به گزارش زومان، اواخر ماه مه بود که اسکات بسنت وزیر خزانهداری آمریکا اعلام کرد این وزارتخانه طرحی برای اسکناس ۲۵۰ دلاری با تصویر دونالد ترامپ آماده کرده است؛ طرحی که با سد محکم قانون رو به روست.
قانون فعلی آمریکا تصویر فرد زنده نباید روی دلار چاپ شود؛ نکتهای که خود بسنت هم پذیرفت.
وزارت خزانهداری فقط طرح را آماده کرده و منتظر است کنگره قانونی تصویب کند که چنین کاری را ممکن کند.- اسکات بسنت
مخالفت با چاپ تصویر ترامپ روی اسکناس دلایل زیادی دارد. در تاریخ، همیشه نسبت به رهبرانی که تصویر خود را روی پول میزدند، نوعی بدبینی وجود داشته است. حتی اسکندر مقدونی که برای پرداخت دستمزد سربازانش از نقرههای غارتشده سکه ضرب میکرد، تصویر پدرش را روی سکهها گذاشت، نه تصویر خودش را.
اگر ترامپ بتواند کنگره را قانع کند که تصویرش روی اسکناس چاپ شود، این اتفاق نشانهای مهم از تغییر نگاه آمریکا به رئیسجمهور مستقر خواهد بود.
اما چرا این موضوع فقط یک بحث سیاسی نیست؟
فایننشال تایمز میگوید: اسکناس ۲۵۰ دلاری یک مشکل عملی هم دارد: این طرح با عجله و پشت درهای بسته آماده شده و ممکن است اصلاً مثل یک اسکناس واقعی کار نکند.
برای فهم ماجرا باید به خود مفهوم «دلار» نگاه کرد. در واقع مفهومی به نام یک دلار واحد و ساده وجود ندارد.
دلاری که مردم در حساب بانکی دارند، در واقع بدهی بانک به آنهاست. دلاری که بانکها نزد فدرال رزرو نگه میدارند ذخیره بانکی است. پول نقد هم شامل سکههایی است که ضرابخانه آمریکا تولید میکند و اسکناسهایی که فدرال رزرو منتشر میکند.
اما برای مردم همه اینها باید یک معنا داشته باشد: یک دلار باید همیشه یک دلار باشد. چه در حساب بانکی باشد، چه بهصورت اسکناس در جیب مردم، چه در ذخایر بانکی. بانکداران مرکزی به این اصل «یکپارچگی پول» میگویند؛ یعنی همه شکلهای پول باید با نسبت یکبهیک و بدون دردسر با هم مبادله شوند.
چرا این اصل مهم است؟
چون اگر مردم احساس کنند یک نوع دلار با نوع دیگر فرق دارد، اعتماد به پول از بین میرود. آمریکا برای رسیدن به این اعتماد، دههها زمان صرف کرده است.
در گذشته، وقتی بانکی ورشکست میشد، سپردهگذاران ممکن بود سالها منتظر بمانند تا شاید بخشی از پولشان را پس بگیرند. بعد از بحرانهای بانکی دوران رکود بزرگ شرکت بیمه سپرده فدرال ایجاد شد تا سپرده مردم نزد بانکهای ورشکسته را سریع و کامل جبران کند.
در دهه ۱۹۶۰، فدرال رزرو هنوز مجبور بود با بعضی بانکهای کوچک برخورد کند که چک بانکهای دیگر را با ارزش کامل قبول نمیکردند.
در سال ۲۰۲۳ هم وقتی چند بانک آمریکایی ورشکست شدند، وزارت خزانهداری، فدرال رزرو و شرکت بیمه سپرده تصمیم گرفتند سپردهگذاران را حتی فراتر از سقف بیمه معمول، کامل جبران کنند. دلیل این تصمیم فقط حمایت از مردم نبود؛ هدف این بود که اصل مهم حفظ شود: یک دلار باید یک دلار بماند.
حالا این بحث چه ارتباطی به اسکناس ۲۵۰ دلاری ترامپ دارد؟
اسکناس فقط یک کاغذ چاپشده نیست. برای اینکه یک اسکناس واقعاً پول باشد، باید در کل شبکه مالی آمریکا بدون مشکل پذیرفته شود؛ از بانکها و خودپردازها گرفته تا دستگاههای پولشمار، کامیونهای حمل پول، فروشگاهها و سیستمهای ضدجعل.
فدرال رزرو شبکهای از انبارهای امن پول نقد دارد که اسکناسها را از بانکها تحویل میگیرد، با دستگاههای بزرگ میشمارد و معادل آن را به حساب ذخایر بانکها اضافه میکند. همین روند برعکس هم انجام میشود تا پول نقد به بانکها، خودپردازها و در نهایت مردم برسد.
اینجاست که عجله در طراحی اسکناس ۲۵۰ دلاری مشکلساز میشود. تصمیم وزیر خزانهداری برای طراحی اسکناس کافی نیست. هر اسکناس جدید باید قبل از ورود به بازار، بارها آزمایش شود. باید مطمئن شوند دستگاههای پولشمار آن را درست میخوانند، خودپردازها آن را گیر نمیاندازند، بانکها میتوانند آن را پردازش کنند و فروشندگان روش تشخیص نمونه واقعی از تقلبی را یاد میگیرند.
در جهان بیش از ۱۰ میلیون دستگاه وجود دارد که اسکناس دلار را میخوانند و میشمارند. یک اسکناس ۲۵۰ دلاری باید وارد این دستگاهها شود و دستگاه آن را دقیقاً به ارزش ۲۵۰ دلار تشخیص دهد.
معمولاً اداره حکاکی و چاپ آمریکا نمونههای اولیه اسکناس جدید را در اختیار گروهی از تولیدکنندگان دستگاههای پولشمار و خودپرداز میگذارد تا آنها را آزمایش کنند.
به نظر میرسد برای اسکناس ۲۵۰ دلاری ترامپ، این روند هنوز انجام نشده است.
در حالت عادی، وزارت خزانهداری طرح یک اسکناس جدید را شش تا هشت ماه پیش از تبدیل شدن آن به پول قانونی منتشر میکند. این زمان برای آموزش بانکها، صندوقداران، فروشگاهها و عموم مردم استفاده میشود تا بتوانند اسکناس واقعی را از تقلبی تشخیص دهند. این مرحله هم ظاهراً هنوز طی نشده است.
پس اگر کنگره با اسکناس ترامپ موافقت کند، چه میشود؟
فدرال رزرو احتمالاً این اسکناس را میپذیرد و آن را در اختیار بانکها میگذارد. اما پذیرش فدرال رزرو بهتنهایی کافی نیست. پول واقعی فقط با امضای قانون ساخته نمیشود؛ باید در شبکه روزمره اقتصاد هم کار کند.
یعنی از انبار پول خارج شود، داخل کامیون زرهی قرار بگیرد، به بانک برسد، در دستگاه شمارش خوانده شود، از خودپرداز بیرون بیاید و مردم و فروشگاهها آن را بدون تردید بپذیرند.
هیچکدام از این مراحل احتمالاً تا پایان سال دویستوپنجاهمین سالگرد تأسیس آمریکا کامل نخواهد شد. بنابراین مشکل اسکناس ۲۵۰ دلاری ترامپ فقط این نیست که تصویر یک فرد زنده روی آن قرار میگیرد. مشکل این است که بدون طی شدن روند فنی و بانکی، ممکن است این اسکناس در عمل مثل ۲۵۰ دلار واقعی کار نکند.
در نهایت، پیام اصلی روشن است: فرایندهای فنی و اداری شاید خستهکننده به نظر برسند، اما همین فرایندها هستند که پول را به پول تبدیل میکنند. اگر این مسیر طی نشود، اسکناس ۲۵۰ دلاری ترامپ بیش از آنکه ابزار پرداخت باشد، به یک یادگاری سیاسی برای هواداران او تبدیل خواهد شد؛ چیزی شبیه قاب روی دیوار، نه اسکناسی که مردم با آن خرید روزمره انجام دهند.