رکورد نگران‌کننده مرگ‌ومیر در شهرهای ایران

فاصله عمر مردان و زنان اوج گرفت
شنبه 16 خرداد 1405 - 20:15
مطالعه 3 دقیقه
فوت
آمارهای تازه نشان می‌دهد چگونه جنسیت و جغرافیا طول عمر ایرانیان را تعیین می‌کند؛ از شمال پیر تا جنوب جوان، مرگ چهره‌ای متناقض دارد.

مرگ، شاید تنها حقیقت برابر جهان باشد، اما مسیر رسیدن به آن عموما فرق دارد. به گزارش زومان، در سال گذشته، آمارها توقف تپش بیش از ۴۵۱ هزار و ۷۹۸ قلب را در کشور ثبت کردند. این عدد، تنها یک آمار خشک نیست، بلکه آینه‌ای از کیفیت زندگی، سلامت و بحران‌ها است. با اینکه این رقم نسبت به سال قبل از آن حدود ۱.۵۴ درصد کمتر شده، اما لایه‌های پنهان آن قصه‌ای از نابرابری‌های عمیق را روایت می‌کند. این آمارها را سازمان تثبت احوال کشور منتشر کرده است.

رکورد شهری مرگ و میر

وقتی به مناطق شهری نگاه می‌کنیم، شمار از دست‌رفتگان شهرنشین در کشور در سال ۱۴۰۴ به ۳۵۴,۵۲۱ نفر می‌رسد. این عدد، پس از سال‌های تاریک همه‌گیری کرونا در ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰، دومین رکورد بالا در ۱۵ سال اخیر محسوب می‌شود.

بررسی‌های ماهانه سه سال گذشته نشان می‌دهد که زمستان ۱۴۰۳، فصل بی‌رحم‌تری برای زندگی بوده است؛ به طوری که در دی‌ماه آن سال، بیشترین میزان فوت به ثبت رسیده است.

بخشی از میزان مرگ و میر را هم می‌تواند رشد جمعیت توضیح دهد. بنابراین برای درک بهتر این وضعیت بدون اثرگذاری رشد جمعیت، باید از «نرخ خام فوتی» استفاده کنیم؛ یعنی تعداد مرگ در هر هزار نفر از جمعیت یک منطقه.

این شاخص در سال گذشته برابر با ۵.۳۳ بوده است که اگرچه نسبت به سال قبل افت کرده، اما همچنان در سطح بالایی قرار دارد و ششمین رکورد در ۱۵ سال گذشته به شمار می‌رود.

فاصله گرفتن دنیای زنان و مردان

یکی از مهم‌ترین بخش‌های این گزارش، متوسط سن در زمان مرگ است که تصویری کلی از طول عمر افراد ارائه می‌دهد. سال گذشته، این عدد برای مردان ۶۴.۰۴ سال بود که در مقایسه با گذشته روندی کاهشی داشت. در مقابل، زنان با افزایش طول عمر به متوسط ۷۰.۶۴ سال رسیدند.

به عبارت ساده‌تر، عمر زنان به طور متوسط ۶.۵۶ سال بیشتر از مردان است. این اختلاف چشمگیر، اکنون به یک رکورد تاریخی در ۱۵ سال گذشته تبدیل شده است و نشان می‌دهد امید به زندگی در مردان در سال گذشته به اختلاف معناداری با این شاخص در زنان رسیده است.

شکاف بیست‌ساله میان شمال و جنوب

تکان‌دهنده‌ترین بخش ماجرا، تفاوت عمر در شمال و جنوب کشور است. استان‌های سرسبز شمالی، به ویژه گیلان و مازندران، بالاترین امید به زندگی را ثبت کرده‌اند. در گیلان، متوسط سن فوت‌شدگان عدد قابل توجه ۷۱.۱۶ سال است.

در نقطه‌ای دورتر در جنوب شرقی کشور، سیستان و بلوچستان با عدد تلخ ۵۱.۵۹ سال در قعر این جدول ایستاده است. فاصله میان این دو استان، رقم خیره‌کننده ۱۹.۶ سال است. شکافی که گرچه نسبت به گذشته کمی کمتر شده، اما همچنان نشان‌دهنده دو دنیای کاملا متفاوت در داخل یک مرز است.

معمای جمعیت؛ چرا اعداد متناقض‌اند؟

در دل این آمارها یک معمای عجیب وجود دارد: سیستان و بلوچستان کمترین نرخ خام فوت (تنها ۳.۹) را دارد، در حالی که کمترین طول عمر را تجربه می‌کند. برعکس، گیلان با بالاترین طول عمر، بیشترین نرخ خام فوت (عدد ۷.۸) را ثبت کرده است.

دلیل این تناقض می تواند در ساختار جمعیتی پنهان باشد. احتمالا سیستان و بلوچستان استانی بسیار جوان است؛ به همین دلیل تعداد کل کسانی که فوت می‌کنند نسبت به کل جمعیت کم است، اما همان افراد به دلایل احتمالی مانند حوادث جاده‌ای یا محرومیت‌های درمانی در سنین جوانی جان می‌بازند.

در مقابل، گیلان بر اساس امارهای ثبت احوال استان پیرتری است؛ سالمندان بیشتری دارد که احتمالا نسبت مرگ‌ومیر در آن بالاتر باشد، اما این افراد توانسته‌اند عمر طولانی‌تری را تجربه کنند. این تناقض نشان می‌دهد که جوانی جمعیت بدون توسعه، می‌تواند چهره‌ای تراژیک به خود بگیرد.

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.