ترامپ، «دیل بزرگ» و سناریوی فشار؛ امیرحسین خالقی از آینده تقابل ایران و آمریکا میگوید
آیا دونالد ترامپ واقعاً غیرقابل پیشبینی است یا این فقط بخشی از یک نمایش سیاسی است؟ اگر هدف آمریکا صرفاً توافق نباشد، بلکه چیزی شبیه «تسلیم» باشد، آن وقت آینده تنش میان ایران و آمریکا به کدام سمت میرود؟
امیرحسین خالقی، سیاستپژوه، در گفتوگو با زومان تلاش میکند از زاویه شخصیت ترامپ، منطق تصمیمگیری واشنگتن و تجربه جنگ ۴۰ روزه اخیر، تصویری از سناریوهای پیشروی ایران و آمریکا ترسیم کند؛ تصویری که در آن، «تشدید فشار» محتملتر از «توافق محدود» به نظر میرسد.
فیلم کامل مصاحبه زومان با امیرحسین خالقی را در آپارات ببینید.
ترامپ؛ سیاستمدار یا بازیگر غیرقابل پیشبینی؟
خالقی معتقد است بخشی از رفتار ترامپ، عامدانه برای ایجاد ابهام طراحی شده است. به گفته او، ترامپ بارها تلاش کرده این تصویر را بسازد که حتی نزدیکترین افراد به او هم نمیتوانند تصمیم بعدیاش را پیشبینی کنند.
در همین چارچوب، تهدیدهای اخیر ترامپ درباره هدف قرار دادن زیرساختهای ایران نیز از نگاه خالقی صرفاً یک جنگ روانی ساده نیست.
او میگوید در سناریوهای نظامی، حمله به زیرساختهایی مانند برق، نیروگاهها یا شبکههای حیاتی، یکی از سریعترین روشها برای وارد کردن فشار گسترده به کشور هدف محسوب میشود.
به گفته خالقی، گزارشهایی نیز وجود دارد که نشان میدهد در برخی محافل تصمیمگیری در واشینگتن و تلآویو، چنین گزینههایی مورد بررسی قرار گرفته است.
دیل از نگاه ترامپ؛ توافق یا تسلیم؟
یکی از بخشهای مهم تحلیل خالقی، به نگاه ترامپ به مفهوم معامله بازمیگردد. او معتقد است ترامپ برخلاف برخی روسایجمهور آمریکا، صرفاً به دنبال رسیدن به یک توافق معمولی نیست.
خالقی میگوید:
ترامپ دنبال «دیل بزرگ» است؛ توافقی که هم جنبه نمایشی داشته باشد و هم بتوان آن را بهعنوان یک پیروزی تاریخی فروخت.
او حتی برای توضیح این ذهنیت، به نمونه تسلیم ژاپن پس از جنگ جهانی دوم اشاره میکند؛ مدلی که در آن، طرف مقابل باید به شکلی آشکار و قابل نمایش، عقبنشینی کند.
از نگاه خالقی، همین ویژگی باعث میشود ترامپ چندان اهل پذیرش توافقهای مبهم یا مرحلهای نباشد.
او معتقد است رئیسجمهور آمریکا بیشتر به «متن نهایی» نگاه میکند و اگر احساس کند نتیجه نهایی برایش کافی نیست، اساساً وارد معامله نمیشود.
چهار مساله آمریکا و ایران
خالقی در ادامه، میگوید فشارهای آمریکا را میتوان در چهار محور اصلی خلاصه کرد:
- برنامه هستهای ایران
- توان موشکی
- شبکه نیروهای نیابتی منطقهای
- تنگه هرمز و امنیت انرژی
به گفته او، موضوع هرمز فقط یک مسئله منطقهای نیست، بلکه به جایگاه آمریکا در بازار جهانی انرژی و حتی رقابت بلندمدت با چین مربوط میشود.
او معتقد است واشنگتن تلاش میکند از نگاه خودش تهدید ایران بر مسیر انرژی جهان را تا حد ممکن کاهش دهد؛ تهدیدی که خالقی از آن با تعبیر «بمب هرمز» یاد میکند.
آیا حمله هوایی میتواند فروپاشی رقم بزند؟
خالقی نسبت به برخی تحلیلها درباره فروپاشی سریع ساختار سیاسی ایران تردید دارد. او میگوید تصور اینکه با حذف چند فرمانده یا مقام ارشد، کل ساختار حکمرانی فروبپاشد، با واقعیت ساختار جمهوری اسلامی همخوانی ندارد.
به گفته او، ساختار ایران طی دههها به شکلی طراحی شده که دارای مراکز متعدد تصمیمگیری و نوعی «چندلایه بودن» باشد؛ مدلی که برای بقا در شرایط بحران ساخته شده است.
خالقی همچنین به تجربه کشورهایی مانند لیبی اشاره میکند و میگوید کمپین هوایی در جغرافیای و ساختار جمعیتی لیبی ماهها زمان برد بنابراین در مورد ایران انتظار برای یک دگرگونی در بازه کوتاه مدت منطقی نیست.
سه سناریوی پیشروی ایران و آمریکا
در بخش پایانی گفتوگو، خالقی سه سناریوی اصلی را برای آینده روابط تهران و واشینگتن ترسیم میکند.
- سناریوی اول: ادامه فشار اقتصادی و نوعی «محاصره فرسایشی» است؛ الگویی که به گفته او میتواند اقتصاد ایران را در بلندمدت دچار فرسایش شدید کند، حتی اگر در کوتاهمدت به اعتراضات گسترده منجر نشود.
- سناریوی دوم: حرکت به سمت یک جنگ گستردهتر و حمله مستقیمتر به زیرساختهاست؛ گزینهای که در صورت بالا رفتن هزینه وضعیت فعلی برای آمریکا، محتملتر میشود.
- سناریوی سوم: ادامه وضعیت بدون توافق جامع است؛ وضعیتی که خالقی معتقد است در آن نیز فشارها متوقف نخواهد شد.
خالقی در نهایت میگوید:
اگر بخواهیم بر اساس الگوی رفتاری آمریکا تحلیل کنیم، محتملترین سناریو نه توافق محدود، بلکه تشدید فشار است؛ و سیاستگذار ایرانی باید خودش را برای چنین شرایطی آماده کند.