اکونومیست: دو ضربهای که به محاسبات ترامپ خورد
به گزارش زومان به نقل از اکونومیست، دور تازه تنشهای مقطعی میان ایران و اسرائیل بار دیگر یک سؤال مهم را به مرکز توجه آورد: آیا دونالد ترامپ دیگر توان مهار بنیامین نتانیاهو را ندارد؟
درگیری از هفتم ژوئن بار دیگر شعلهور شد؛ ایران و اسرائیل موشک و حملات هوایی ردوبدل کردند و سپس آرامشی شکننده برقرار شد. در همین فضا، دونالد ترامپ با لحنی که بهگفته ناظران چندان قانعکننده به نظر نمیرسید، تأکید کرد که «هر دو طرف خواهان آتشبس فوری هستند.»
اما آیا واقعاً چنین است؟
آتشبسی که دوباره لرزید
ترامپ تمایلی به بازگشت جنگی ندارد که آمریکا و اسرائیل نزدیک به ۴۰ روز بهطور مشترک علیه ایران پیش بردند؛ جنگی که نهتنها به تنشهای امنیتی دامن زد، بلکه با ادامه بحران در تنگه هرمز، بازار جهانی انرژی را نیز متلاطم کرد.
با این حال، ازسرگیری موقت درگیریها دو ناکامی همزمان رئیسجمهور آمریکا را آشکار کرد: او نه توانسته اسرائیل را مهار کند و نه ایران را به پذیرش یک آتشبس پایدار وادار سازد.
به نوشته اکونومیست، نتانیاهو در فاصلهای کوتاه، دو بار برخلاف خواست ترامپ عمل کرده است.
از بیروت تا تهران؛ چرا بحران دوباره بالا گرفت؟
ماجرا از حمله اسرائیل به بیروت آغاز شد؛ جایی که تلآویو مدعی شد دفاتر حزبالله را هدف قرار داده است. این حمله در حالی انجام شد که ترامپ تنها چند روز قبل آتشبسی محدود میان اسرائیل و حزبالله برقرار کرده بود؛ توافقی که حمله به پایتخت لبنان را محدود میکرد.
اسرائیل مدعی شد این حملات پاسخی به راکتپرانی حزبالله بوده است. اما ایران نیز وارد معادله شد و ۱۱ موشک به شمال اسرائیل شلیک کرد؛ حملهای که خسارت جدی بهجا نگذاشت.
ترامپ همین میزان پاسخ را کافی دانست و حتی گفت شخصاً با نتانیاهو تماس خواهد گرفت تا او را از واکنش بیشتر منصرف کند. اما اینبار هم نخستوزیر اسرائیل مسیر دیگری را انتخاب کرد.
جنگندههای اسرائیلی حملاتی را علیه اهدافی در ایران انجام دادند؛ از پرتابگرهای موشکی گرفته تا سامانههای پدافندی و یک مجتمع پتروشیمی که تلآویو مدعی است با برنامه موشکی ایران مرتبط بوده است. تهران نیز در پاسخ، ۲۰ موشک بهسوی اسرائیل شلیک کرد.
پیام تهران و تلآویو چه بود؟
به باور اکونومیست، هر دو طرف در حال ارسال یک پیام روشن هستند.
ایران نشان داده حاضر نیست حزبالله را که از دهه ۱۹۸۰ روی آن سرمایهگذاری امنیتی و مالی کرده، تنها بگذارد. در مقابل، اسرائیل نیز تأکید میکند که حتی با وجود فشارهای آمریکا، قصد عقبنشینی از کارزار نظامی علیه حزبالله را ندارد.
این در حالی است که سالها جنگ میان دو طرف عمدتاً غیرمستقیم و پنهانی بود؛ اما حالا حملات مستقیم بیش از گذشته به بخشی از قواعد جدید بازی تبدیل شده است؛ موضوعی که خطر یک درگیری گستردهتر را افزایش میدهد.
آیا ترامپ واقعاً اهرم فشار دارد؟
اکونومیست معتقد است معضل اصلی ترامپ اینجاست: اینکه تلاش کرده هم در جبهه لبنان و هم در پرونده ایران نوعی آتشبس را به اسرائیل تحمیل کند، اما گویا موفق نبوده است.
رئیسجمهور آمریکا از یکسو اسرائیل را از مذاکرات با ایران کنار گذاشته و از سوی دیگر هنوز نخواسته فشار واقعی بر شریک قدیمیاش وارد کند.
ترامپ حتی در گفتوگوهای خصوصی با نتانیاهو لحن تندی داشته و طبق گزارشها او را «دیوانه» خطاب کرده است. با این حال، در عمل پیامد سیاسی یا نظامی مشخصی برای سرپیچیهای نخستوزیر اسرائیل دیده نشده است.
در واقع، سطح همکاری نظامی آمریکا و اسرائیل بهحدی است که اگر واشنگتن بخواهد، میتواند فشار بسیار بیشتری برای محدود کردن عملیات اسرائیل اعمال کند؛ اما تاکنون چنین اتفاقی رخ نداده است.
اسرائیل در حال از دست دادن آمریکا است؟
در بخش مهمی از گزارش، اکونومیست به تغییر فضای افکار عمومی آمریکا اشاره میکند. بر اساس نظرسنجیها، حمایت از اسرائیل در میان آمریکاییها، حتی در میان بخشی از جمهوریخواهان جوان، کاهش یافته است.
همزمان، نتانیاهو نیز با چالشهای داخلی روبهرو است. او در آستانه انتخابات با انتقادهایی روبهروست که میگویند باوجود سالها درگیری، نه برنامه هستهای ایران متوقف شده، نه حماس از بین رفته و نه حزبالله کاملاً خلع سلاح شده است.
در نهایت، اکونومیست به یک جمعبندی هشدارآمیز میرسد: اسرائیل همچنان توان نظامی بالایی برای هدف قرار دادن دشمنانش از بیروت تا تهران دارد، اما در تبدیل این برتری نظامی به دستاوردی سیاسی و راهبردی موفق نبوده است؛ و اگر شکاف با واشنگتن عمیقتر شود، ممکن است مهمترین متحد خود را نیز بیش از گذشته تحت فشار قرار دهد.