ایران جنگ را برد، اما صلح چه؟ | فارنافرز: به تنگه هرمز نگاه کنید
به گزارش زومان، نیت سوانسون مدیر پروژه راهبرد ایران در اندیشکده شورای آتلانتیک و عضو تیم مذاکرهکننده دولت ترامپ با ایران، در تحلیلی مینویسد جمهوری اسلامی ایران اگرچه از جنگ ۴۰ روزه با آمریکا و اسرائیل دستاوردهای مهمی کسب کرده، اما ممکن است در دوران پس از جنگ وضعیت را به گونهای دیگر رقم بزند.
«سلاح هستهای اقتصادی» ایران
نویسنده که این مطلب را در فارنافرز منتشر کرده، معتقد است مهمترین دستاورد تهران، بلکه در تنگه هرمز رقم خورده است. به نوشته او، اکنون جهان به این نتیجه رسیده که هرگونه حمله به ایران میتواند با بسته شدن تنگه هرمز و شوک به بازارهای انرژی همراه شود.
مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا، حتی این اهرم را «سلاح هستهای اقتصادی ایران» توصیف کرده است؛ ابزاری که به باور نویسنده، از بسیاری از قابلیتهایی که در حملات هوایی آسیب دیدند، بازدارندگی بیشتری دارد.
سوانسون صریح مینویسد:
«ترامپ هم جنگ را باخت و هم مذاکرات پایان جنگ را»
او اما در هشداری مدعیست که ایران نیز ممکن است در مدیریت صلح پس از جنگ مرتکب اشتباه شود.
توافقی که اختلافات را حل نکرد
به نوشته او، یادداشت تفاهم امضاشده میان تهران و واشنگتن بیشتر اختلافات اساسی را به مذاکرات ۶۰ روزه آینده موکول کرده است؛ از جمله محدودیتهای برنامه هستهای ایران.
بر اساس این تفاهمنامه، عبور کشتیهای تجاری از تنگه هرمز به مدت ۶۰ روز بدون دریافت عوارض یا هزینه تضمین شده است. اما پس از پایان این دوره، ایران آشکارا اعلام کرده قصد دارد مقررات جدید و هزینههایی برای عبور کشتیها وضع کند.
محمدباقر قالیباف رئیس مجلس و مذاکرهکننده ارشد ایران، نیز تأکید کرده که «تنگه هرمز هرگز به وضعیت پیش از جنگ بازنخواهد گشت» و ایران در ازای خدماتی که ارائه میدهد، هزینه دریافت خواهد کرد.
خطر خطای هرمز
نویسنده میگوید وسوسه درآمدزایی از تنگه هرمز برای ایران قابل درک است. جنگ خسارتهای اقتصادی سنگینی بر کشور تحمیل کرده و تهران مایل است نشان دهد ضعیف نشده است.
اما او هشدار میدهد که تلاش برای محدود کردن عبور و مرور دریایی یا دریافت عوارض میتواند به نتیجهای معکوس منجر شود. از نگاه او، چنین اقدامی هم خطر بازگشت درگیری را افزایش میدهد و هم کشورهای جهان را به سمت یافتن مسیرهای جایگزین سوق خواهد داد؛ روندی که در بلندمدت ارزش راهبردی هرمز را کاهش میدهد.
به تعبیر نویسنده، همانگونه که ترامپ پیش از جنگ قدرت خود را بیش از حد واقعی برآورد کرد، اکنون ایران نیز ممکن است دچار همان خطا شود.
اداره جدید هرمز؛ نگرانی غرب
تحلیلگر شورای آتلانتیک در این مقاله یادآوری میکند که ایران در ماه مه نهادی جدید با عنوان «اداره تنگه خلیج فارس» ایجاد کرد و اختیارات گستردهای برای مدیریت هرمز در نظر گرفت.
بر اساس این طرح، ایران محدوده دریایی تحت کنترل خود را توسعه داده، از کشتیها خواسته پیش از عبور مجوز دریافت کنند و حتی درباره عبور برخی شناورهای نظامی خارجی محدودیتهایی مطرح کرده است.
تهران همچنین پیشنهاد داده این سازوکار بهصورت مشترک با عمان اداره شود. با این حال آمریکا این نهاد را به دلیل ارتباط با سپاه پاسداران تحریم کرده است.
نویسنده هشدار میدهد که اگر هرمز عملاً تحت مدیریت نهادی قرار گیرد که از سوی آمریکا و برخی کشورهای غربی تحریم شده، شرکتهای بزرگ کشتیرانی و بیمه تمایلی به همکاری با آن نخواهند داشت.
بازگشت جنگ؟
سوانسون معتقد است مهمترین خطر این است که اختلاف بر سر وضعیت نهایی تنگه هرمز دوباره به بحران تبدیل شود.
به گفته او، آزادی ناوبری یکی از اصول بنیادین سیاست خارجی آمریکا در دو قرن گذشته بوده و واشنگتن بهسختی میتواند محدودیتهای دائمی بر این گذرگاه را بپذیرد.
از سوی دیگر، کشورهای عربی خلیج فارس، اروپا و بخش بزرگی از آسیا نیز با هرگونه اخذ عوارض یا محدودیت گسترده در هرمز مخالف خواهند بود.
به همین دلیل، اگر توافق روشنی درباره وضعیت آینده تنگه حاصل نشود، احتمال ازسرگیری تنشها همچنان وجود خواهد داشت.
تهران میان درآمد و بازدارندگی
نویسنده در جمعبندی استدلال میکند که ایران در برابر یک انتخاب دشوار قرار گرفته است: یا از تنگه هرمز بهعنوان منبع درآمد استفاده کند یا آن را بهعنوان ابزار بازدارندگی حفظ نماید.
از نگاه او، جمع کردن هر دو هدف بسیار دشوار است. ارزش بازدارندگی هرمز به این وابسته است که جهان احتمال بسته شدن آن را جدی بگیرد. او در تحلیلش مدعیست که اگر ایران تلاش کند از عبور کشتیها درآمدزایی کند، بهانهای تازه در اختیار جریانهای ضدایرانی در آمریکا و اسرائیل قرار خواهد داد.
سوانسون در پایان مینویسد که جمهوری اسلامی نباید تصور کند امضای یادداشت تفاهم با آمریکا پایان مسیر است. ایران همچنان باید درباره برنامه هستهای، روابط با همسایگان و مطالبات اقتصادی و اجتماعی داخلی تصمیمهای دشواری بگیرد.
او با اشاره به توصیه مشهور آبراهام لینکلن پس از پایان جنگ داخلی آمریکا، نتیجه میگیرد: عاقلانهترین کار برای تهران این است که از وسوسه تحمیل حداکثر هزینه به طرف مقابل پرهیز کند. به باور او، توانایی بستن تنگه هرمز قدرتمندترین تضمین امنیتی است که جمهوری اسلامی ایران تاکنون در اختیار داشته؛ تضمینی که شاید بهترین راه استفاده از آن، استفاده نکردن از آن باشد.