روایت فارنافرز از محاسبات جدید در تهران؛ جمهوری اسلامی دیگر دنبال حل بحران نیست
در هفتههایی که منطقه میان آتشبسهای شکننده، مذاکرات فرسایشی و درگیریهای پراکنده در رفتوآمد بود، بسیاری تصور میکردند فشار اقتصادی و هزینههای جنگ، تهران را به سمت توافقی پایدارتر با واشنگتن سوق خواهد داد. اما فارنافرز در تحلیلی تازه، تصویری متفاوت ارائه میدهد؛ تصویری که میگوید بخشی از ساختار قدرت در ایران حالا دیگر به بحران فقط به چشم تهدید نگاه نمیکند.
این نشریه آمریکایی معتقد است جمهوری اسلامی پس از تجربه برجام، بازگشت تحریمها و سپس حملات نظامی در میانه مذاکرات، به این جمعبندی رسیده که مذاکره بدون اهرم فشار، بیش از آنکه امنیت بسازد، آسیبپذیری ایجاد میکند.
در این روایت، مذاکره دیگر الزاماً به معنای پایان تنش نیست؛ بلکه بخشی از مدیریت تقابل است.
محاسبات جدید تهران از کجا شکل گرفت؟
فارنافرز ریشه این تغییر نگاه را در چند تحول همزمان میبیند.
نخست، تجربه برجام؛ توافقی که زمانی در تهران نماد امکان کاهش تنش با غرب بود، اما پس از خروج آمریکا، برای بخشی از حاکمیت به نشانهای از بیاعتمادی ساختاری تبدیل شد.
دوم، جنگ اخیر؛ جنگی که به نوشته این نشریه، در شرایطی ادامه پیدا کرد که هنوز مسیر دیپلماسی کاملاً بسته نشده بود. همین مسئله باعث شد بخشی از جریانهای سیاسی در ایران به این برداشت برسند که واشنگتن، مذاکره و نرمش را نه نشانه حسن نیت، بلکه نشانه ضعف میبیند.
عامل سوم نیز تغییر موازنه داخلی است. تحلیل فارنافرز میگوید جریانهایی که سالها نسبت به سازش با غرب بدبین بودند، حالا دست بالاتری پیدا کردهاند؛ جریانی که تصور میکند تقابل، دستکم در برخی حوزهها، توانسته برای تهران اهرم جدید بسازد.
به همین دلیل، از نگاه نویسنده، جمهوری اسلامی امروز بیشتر از آنکه به «حل بحران» فکر کند، به «مدیریت بحران از موضع قدرت» میاندیشد.
هرمز؛ جایی که بازی تغییر کرد
اما نقطهای که به گفته فارنافرز این محاسبات جدید را تقویت کرد، تنگه هرمز بود.
سالها این آمریکا بود که در جنگ اقتصادی دست بالا را داشت. واشنگتن با تحریم، محدودیت بانکی و فشار بر صادرات نفت ایران میتوانست هزینه سنگینی به اقتصاد ایران تحمیل کند، بدون آنکه اقتصاد جهانی فشار مستقیمی را تجربه کند. ایران بیشتر در موضع دفاعی قرار داشت و ابزار محدودی برای وارد کردن هزینه متقابل در اختیارش بود.
اما بحران اخیر، به روایت فارنافرز، این معادله را تغییر داد.
اختلال در هرمز، نگرانی بازار انرژی و افزایش هزینه حملونقل باعث شد تبعات تقابل، از داخل مرزهای ایران فراتر برود و به اقتصاد جهانی هم منتقل شود.
به نوشته این نشریه، کشورهای عربی که نگران تبعات اقتصادی بحران بودند، آمریکا را برای حرکت به سمت آتشبس تحت فشار گذاشتند. همزمان کشورهای آسیایی وابسته به نفت و گاز خلیج فارس نیز از ایران خواستند مسیر امنی برای عبور کشتیهایشان فراهم کند.
حتی در اروپا نیز لحن برخی رهبران تغییر کرد. فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، که پیشتر از عملیات اسرائیل علیه ایران حمایت کرده بود، بعدتر از آن فاصله گرفت و گفت تهران واشنگتن را «تحقیر» کرده است. امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، نیز اعزام نیروی نظامی به منطقه را رد کرد و چندین مقام اروپایی کانالهای ارتباطی خود با تهران را فعال کردند.
از نگاه فارنافرز، این تحولات برای جمهوری اسلامی یک پیام مهم داشت:
ایران میتواند از موقعیت ژئوپلیتیکی خود برای وادار کردن دیگران به واکنش استفاده کند.
در این نگاه، هرمز فقط یک آبراه نیست؛ اهرم اقتصادی و ژئوپلیتیکی ایران است.
به همین دلیل، فارنافرز معتقد است تهران تلاش میکند تحریم را از یک فشار یکطرفه، به یک بازی پرهزینه برای همه تبدیل کند.
منفعت این مدل برای تهران چیست؟
تحلیل فارنافرز میگوید جمهوری اسلامی تصور میکند بحران اخیر، برخلاف انتظار اولیه، فقط هزینه نداشته است.
به باور نویسنده، تهران توانسته دوباره خود را به مرکز معادلات انرژی و امنیت منطقه بازگرداند؛ کشورهای عربی را نگران گسترش بحران کند و اروپا و آسیا را نسبت به تبعات ادامه تنش حساستر سازد.
در این چارچوب، ادامه تنش لزوماً به معنای انزوا نیست؛ بلکه میتواند ابزاری برای وادار کردن دیگران به مذاکره باشد.
فارنافرز میگوید جمهوری اسلامی تلاش میکند خود را به عنوان «قدرتی که نمیتوان نادیده گرفت» تثبیت کند؛ بازیگری که بدون در نظر گرفتن آن، ثبات منطقه و امنیت انرژی دشوار خواهد بود.
اما این مسیر چه تبعاتی دارد؟
فارنافرز تأکید دارد این استراتژی بدون هزینه نیست.
ادامه وضعیت فعلی میتواند فرسایش اقتصادی ایران را تشدید کند، زیرساختهای صنعتی و انرژی را آسیبپذیرتر سازد و حتی زمینه اجماع بیشتر جهانی علیه تهران را فراهم آورد.
در کنار این، بحران کنترلشده همیشه قابلکنترل باقی نمیماند. هر درگیری محدود میتواند به برخوردی بزرگتر تبدیل شود؛ بهویژه در منطقهای که همزمان چندین بحران امنیتی فعال در آن جریان دارد.
با این حال، جمعبندی نهایی فارنافرز روشن است:
تهران دیگر فقط به دنبال دوام آوردن نیست؛ بلکه تلاش میکند از دل تنش، جایگاه تازهای برای خود در نظم منطقهای و جهانی بسازد.