ از جمله بخشهایی که بسیاری آنها را خستهکننده میدانند. او تلاش میکند در زندگی شخصیاش نیز فردی مؤمن باشد. در دعاهایش از خدا میخواهد که «پدر خوبی» باشد، هنگام نوشتن برخی الفاظ رکیک را سانسور میکند و کتابش را با واژه «آمین» به پایان میرساند.
این بخشی از مقاله اکونومیست درباره جی.دی ونسرمعاون اول ترامپ است.
برای ونس، عمل از حرف مهمتر است؛ همانطور که با نقل قولی از انجیل متی میگوید: «آنان را از میوههایشان خواهید شناخت.»
اما اگر خاطرات مذهبی او با عنوان «عشای ربانی» را بخوانید، احتمالاً کمی سردرگم خواهید شد. سؤال اینجاست: ونس را باید با کدام «میوه» شناخت؟ با به عبارتی با کدام رفتار و عملکردش؟
آیا او همان مردی است که کلمات رکیک را با وسواس سانسور میکند؟ یا معاون دونالد ترامپ است؛ کسی که زمانی با افتخار درباره تعرض به زنان صحبت کرده بود؟ آیا باید او را همان فردی بدانیم که ترامپ را «هیتلر آمریکا» توصیف کرده بود؟ یا مردی که امروز سخنان ترامپ را «اخلاقی» مینامد؟
این تناقضها از همان ابتدا خواننده را با یک پرسش رها میکنند: جیدی ونس واقعاً چه کسی است؟
ونس و مادربزرگ قاتل!
ونس روزگاری شخصیتی سادهتر داشت. نخستین کتاب او، «مرثیهای برای روستازادگان» که در سال ۲۰۱۶ منتشر شد، داستان زندگی مردمان فراموششده کمربند صنعتی آمریکا را روایت میکرد؛ مردمی گرفتار بیکاری، اعتیاد و فروپاشی اجتماعی.
قهرمان اصلی آن کتاب مادربزرگش بود؛ زنی که او را «ماماو» صدا میزد. اما او مادربزرگ مهربان و کلیشهای قصهها نبود. ونس روایت میکند که یک بار مادربزرگش از شدت خشم روی شوهرش بنزین ریخت، کبریت روشن کرد و آن را روی سینه او انداخت.
ونس: از روستا تا دانشگاه ییل
برای بسیاری از آمریکاییها، قهرمان واقعی کتاب خود ونس بود. همانطور که در گذشته زندگی قدیسان الهامبخش خوانندگان بود، داستان ونس نیز تصویری از فردی ارائه میداد که بر مشکلات خانوادگی، فقر و اعتیاد اطرافیانش غلبه کرده و سرانجام به دانشکده حقوق ییل راه یافته است.
پس از پیروزی ترامپ در انتخابات ۲۰۱۶، این کتاب به پدیدهای فرهنگی تبدیل شد و بیش از پنج میلیون نسخه در جهان فروخت.
اما بازگشت دوم ونس بسیار دشوارتر بود.
مشکل اینجاست که فضیلت معمولاً به اندازه گناه جذاب نیست. همانطور که همه «بهشت گمشده» میخوانند اما کمتر کسی سراغ «بهشت بازیافته» میرود، روایت زندگی فردی که دیگر بر بحرانها غلبه کرده و به طبقه نخبگان رسیده، هیجان کمتری دارد.
در پایان کتاب اول، ونس دیگر در میان نخبگان جا گرفته است و بزرگترین چالش زندگیاش حضور در مهمانیهای وکلای دادگستری است. او ابتدا از کارد مخصوص کره تعجب میکند و سپس به معنای زندگی فکر میافتد.
برای مدتی زندگی او میان کار، جاهطلبی، بیدینی و دوستیها میگذرد. اما با ازدواج و تثبیت زندگی شخصی، خلأ معنوی او را به سمت مذهب میکشاند.
در ابتدا تفاوت فرقههای مسیحی برایش چندان روشن نیست. تنها چیزی که متوجه میشود این است که «کاتولیکها بیشتر زانو میزنند و پنطیکاستیها موسیقی بهتری دارند.»
ایمان تازه او در آغاز چنان ملایم و بیحاشیه است که بیشتر شبیه یک سرگرمی جدید به نظر میرسد. مسیحیت را «علاقه جدیدم» مینامد؛ انگار درباره شطرنج یا یوگا صحبت میکند. آثار سی.اس. لوئیس را میخواند و حتی از شخصیت شیر داستانهای نارنیا الهام میگیرد.
اما در نهایت این کاتولیسیسم است که او را جذب میکند؛ مذهبی با آیینها، نمادها و حتی شیطان.
وقتی ونس اعتراف کرد
او به اعتراف نزد کشیش میرود، با روحانیون دوستی پیدا میکند و آثار توماس آکویناس را مطالعه میکند. در سال ۲۰۱۹ غسل تعمید میگیرد و بعدها با شور و حرارت یک تازهکیش، از ایمان خود دفاع میکند.
او بارها از ترجمه قدیمی «شاه جیمز» از کتاب مقدس نقل قول میآورد، درباره «بتهای دروغین» هشدار میدهد، از مادری سنتی دفاع میکند و حتی خواهان تضعیف جدایی سنتی میان کلیسا و دولت در آمریکا میشود.
اما با وجود تمام این شور مذهبی، ایمان او گاه متزلزل و متناقض به نظر میرسد.
در جایی مینویسد مسیحیت مستلزم «ارزیابی دائمی بدهبستانها» است؛ گویی عیسی یک اقتصاددان کلیسایی بوده نه پسر خدا.
هنگامی که همهگیری کرونا آغاز میشود، از کمبود مواد غذایی میترسد و مقدار زیادی برنج، آرد و هزار فشنگ مهمات ذخیره میکند.
اینجاست که پرسش اصلی دوباره مطرح میشود:
کدام ونس واقعی است؟
مردی که دائماً از رحمت الهی سخن میگوید؟ یا سیاستمداری که با ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، رفتاری بهدور از همان رحمت و شفقت دارد؟
ونس بارها تکرار میکند: «آنان را از میوههایشان خواهید شناخت.»
اما خواننده پس از پایان کتاب احتمالاً هنوز نمیداند جیدی ونس واقعاً چه کسی بوده یا اکنون چه کسی است.
و شاید نگرانکنندهتر از همه این باشد که او در آینده به چه کسی تبدیل خواهد شد؟
اگر روزی به ریاستجمهوری آمریکا برسد، ممکن است دریابد که این میوه نیز طعمی تلخ دارد. زیرا همانطور که انجیل متی میپرسد:
«انسان چه سودی میبرد اگر تمام جهان را به دست آورد اما روح خود را از دست بدهد؟»