به گزارش زومان، چگونه کشوری با تنها ۳۳۰ هزار شهروند توانسته در دو دهه گذشته صدها میلیارد دلار در آمریکا سرمایهگذاری کند و در عین حال به یکی از بازیگران تأثیرگذار در سیاست، آموزش و اقتصاد این کشور تبدیل شود؟
این پرسشی است که ناتالی اکانو در گزارش تازه اندیشکده «بنیاد دفاع از دموکراسی آمریکا » (FDD) مطرح کرده است. طبق این گزارش، قطر از سال ۲۰۰۰ تاکنون دستکم ۴۰۰ میلیارد دلار در بخشهای مختلف آمریکا، از صنایع دفاعی و انرژی گرفته تا دانشگاهها و رسانهها، هزینه کرده است – معادل با ۱.۲ میلیون دلار به ازای هر شهروند قطری.
اگرچه دوحه این روابط را بخشی از همکاریهای اقتصادی و راهبردی خود با واشنگتن میداند، اما منتقدان معتقدند حجم گسترده این سرمایهگذاریها فراتر از یک همکاری اقتصادی معمولی است و میتواند ابزاری برای کسب نفوذ سیاسی و شکلدهی به افکار عمومی باشد.
۴۰۰ میلیارد دلار؛ ردپای سرمایههای قطری در آمریکا
ناتالی اکانو بیش از یک سال معاملات قطری در آمریکا را دنبال کرده و حجم تزریق سرمایه این کشور به ایالات متحده را در یک برآورد دست پایین ۴۰۰ میلیارد دلار تخمین زده است. این در حالی است که تخمینهایی فراتر از ۱.۲ تریلیون دلار نیز مطرح میشود.
برخی از بزرگترین سرمایهگذاریهای قطر در حوزههای زیر بوده است:
- هوانوردی و زیرساخت: ۲۴۶ میلیارد دلار
- دفاع: ۸۴.۶ میلیارد دلار
- خدمات مالی: ۲۶.۸ میلیارد دلار
- انرژی: ۲۴.۶ میلیارد دلار
چرا قطر سرمایهگذار متفاوتی است؟
در دنیای ژئوپلیتیک، پول بیطرف نیست. وقتی کشوری چنین حجم عظیمی از سرمایه را در بازارهای آمریکا پارک میکند، به طور خودکار اهرمی برای فشار و امتیازگیری به دست میآورد.
بنابراین اکانو این میزان سرمایهگذاری قطر را به یک دلیل، متفاوت از سایر کشورهای سرمایهگذار در آمریکا از جمله کانادا یا ژاپن میداند. او به نقش قطر در حمایت از گروههای جهادی خاورمیانه مانند اشاره میکند.
این میزان سرمایهگذاری در آمریکا از سوی کشوری که حامی اصلی اخوانالمسلمین و شبکهای جهانی از گروههای اسلامگراست، قطر را از سایر کشورهای سرمایهگذار در آمریکا متمایز میکند.
از پایگاههای نظامی تا قراردادهای تسلیحاتی
بخش دفاعی یکی از مهمترین حوزههای همکاری میان واشنگتن و دوحه به شمار میرود. ارزش سرمایهگذاریها و خریدهای دفاعی قطر در آمریکا را حدود ۸۴.۶ میلیارد دلار برآورد میشود.
قطر میزبان پایگاه هوایی العدید، بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا در خاورمیانه، است و طبق آمارهای ارائهشده میلیاردها دلار برای توسعه زیرساختهای این پایگاه هزینه کرده است.
علاوه بر این، دوحه طی سالهای اخیر به یکی از بزرگترین مشتریان صنایع دفاعی آمریکا تبدیل شده و دهها میلیارد دلار تجهیزات نظامی، سامانههای دفاع موشکی، جنگنده و پهپاد از شرکتهای آمریکایی خریداری کرده است.
این روابط دفاعی علاوه بر جنبه امنیتی، شبکهای از منافع اقتصادی و سیاسی مشترک میان دو کشور ایجاد کرده که نقش مهمی در تحکیم روابط دوجانبه دارد.
جای پای محکم قطریها در دانشگاههای آمریکایی
یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای گزارش به حضور مالی قطر در دانشگاههای آمریکا مربوط میشود. براساس دادههای وزارت آموزش آمریکا، قطر از سال ۲۰۰۱ تاکنون حدود ۸.۸ میلیارد دلار به مؤسسات آموزش عالی آمریکا اختصاص داده و به بزرگترین تأمینکننده خارجی منابع مالی دانشگاههای این کشور تبدیل شده است.
دانشگاههایی مانند کورنل، جورجتاون، کارنگی ملون، نورثوسترن و تگزاس A&M از جمله مراکزی هستند که شعبه یا پردیس آموزشی در دوحه دارند و از حمایت مالی قطر بهرهمند شدهاند.
در برخی تحقیقات کنگره آمریکا، درباره میزان تأثیر این منابع مالی بر سیاستهای دانشگاهی ابراز نگرانی شده است.
علاوه بر آموزش عالی، قطر از طریق بنیادهای وابسته به خود در برنامههای آموزشی مدارس، آموزش زبان عربی، برگزاری کارگاههای آموزشی و برنامههای تبادل فرهنگی نیز سرمایهگذاری کرده است.
اکانو هشدار میدهد:
در دوران تشدید مبارزه شناختی، اطلاعات نادرست و نفوذ خارجی، زمان آن رسیده است که دولت ایالات متحده نه تنها به چین و روسیه، بلکه به سایر کشورهای استبدادی - و شاید دموکراسیها - نیز نگاه کند.
لابیگری و روابط عمومی؛ خرید نفوذ در واشنگتن؟
یکی دیگر از محورهای مهم گزارش، هزینههای قطر برای لابیگری و روابط عمومی در آمریکاست. بر اساس این گزارش، نهادها و شرکتهای قطری از سال ۲۰۱۰ تاکنون نزدیک به ۲۹۶ میلیون دلار به شرکتهای لابیگری، مشاوره سیاسی و روابط عمومی در آمریکا پرداخت کردهاند.
به نوشته گزارش، این فعالیتها پس از بحران سال ۲۰۱۷ و قطع روابط چند کشور عربی با قطر شدت گرفت. دوحه برای دفاع از سیاستهای خود و بهبود تصویرش در واشنگتن از دهها شرکت حقوقی، رسانهای و لابیگری کمک گرفت.
گزارش همچنین به سفرهای تأمین مالیشده برخی مقامهای آمریکایی به قطر، کمکهای مالی به نهادهای عمومی و اهدای هدایا به مقامات سیاسی اشاره میکند. نویسندگان این اقدامات را بخشی از تلاش قطر برای حفظ و گسترش نفوذ خود در ساختار سیاسی آمریکا میدانند؛ هرچند بسیاری از این فعالیتها در چارچوب قوانین آمریکا انجام شدهاند.
سرمایهگذاری یا نفوذ سیاسی؟
این گزارش در نهایت این پرسش را مطرح میکند که مرز میان سرمایهگذاری مشروع خارجی و نفوذ سیاسی کجاست و در این مورد به سیاستگذاران آمریکایی هشدار میدهد که «واشنگتن نباید به دولتهای خارجی اجازه دهد که بدون بررسی و شفافیت مناسب، نفوذ را خریداری کنند.»
پول قطر تقریباً به هر صنعتی در آمریکا، از دفاع و انرژی گرفته تا املاک و مستغلات، رسانه و ورزش، نفوذ کرده است.
برخی از این معاملات، سرمایهگذاریهای سادهای هستند که بازده دارند. برخی دیگر، مانند استخدام لابیگران، به معنای هزینههای مستقیم برای نفوذ هستند.
وقتی دوحه سرمایه و شغل به یک شهر یا ایالت آمریکایی میآورد، رهبران آن طبیعتاً بیشتر نگران منافع قطر میشوند.
این تحلیل نشان میدهد یک کشور چگونه میتواند با نفوذ آرام اقتصادی خود، به مهرهای تعیینکننده در زمین سیاست و قدرت تبدیل شود.