سوریه؛ برنده غیرمنتظره جنگ ایران
به گزارش زومان، اگر تصور میکنید بسته شدن تنگه هرمز فقط برای کشورهای نفتخیز خلیج فارس بحران ساخته، شاید بد نباشد نگاهی به سوریه بیندازید؛ کشوری که سالها درگیر جنگ داخلی، تحریم و فروپاشی اقتصادی بوده اما حالا به شکلی غیرمنتظره از بحران اخیر سود میبرد.
اکونومیست در گزارشی نوشته که در هفتههای اخیر، جادهای ۸۶۰ کیلومتری از رمادی عراق تا غرب سوریه به یکی از شلوغترین مسیرهای انرژی منطقه تبدیل شده است. کامیونهای نفتکش، یکی پس از دیگری، از دل بیابانها، روستاهای متروک و ویرانههای باستانی عبور میکنند تا نفت عراق را به بندر بانیاس در ساحل مدیترانه برسانند؛ مسیری که تا همین چندی پیش تقریبا فراموش شده بود.
اما چرا این مسیر ناگهان اهمیت پیدا کرده است؟
پاسخ را باید در بحران تنگه هرمز جستوجو کرد. با بسته شدن این آبراه استراتژیک، غولهای نفتی خاورمیانه بهدنبال مسیرهای جایگزین برای رساندن نفت خود به بازارهای جهانی افتادهاند.
عربستان سعودی بخشی از صادراتش را از طریق خط لوله دریای سرخ انجام میدهد، امارات نیز به توسعه مسیر صادراتی خود به دریای عمان روی آورده؛ اما عراق، ششمین تولیدکننده بزرگ نفت جهان، به دلیل موقعیت جغرافیایی محدودش، گزینههای کمتری دارد.
در چنین شرایطی، سوریه به راهحل موقت بغداد تبدیل شده است.
بسته شدن هرمز باعث شد عراق در ماه مارس تولید نفت خود را حدود ۸۰ درصد کاهش دهد؛ زیرا مخازن ذخیرهسازی به سرعت پر شدند. اکنون شرکت دولتی صادرات نفت عراق (SOMO) مأموریت انتقال ماهانه حدود ۶۵۰ هزار تن نفت از طریق کامیونها را به سه شرکت سپرده است.
مسیر سوریه از گزینههای دیگر—مانند اردن یا ترکیه—کوتاهتر است و نفت را مستقیماً به مدیترانه میرساند.
این همکاری البته از نظر سیاسی ساده نیست.
رهبران عراق نسبت به دولت جدید سوریه به رهبری احمد الشرع با احتیاط نگاه میکنند؛ شخصیتی که سابقه حضور در جریانهای جهادی دهه ۲۰۰۰ را در کارنامه دارد. از سوی دیگر، برخی شبهنظامیان شیعه قدرتمند در عراق، سالها در کنار حکومت بشار اسد علیه نیروهای همسو با الشرع، جنگیده بودند.
با این حال، منافع اقتصادی فعلاً بر بیاعتمادیهای سیاسی و فرقهای غلبه کرده است. حالا نیروهای سنی سوری که زمانی شورشی محسوب میشدند و اکنون بخشی از ساختار حکومتیاند، امنیت هزاران راننده شیعه عراقی را هنگام عبور از گذرگاه مرزی الولید تأمین میکنند؛ مرزی که پس از یک دهه دوباره باز شده است.
اما آیا این مسیر میتواند جایگزینی واقعی برای هرمز باشد؟
فعلاً نه.
مسیری که جایگزین تنگه هرمز نمیشود
مشکلات عملی فراوانی وجود دارد؛
- بخشی از نفت عراق سنگینتر و غلیظتر است و برای ذخیرهسازی و انتقال به گرمایش نیاز دارد.
- ظرفیت ذخیرهسازی در بندر بانیاس محدود است و روزانه بیش از هزار کامیون، زیرساختهای بندر را تحت فشار قرار دادهاند.
کارشناسان میگویند این روش در مقایسه با خطوط لوله، کند و پرهزینه است و بهسختی میتوان آن را در مقیاس بزرگ گسترش داد.
با وجود این محدودیتها، دمشق از این تحول خشنود است.
درآمد سوریه از جنگ ایران
نفت عراق اکنون بخشی از نیروگاههای سوریه را تغذیه میکند؛ نیروگاههایی که پیشتر وابسته به نفت روسیه بودند.
در عین حال، این مسیر برای حکومت جدید سوریه منبع درآمد تازهای هم ایجاد کرده است. دمشق از عبور نفت عوارض دریافت میکند، نهادهای مرزی سهم میبرند و شرکت تازهتأسیس نفت سوریه نیز مدیریت ذخیرهسازی و بارگیری نفت در بانیاس را بر عهده گرفته است.
البته درآمدها هنوز محدود است. برآوردها از درآمد روزانه بین یک تا دو میلیون دلار حکایت دارند؛ رقمی نهچندان بزرگ، اما برای کشوری با اقتصاد بحرانزده سوریه قابل توجه است.
افزون بر این، نفتی که روزانه از سوریه عبور میکند هنوز تنها حدود ۵ درصد صادرات نفت عراق پیش از جنگ را تشکیل میدهد. با این حال، همین میزان به بغداد کمک کرده بخشی از فشار مخازن ذخیرهسازی را کاهش دهد.
اما شاید مهمترین پیامد این تحول، آیندهای باشد که برای سوریه ترسیم میکند.
اگر دمشق بتواند زیرساختهای نفتی خود را بازسازی و خطوط لوله جدید احداث کند—پروژهای که دستکم ۴ میلیارد دلار هزینه خواهد داشت—ممکن است به یکی از گرههای مهم انرژی منطقه تبدیل شود.
فرصت طلایی تنگه هرمز برای سوریه
بحران هرمز به کشورهای نفتخیز منطقه یادآوری کرده که اتکا به یک مسیر، ریسک بزرگی است. اگر سوریه بتواند از این فرصت استفاده کند، ظرفیت ذخیرهسازی بانیاس را افزایش دهد و میدانهای نفتی آسیبدیده خود را احیا کند، شاید سرمایهگذاری خارجی نیز دوباره به این کشور بازگردد.
البته مسیر بازسازی سوریه همچنان بسیار طولانی و پرهزینه است؛ تخمینها از نیاز به دستکم ۲۰۰ میلیارد دلار برای بازسازی کامل سوریه خبر میدهند.
اما در کوتاهمدت، در میان آشفتگی جنگ ایران و بحران انرژی منطقه، سوریه به شکلی غیرمنتظره در جایگاه یکی از معدود برندگان ایستاده است؛ کشوری که شاید سالها بعد، این بحران را نقطه آغاز بازگشت خود بداند.