پیام پنهانی حمله؛ اسرائیل با یک معادله تازه روبهرو شد
به گزارش زومان به نقل از ریسپانسیبل استیتکرفت، هنوز روشن نیست که آیا تلاش ایران برای ایجاد معادلهای تازه در منطقه واقعا موفق شده است یا نه؛ معادلهای که براساس آن، اگر اسرائیل به لبنان حمله کند، ایران مستقیما اسرائیل را هدف قرار خواهد داد.
اما آنچه روشن به نظر میرسد، تغییر احتمالی موازنه راهبردی در منطقه است. اسرائیل برخلاف خواست رئیسجمهور آمریکا، حملاتی را علیه ایران انجام داد. با اینحال، منابع ایرانی و آمریکایی میگویند این حملات بهگونهای حسابشده طراحی شده بودند تا خسارت محدودی برجا بگذارند؛ احتمالا به این دلیل که آمریکا برای جلوگیری از گسترش بحران، اسرائیل را تحت فشار گذاشت.
ایران نیز پس از حملات اسرائیل، بار دیگر اسرائیل را هدف قرار داد. با این حال، ابعاد کامل خسارتهای ناشی از حملات ایران همچنان نامشخص است؛ زیرا سانسور نظامی در اسرائیل مانع انتشار اطلاعات کامل شده است.
معادله تازه در منطقه؟
در نتیجه، ناظران بیرونی هنوز تصویر کاملی از پیامدهای نظامی و راهبردی این تبادل حملات در اختیار ندارند.
آزمون واقعی برای اینکه مشخص شود آیا معادلهای تازه در منطقه شکل گرفته یا نه، شاید نه در آنچه تاکنون رخ داده، بلکه در اتفاقات بعدی نمایان باشد. بهطور مشخص: آیا اسرائیل دوباره بیروت را هدف قرار خواهد داد؟
حتی اگر تلآویو چنین کند، تصمیمگیران اسرائیلی از این پس ناچار خواهند بود هزینهای را در محاسبات خود وارد کنند که پیشتر وجود نداشت: احتمال پاسخ مستقیم ایران.
اسرائیل برای دههها در بخشهای گستردهای از منطقه تقریبا آزادی عمل کامل داشت و میتوانست هر زمان بخواهد اهدافی را در لبنان بمباران کند، بیآنکه از سوی بازیگران ثالث با هزینهای جدی روبهرو شود؛ فرضی که به نظر میرسد دیگر معتبر نیست.
آمریکا از رویارویی مستقیم فاصله میگیرد
همزمان، ایالات متحده آشکارا این پیام را داده است که دیگر قصد ندارد در رویارویی اسرائیل با ایران، نقش یک طرف فعال را ایفا کند. اگر این ادعا درست باشد، چنین اتفاقی بیسابقه و برای اسرائیل بسیار نگرانکننده خواهد بود. تمایل واشنگتن به پرهیز از درگیری مستقیم بیش از پیش آشکار شده است؛ حتی در شرایطی که آمریکا همچنان مسیرهای دیگر حمایت از اسرائیل را باز گذاشته است.
در مجموع، این تحولات نشان میدهد که شاید موازنه راهبردی تازهای در منطقه در حال شکلگیری باشد. البته تصویر هنوز روشن نیست و برای گفتن اینکه یک چارچوب پایدار بازدارندگی شکل گرفته، بسیار زود است.
ادامه مسیر تا حد زیادی به رفتارهای بعدی اسرائیل، پاسخهای ایران و واکنش دو طرف به احتمال تشدید بحران وابسته است.
گره ۱۲ میلیارد دلاری در مذاکرات
پرسش بعدی این است که آیا این معادله تازه میتواند به دیپلماسی ایران و آمریکا جان دوباره بدهد یا نه؟
برداشت ایران این است که اقدام اخیرش به آمریکا نشان داد یادداشت تفاهم پیشنهادی برای تهران ارزش چندانی ندارد؛ تا جایی که حاضر است حتی خطر مسیر دیپلماتیک را هم بپذیرد. امید تهران این است که ترامپ در برابر آنچه ظاهرا آخرین مانع باقیمانده در مذاکرات است کوتاه بیاید؛ یعنی آزادسازی ۱۲ میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده.
ترامپ، در مقابل، ممکن است محاسبه کند که این تبادل آتش دو پیام همزمان داشته است: از یک سو، هزینه جنگ تمامعیار را به ایران نشان داده و از سوی دیگر، توانایی او را برای مهار نسبی اسرائیل ثابت کرده است.
در نتیجه، از نگاه ترامپ، ایران باید به توانایی او برای اجرای تعهداتش اعتماد کند و بر آزادسازی داراییها در همان ابتدای اجرای تفاهم اصرار نداشته باشد.
با اینحال، همه طرفها باید یک نکته را در نظر بگیرند: اگر طی روزهای آینده پیشرفتی حاصل نشود، نتانیاهو ممکن است بار دیگر جسارت پیدا کند و برای خرابکاری در مذاکرات تلاش کند. این روند دیپلماتیک پیش از فروپاشی، چند موج تنش دیگر را میتواند تاب بیاورد؟