اقتصاد ایران روی سه فرکانس
سیوسومین همایش سالانه سیاستهای پولی و ارزی برخلاف نام تکراری و رسمیاش، امسال چند تفاوت مهم با دورههای قبل داشت. نخست اینکه این رویداد پس از یک وقفه برگزار شد؛ وقفهای که خود نشانهای از شرایط پرتلاطم اقتصاد ایران در ماههای گذشته بود. اما تفاوت مهمتر روی صحنه رخ داد؛ جایی که همایشی که معمولاً به رئیسکل بانک مرکزی و وزیر اقتصاد اختصاص داشت، این بار میزبان رئیسجمهور نیز بود.
حضور مسعود پزشکیان در جایگاهی که معمولاً محل سخنرانی مدیران پولی و مالی کشور است، تنها یک تغییر تشریفاتی نبود. این حضور پیامی روشن داشت: دولت میخواهد روایت اقتصاد را مستقیماً در دست بگیرد و پرونده تورم، ارز و ثبات اقتصادی را صرفاً به بانک مرکزی واگذار نکند.
از دل این همایش سه روایت متفاوت از اقتصاد ایران بیرون آمد؛ پزشکیان از عبور از بحران گفت، همتی بر واقعیتهای سخت اقتصاد تأکید کرد و مدنیزاده نسبت به چالشهای پیش رو هشدار داد.
پزشکیان؛ روایت عبور از بحران
پزشکیان سخنانش را با یاد فرماندهان کشتهشده در جنگ آغاز کرد اما خیلی زود به یکی از جنجالیترین موضوعات اقتصاد ایران رسید؛ ارز ترجیحی.
او از رانتی چند هزار میلیارد تومانی سخن گفت که به گفته او از تخصیص ارز ۴۰ تا ۵۰ هزار تومانی به برخی افراد و شرکتها ایجاد شده است. طرح این موضوع در یک همایش تخصصی پولی بیش از آنکه شبیه یک گزارش اقتصادی باشد، رنگ و بوی یک موضعگیری سیاسی داشت.
رئیسجمهور تلاش کرد مرز روشنی میان دولت خود و سیاستهای گذشته ترسیم کند. او با اشاره به صادرات حدود ۱۶ میلیون بشکه نفت در روزهای اخیر، این عدد را کنار دورهای قرار داد که به گفته او صادرات نفت ایران برای حدود ۵۰ روز متوقف شده بود.
پیام اصلی این بخش از سخنان پزشکیان روشن بود؛ دولت توانسته از یکی از دشوارترین دورههای خود عبور کند و دوباره مسیر صادرات را فعال سازد.
او همچنین از بازگشت قریبالوقوع ۶ میلیارد دلار از منابع ایران در قطر سخن گفت و مذاکرات را نشانهای از تغییر فضای بینالمللی دانست. با این حال درباره کالابرگ که از دیگر محورهای سخنانش بود، هیچ عدد، زمانبندی یا جزئیات اجرایی ارائه نشد.
این سکوت آماری خود به اندازه سخنان او اهمیت داشت؛ گویی دولت هنوز درباره نحوه اجرای این سیاست به جمعبندی نهایی نرسیده و آنچه فعلاً مطرح میشود بیشتر یک تعهد سیاسی است تا یک برنامه اجرایی.
همتی؛ واقعیت به زبان عدد
اگر سخنان پزشکیان مبتنی بر روایت و امید بود، سخنان عبدالناصر همتی در نقطه مقابل قرار داشت.
رئیسکل بانک مرکزی تلاش کرد همان تصویری را که رئیسجمهور با زبان سیاسی ترسیم کرده بود، با زبان آمار و داده بازسازی کند.
او از تورم ۵۳ درصدی، رشد ۵۲ درصدی نقدینگی و رشد منفی اقتصاد سخن گفت؛ اعدادی که نشان میداد مسیر پیش روی اقتصاد همچنان دشوار است.
همتی در عین حال به شکلی غیرمستقیم به بحث ارز ترجیحی نیز پاسخ داد. او چند بار تأکید کرد که سیاستگذار پولی به هیچ عنوان به نرخهای ترجیحی و دستوری بازنخواهد گشت؛ تأکیدی که نشان میدهد بحث بازگشت به سیاستهای گذشته همچنان در فضای سیاستگذاری کشور مطرح است.
یکی از مهمترین اعداد مطرحشده در سخنان او، ذخیرهسازی ۴.۵ میلیارد دلار ارز در دوره جنگ بود؛ رقمی که به نوعی پشتوانه آماری ادعای دولت درباره مدیریت بحران ارزی محسوب میشود.
در واقع همتی نقش کسی را برعهده داشت که پشت خوشبینیهای سیاسی، واقعیتهای سخت اقتصاد را یادآوری میکند.
مدنیزاده؛ هشدار درباره آینده
سومین روایت را سیدعلی مدنیزاده ارائه کرد.
او برخلاف پزشکیان کمتر درباره گذشته صحبت کرد و برخلاف همتی صرفاً به توصیف وضعیت موجود نپرداخت. تمرکز وزیر اقتصاد بر آینده بود؛ آیندهای که به اعتقاد او بدون اصلاحات ساختاری قابل دستیابی نیست.
مهمترین جمله او شاید این بود که «اکنون جنگ اقتصادی آغاز شده است». جملهای که در کنار روایت عبور از بحران پزشکیان، معنای متفاوتی پیدا میکرد.
مدنیزاده افق ۱۴۱۴ را به عنوان چشمانداز اصلاحات اقتصادی مطرح کرد و از اصلاح صندوق توسعه ملی، توسعه بازار سرمایه، صندوقهای ارزی و خصوصیسازی سخن گفت.
برخلاف دو سخنران دیگر، او وارد جزئیات نهادی شد و تلاش کرد به جای ارائه تصویر امروز، نقشه راه فردا را ترسیم کند.
یک دولت، سه روایت
در پایان همایش، سه روایت متفاوت از یک اقتصاد روی میز قرار داشت.
- پزشکیان از عبور از بحران گفت.
- همتی یادآوری کرد که اقتصاد هنوز با تورم، نقدینگی و رشد ضعیف دستوپنجه نرم میکند.
- مدنیزاده هشدار داد که چالش اصلی تازه آغاز شده و بدون اصلاحات ساختاری نمیتوان به ثبات پایدار رسید.
شاید مهمترین خروجی این همایش نه یک سیاست جدید پولی و نه یک تصمیم تازه ارزی، بلکه همین تفاوت لحنها بود؛ سه مقام از یک دولت که هر کدام روی فرکانسی متفاوت سخن میگفتند اما در نهایت تلاش داشتند یک پیام مشترک را منتقل کنند: اقتصاد ایران از شوک اخیر عبور کرده، اما مسیر رسیدن به ثبات هنوز به پایان نرسیده است.