کمترین تولد در ۷۰ سال؛ چرا ایرانیها کمتر بچهدار میشوند؟
سال گذشته چند بار به جشن تولد کودک تازه به دنیا آمدهای دعوت شدید؟ احتمالا خیلی کم . فارغ از این که اصلا حوصله یا شرایطش را داشتهاید یا نه، شاید در ذهن خودتان به این فکر میکنید که اصلا پولش را نداشتم که کادوی دلخواهم را برای نورسیده بخرم. اگر به شما بگوییم احتمالا به همین خاطر به جشن تولد دعوت نشدهاید باور میکنید؟ نه اشتباه نکنید موضوع درباره قانون جذب و کائنات و امواج ذهنیتان نیست. ماجرا زمینیتر است. پای عامل سومی در میان است.
سقوط خاموش زایشها
به گزارش زومان، آمارهای تازه ثبت احوال از سال ۱۴۰۴، پرده از واقعیتی عمیق برمیدارد. در تمام آن سال، تنها ۸۹۲ هزار و ۲۸۰ کودک پا به این جهان گذاشتهاند. برای درک ابعاد این عدد، کافی است به گذشته نگاه کنیم. این میزان زاد و ولد در ۶۶ سال گذشته، یعنی از سال ۱۳۳۹ تاکنون، کاملا بیسابقه است. این دومین سال پیاپی است که تعداد تولدها به زیر یک میلیون نفر سقوط میکند.
اما ماجرا زمانی جدیتر میشود که این ارقام را در مقیاس کل جامعه بسنجیم. در اینجا باید به «نرخ خام ولادت» اشاره کنیم. این مفهوم نشان میدهد که در هر هزار نفر، دقیقا چند نوزاد متولد شدهاند. پارسال این عدد به ۱۰ تولد در هر هزار نفر رسیده است. برای مقایسه، حتی در سال ۱۳۳۵ این رقم حدود ۱۹ بود. این یعنی نرخ ولادت به پایینترین سطح خود در هفتاد سال اخیر رسیده است و زایش ۱۰ نفر به ازای هر هزار نفر، در هیچ دورهای سابقه نداشته است.
تقاطع مرگ و زندگی
در سوی دیگر این معادله، آمار درگذشتگان قرار دارد. در سال ۱۴۰۴، تعداد ۴۵۱ هزار و ۷۹۸ مورد فوت به ثبت رسیده است. بررسیها نشان میدهد که پس از سالهای تاریک شیوع کرونا، یعنی ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ که آمار مرگومیر از مرز ۵۰۰ هزار نفر گذشت، سال ۱۴۰۴ به همراه ۱۴۰۳ یکی از بالاترین رکوردهای فوت را در هفتاد سال گذشته رقم زدهاند. البته بخشی از این افزایش قابل توجیه است و رشد کلی جمعیت آن را توضیح میدهد. اگر «نرخ خام فوت» را بررسی کنیم، یعنی تعداد مرگ در هر هزار نفر، به عدد ۵.۳ میرسیم. این عدد نه خیلی بالا و نه خیلی پایین است؛ چرا که در دهه ۳۰ یا سالهای کرونا اعدادی بالای ۶ هم ثبت شده و نرخ میانگین این عدد در ۷۰ سال گذشته حدودا ۵.۴ بوده است.
اما تکاندهندهترین بخش ماجرا، تلاقی این دو آمار است. در اینجا به «شاخص حیاتی» میرسیم؛ عددی که نشان میدهد در برابر هر یک مرگ، چند تولد ثبت شده است. در دهه ۶۰ خورشیدی، در ازای هر فوت حدود ۱۰ تولد داشتیم. اما با گذشت زمان این شاخص افت کرد و سال گذشته برای نخستین بار در این ۷۰ سال به زیر عدد ۲ سقوط کرد. به زبان ساده، زایشها دیگر همگام با فوتیها رشدی نداشتهاند.
بهای سنگین فردا
چه عاملی این موتور جمعیتی را متوقف کرده است؟ در ادبیات اقتصادی، ریشه این پدیده را باید در سفره مردم جستجو کرد. عواملی چون افزایش هزینههای زندگی، مسکن، هزینههای بالای آموزش و نگهداری فرزند، و ناامنی شغلی و چشمانداز آینده نقش اصلی را بازی میکنند. در این میان، تورم و انتظارات تورمی مقصران ردیف اول هستند. تورم یعنی همان افزایش مداوم و عمومی قیمتها در طول زمان، که در کنار نااطمینانی به آینده، انگیزه فرزندآوری را میبلعد.
این رکوردشکنی بیسابقه، تنها یک عدد روی کاغذ نیست و تبعات سنگینی برای فردای کشور دارد. نخستین پیامد، سالخوردگی جمعیت است؛ کاهش مستمر زاد و ولد باعث میشود هرم سنی در دهههای آینده به شدت پیر شود. این پیری، بحران صندوقهای بازنشستگی را در پی دارد. با کاهش جوانان شاغل در برابر افزایش بازنشستگان، نسبت پشتیبانی صندوقها افت کرده و پولی برای تامین مالی آنها نخواهد ماند.
در کنار این موارد، کاهش نیروی کار جوان و مولد در بلندمدت، رشد اقتصادی را محدود خواهد کرد. همچنین، موج سالمندی به مراقبتهای پزشکی و رفاهی بیشتری نیاز دارد که بار مالی سنگین و هزینههای گزافی را بر سیستم بهداشت و درمان تحمیل میکند.
در نهایت، غیبت شما در جشن تولدها و کاهش این مراسم، هر دو ریشه در یک درد مشترک دارند. تورمی که توان خرید یک هدیه دلخواه را از شما گرفته، دقیقا یکی از همان عواملی است که نبض حیاتی کشور را به کف هفتاد ساله خود کشانده است.