کارت ۳۰۰ میلیارد دلاری ترامپ برای پایان جنگ
المانیتور در یک گزارش میگوید: در حالی که مذاکرات برای پایان دادن به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در اواخر ماه مه به یک گشایش احتمالی نزدیک میشد، جزئیاتی غافلگیرکننده آشکار شد: تیم آمریکایی پیشنهاد ایجاد یک صندوق سرمایهگذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری برای ایرانِ پس از جنگ را مطرح کرده بود.
این ایده که نخستینبار در ۲۸ مه توسط نیویورکتایمز گزارش شد، نشان میدهد چگونه سبک سیاست خارجی معاملهمحور دولت ترامپ، به مذاکرات دیپلماتیکی راه یافته که هدف آن پایان دادن به جنگ سهماهه بوده است.
چه اتفاقی افتاد؟
گزارش مربوط به گنجاندن این صندوق عظیم در مذاکرات، پس از هفتهها گفتوگو بر سر یک «یادداشت تفاهم اولیه» منتشر شد؛ توافقی که میخواهد آتشبس کنونی را تمدید کرده و تردد در تنگه هرمز را از سر بگیرد.
المانیتور همچنین مدعیست که در همین حال، مذاکرات گستردهتری نیز درباره برنامه هستهای تهران، کاهش تحریمها، آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران و پایان رسمی خصومتها جریان دارد.
این رسانه در گزارش خود مینویسد: از جمله چشمگیرترین موارد جدیدی که گفته میشود روی میز مذاکره قرار گرفته، پیشنهاد ایجاد یک صندوق سرمایهگذاری بینالمللی است که به گفته منابع ایرانی و دیپلماتیک در گفتوگو با نیویورکتایمز، ارزش آن میتواند به حدود ۳۰۰ میلیارد دلار برسد.
گزارشها حاکی از آن است که این صندوق به توافق نهایی برای پایان دادن به جنگ گره خورده و میتواند برای تأمین مالی پروژههای بازسازی و سرمایهگذاری در داخل ایران مورد استفاده قرار گیرد.
ردپای ویتکاف و کوشنر در ایده صندوق ۳۰۰ میلیارد دلار ی
به نظر میرسد این پیشنهاد به ایدههای پیشین استیو ویتکاف، فرستاده خاورمیانهای ترامپ، و جرد کوشنر، داماد رئیسجمهور آمریکا، مرتبط باشد.
هر دو پیشینهای در حوزه املاک و مستغلات دارند و گفته میشود در صورت موفقیت دیپلماسی، درباره پروژههای احتمالی توسعه املاک در تهران در کنار یک سازوکار گستردهتر سرمایهگذاری گفتوگو کرده بودند.
طرح این صندوق زمانی مطرح شد که مذاکرهکنندگان در حال حلوفصل اختلافات باقیمانده بودند و ترامپ نیز گفته بود که درباره توافق اولیه برای تمدید آتشبس با ایران «تصمیم نهایی» خواهد گرفت.
چرا این موضوع اهمیت دارد؟
این پیشنهاد نشان میدهد ملاحظات تجاری تا چه اندازه با دیپلماسی دوران ترامپ در خاورمیانه درهم تنیده شده است.
پیش از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، مقامهای ایرانی بارها احتمال توافقهای اقتصادی و سرمایهگذاری انرژی را بهعنوان بخشی از مذاکرات با واشنگتن مطرح کرده بودند.
تهران بهطور علنی از همکاری با شرکتهای نفتی آمریکایی سخن گفته و ایران را ـ در صورت رفع تحریمهاـ بهعنوان مقصدی بالقوه برای سرمایهگذاری در حوزه انرژی، معدن و زیرساخت معرفی کرده بود.
در آن زمان، مقامهای ایرانی ظاهراً بر این باور بودند که غریزه معاملهمحور ترامپ در سیاست خارجی و علاقه او به قراردادهای عظیم اقتصادی میتواند مانع تشدید تنش نظامی شود. اما این تلاش در نهایت شکست خورد و چند هفته بعد، حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز شد.
ورق برگشته؛ کارت اقتصادی که به ایران پیشنهاد شد
المانیتور میگوید که اکنون اما به نظر، معادله در حال معکوس شدن است.
بهجای آنکه ایران با پیشنهاد فرصتهای اقتصادی در پی جلوگیری از جنگ باشد، اینبار آمریکا ممکن است مشوقهای اقتصادی را بهعنوان راه خروج از یک درگیری پرهزینه منطقهای بررسی کند؛ جنگی که بازارهای جهانی انرژی را متلاطم کرده و حملونقل در یکی از مهمترین گلوگاههای نفتی جهان را مختل ساخته است.
یادآور طرحهای ترامپ برای غزه
المانیتورهمچنین این ایده را با پیشنهادهای پیشین مرتبط با بازسازی غزه مشابهتسازی کرده؛ ایدههایی که دولت ترامپ مطرح کرده بود.
مثلا به این مورد اشاره میکند که تا همین فوریه، جرد کوشنر با تبلیغ طرحی موسوم به «غزه جدید» جنجالآفرین شده بود؛ طرحی که بر اساس آن، نوار غزه پس از جنگ به یک قطب تجاری لوکس مدیترانهای تبدیل میشد.
با این حال، فایننشال تایمز این هفته گزارش داد سازوکار رسمی بازسازی مرتبط با ابتکار «هیئت صلح» ترامپ برای غزه، با وجود تعهدات میلیارد دلاری، عملاً همچنان بدون بودجه مانده است!
آیا چنین مدلی در ایران جواب میدهد؟
المانیتور اجرای ایده اقتصادی در ایران را نیز با دیده تردید مینگرد و مینویسد: اینکه چارچوبی مشابه و مبتنی بر سرمایهگذاری بتواند در ایران نیز عملی شود، همچنان بسیار نامطمئن است.
استناد این رسانه به اظهارات برخی تحلیلگران است؛ وقتی هشدار میدادند تحریمها، خصومت سیاسی و فضای بیثبات کسبوکار در ایران، سرمایهگذاری گسترده آمریکایی را فوقالعاده دشوار میکند.
از سوی دیگر المانیتور این پیشنهاد را به عنوان دلیلی برای ماهیت غیرمعمول مذاکرات کنونی برمیشمرد؛ چارچوبی برای پایان جنگ که در آن ژئوپلیتیک، امنیت انرژی و معاملهگری به سبک بازار املاک، در یک بسته دیپلماتیک واحد به هم رسیدهاند.