جنگ کنترلشده؛ ۴۹ موشک آمریکایی در برابر حمله ایران به ۱۸ هدف منطقهای
جنگ کنترلشده؛ ۴۹ موشک آمریکایی و حمله ایران به ۱۸ هدف منطقهای
شبی که از جنوب ایران آغاز شد
بامداد پنجشنبه، خاورمیانه دوباره شبی را پشت سر گذاشت که نه شبیه آتشبس بود و نه شبیه جنگی که همهچیز را در خود میبلعد.
اول خبرها از جنوب ایران آمد. از بندرعباس، قشم، سیریک و خارک. بعد نوبت اطراف تهران رسید؛ کرج، آبیک، قرچک و نظرآباد. کمی بعد هم شیراز.
ساعتی نگذشته بود که دونالد ترامپ در گفتوگو با فاکسنیوز ظاهر شد و گفت آمریکا در حملات شبانه خود ۴۹ موشک تاماهاوک شلیک کرده است؛ حملاتی که به گفته او برخی اهدافش تا نزدیکی تهران رسیده بودند.
سنتکام اعلام کرد اهداف این عملیات شامل سامانههای پدافندی، مراکز ارتباطی و توان رصد نظامی ایران بوده است. اما پراکندگی جغرافیایی اهداف چیز دیگری را هم نشان میداد؛ بخش مهمی از حملات نه در مرکز ایران، بلکه در امتداد تنگه هرمز انجام شده بود؛ جایی که اقتصاد، انرژی و امنیت دریایی ایران به هم گره خوردهاند.
وقتی هدف فقط یک پایگاه نیست
خارک فقط یک جزیره نیست؛ یکی از مهمترین گرههای صادرات نفت ایران است. بندرعباس فقط یک بندر نیست؛ بخشی از شریان تنفس تجارت ایران است. و وقتی نام قشم و سیریک هم در میان اهداف دیده میشود، پیام حمله فقط نظامی نیست.
در همان ساعات، در برخی مناطق جنوبی ایران آب قطع شد. بعدتر گزارش رسید آب سیریک دوباره وصل شده است. شاید همین جزئیات کوچک بهتر از هر تحلیل بزرگی نشان دهد جنگ مدرن فقط در آسمان و پایگاهها رخ نمیدهد؛ آرامآرام وارد زندگی روزمره میشود.
اما شب هنوز تمام نشده بود.
پاسخ ایران؛ از اردن تا بحرین
چند ساعت بعد، نوبت پاسخ ایران رسید.
سپاه پاسداران اعلام کرد در عملیات تلافیجویانه خود ۱۸ هدف منطقهای را مورد حمله قرار داده است؛ از جمله پایگاههای آمریکا در اردن، کویت و بحرین.
در اردن، نام پایگاه الازرق مطرح شد؛ جایی که رسانههای نزدیک به سپاه مدعی شدند جنگندههای آمریکایی در آن مستقر بودهاند. در بحرین آژیر خطر به صدا درآمد. در کویت سامانههای پدافندی فعال شدند و حریم هوایی این کشور بسته شد. همزمان وزارت خارجه آمریکا به شهروندانش در اردن هشدار داد به پناهگاه بروند.
چند ساعت بعد، کویت اعلام کرد حریم هوایی خود را دوباره بازگشایی کرده و فرودگاه اصلی کشور فعالیت عادی خود را از سر گرفته است؛ نشانهای از اینکه منطقه هنوز در تلاش است از تبدیل بحران به یک اختلال کامل منطقهای جلوگیری کند.
دو روایت از یک حمله
اگر فقط تیترها را کنار هم بگذاریم، همهچیز شبیه آغاز یک جنگ منطقهای به نظر میرسد. اما واقعیت میدان هنوز کمی متفاوت است.
نه ایران هنوز به نقطهای رسیده که بخواهد تلفات سنگین و مستقیم به نیروهای آمریکایی وارد کند، و نه آمریکا وارد مرحلهای شده که زیرساختهای حیاتی انرژی ایران را بهطور گسترده هدف بگیرد.
حتی در روایت رسمی آمریکا هم نوعی دوگانگی دیده میشود.
سنتکام در بیانیه خود تلاش کرد حملات را در قالب «دفاع از خود» توضیح دهد و گفت مراکز هدفگرفتهشده تهدیدی علیه نیروهای آمریکایی و کشتیرانی تجاری بودهاند. اما لحن سیاسی کاخ سفید متفاوت بود.
ترامپ در مصاحبه خود حملات آمریکا را «خشن و شدید» توصیف کرد و همزمان هشدار داد اگر تهران توافق را نپذیرد، حملات ادامه خواهد یافت.
همین تفاوت لحن شاید نشان دهد واشنگتن هنوز در حال تعریف چارچوب این درگیری است؛
آیا آمریکا وارد یک جنگ مستقیم شده، یا همچنان میخواهد عملیاتش را بهعنوان فشار محدود برای وادار کردن تهران به توافق معرفی کند؟
جنگی که روی روایتها هم جریان دارد
در همین میان، تنگه هرمز دوباره به مرکز بازی بازگشت. سپاه گفت این گذرگاه به روی همه کشتیها بسته خواهد شد. بازار نفت بلافاصله واکنش نشان داد و قیمتها جهش کردند. آمریکا گفت عبور کشتیها ادامه دارد؛ تهران این روایت را رد کرد.
جنگ فقط روی آب و خاک نیست؛ روی روایتها هم جریان دارد.
شاید برای همین است که وضعیت فعلی را نمیشود با واژههای قدیمی توضیح داد. نه آتشبسی در کار است، نه صلحی پایدار، و نه هنوز جنگی که همهچیز را از کنترل خارج کرده باشد.
بیشتر شبیه لحظهای است که دو طرف، دست روی ماشه، مدام جلو میآیند و آخرین خط قرمزهای همدیگر را امتحان میکنند؛
جنگی واقعی، اما هنوز مهار شده.