وقتی اکسیوس درباره تصرف خارک توضیح می‌دهد: تغییر ادبیات جنگی در رسانه های امریکا

پنج‌شنبه 21 خرداد 1405 - 20:28
مطالعه 2 دقیقه
نمای هوایی از جزیره خارک قلب صادرات نفت ایران
رسانه‌ای نزدیک به حلقه سیاست خارجی آمریکا حالا سناریویی را توضیح می‌دهد که تا چند ماه قبل افراطی به نظر می‌رسید؛ تصرف یا فلج‌سازی قلب صادرات نفت ایران
تبلیغات

به گزارش زومان، تا چند ماه قبل صحبت درباره «تصرف خارک» بیشتر شبیه یکی از همان سناریوهای حاشیه‌ای جنگ بود؛ ایده‌ای پرهزینه که معمولاً در اتاق‌های فکر امنیتی باقی می‌ماند و کمتر وارد گفت‌وگوی عمومی می‌شد.

اما حالا اکسیوس، رسانه‌ای که در واشنگتن به نزدیکی با حلقه سیاست خارجی و امنیتی آمریکا شناخته می‌شود، با جزئیات درباره مزایا، هزینه‌ها و ریسک‌های حمله یا حتی اشغال این جزیره تحلیل منتشر کرده است؛ تغییری که شاید از خود تهدید مهم‌تر باشد.

در متن اکسیوس، خارک فقط یک هدف نظامی نیست. تقریباً در تمام گزارش، روی یک عدد تاکید می‌شود: «۹۰ درصد صادرات نفت ایران». همین تکرار نشان می‌دهد مسئله اصلی در این روایت، برنامه هسته‌ای یا حتی صرفاً توان نظامی ایران نیست؛ بلکه قلب درآمد ارزی کشور است.

در واقع، اگر در سال‌های گذشته فردو و نطنز نماد پرونده هسته‌ای بودند، حالا خارک در حال تبدیل شدن به نماد جنگ اقتصادی است؛ نقطه‌ای که فشار مالی، انرژی و امنیت دریایی به هم می‌رسند.

اکسیوس در گزارش خود تلاش می‌کند سناریویی را توضیح دهد که تا همین اواخر بسیار افراطی به نظر می‌رسید. متن فقط تهدید ترامپ را بازتاب نمی‌دهد، بلکه درباره «مزایا» و «پاداش‌های» احتمالی این اقدام هم حرف می‌زند؛ از قطع درآمدهای نفتی ایران گرفته تا آشکار شدن «آسیب‌پذیری تهران».

هم‌زمان، متن ریسک‌ها را هم پنهان نمی‌کند:

آسیب به بازار جهانی نفت، افزایش تنش در خلیج فارس، واکنش احتمالی ایران علیه زیرساخت‌های انرژی منطقه و حتی خطر حمله موشکی و پهپادی به نیروهای آمریکایی در صورت حضور روی جزیره.

همین ترکیب مهم است.

اکسیوس نه سناریو را رد می‌کند و نه آن را قطعی می‌داند؛ بلکه آن را وارد فضای «قابل بحث» می‌کند. این همان نقطه‌ای است که متن از یک خبر ساده فاصله می‌گیرد و به نوعی تحلیل برای افکار عمومی آمریکا تبدیل می‌شود.

در واشنگتن، رسانه‌ها پیش از تصمیمات پرریسک امنیتی معمولاً فقط نقش انتقال خبر ندارند؛ بلکه به فضایی برای سنجش و عادی‌سازی سناریوها هم تبدیل می‌شوند. به همین دلیل، مهم است که اکسیوس حالا درباره خارک نه با زبان هشدار صرف، بلکه با زبان «هزینه و فایده» صحبت می‌کند.

در دل این روایت، یک تغییر بزرگ‌تر هم دیده می‌شود؛ تغییر در ماهیت فشار علیه ایران.

اگر سال‌ها تمرکز بر تحریم بانک‌ها، محدودیت فروش نفت و فشار مالی بود، حالا صحبت از تهدید مستقیم زیرساخت فیزیکی صادرات انرژی است؛ یعنی گذار از جنگ تحریمی به تهدید علیه گلوگاه واقعی صادرات نفت.

از همین زاویه، خارک فقط یک جزیره کوچک در خلیج فارس نیست.

در محاسبات جدید واشنگتن، این جزیره به نقطه‌ای تبدیل شده که می‌تواند هم بر درآمد ایران اثر بگذارد، هم بازار جهانی انرژی را تکان دهد و هم هزینه‌های جنگ را برای همه بازیگران منطقه افزایش دهد.

با این حال، حتی خود اکسیوس هم یک تردید مهم را پنهان نمی‌کند:

هیچ تضمینی وجود ندارد که چنین فشاری ایران را وادار به پذیرش شروط آمریکا کند.

شاید مهم‌ترین پیام پنهان این گزارش هم همین باشد؛

اینکه در نگاه بخشی از محافل آمریکایی، جنگ دیگر فقط بر سر برنامه هسته‌ای یا تنگه هرمز نیست؛ بلکه به مرحله‌ای رسیده که زیرساخت اقتصادی و توان ادامه حیات مالی کشورها، به بخشی از میدان نبرد تبدیل شده است.

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.