فارن‌افرز: برنامه هسته‌ای ایران روی دور تند افتاده است

سه‌شنبه 29 اردیبهشت 1405 - 13:34
مطالعه 6 دقیقه
ایران و آمریکا
فارن‌افرز می‌گوید توافق هسته‌ای تازه با ایران دیگر فقط به غنی‌سازی محدود نیست؛ تهرانِ پس از جنگ و پیشرفت هسته‌ای، معادله را پیچیده‌تر کرده است.
تبلیغات

فارن‌افرز در مقاله‌ای درباره توافق ایران و آمریکا سوالی مهم طرح می‌کند: آیا ترامپ می‌تواند به یک توافق هسته‌ای جدید با ایران برسد؟

این مقاله را متیو شارپ و نیت سوانسون در فارن‌افرز نوشته‌اند؛ این نشریه در معرفی این دو نویسنده می‌نویسد: هر دو، پیش‌تر در تلاش‌های دولت آمریکا برای مقابله با توان هسته‌ای ایران مشارکت داشته‌اند؛ «نیت سوانسون» به‌عنوان کارشناس ایران و «متیو شارپ» به‌عنوان متخصص فنی مسائل هسته‌ای. آنها علاوه بر شرایطی که توافق جدید و احتمالی ایران و آمریکا بر سر موضوع هسته‌ای باید داشته باشد، وضعیت امروز برنامه هسته‌ای را نیز ترسیم می‌کنند و می‌گویند روی دور سرعت افتاده است.

از زمانی که ایالات متحده همراه با اسرائیل در اواخر فوریه وارد جنگ با ایران شد، بیش از همه، دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا بر ضرورت عقب‌راندن برنامه هسته‌ای تهران تأکید داشته است.

نویسندگان این چارچوب‌بندی را «تا حدی عجیب» می‌دانند؛ آن هم برای «جنگی که تقریباً آسیب جدی‌ای به توان هسته‌ای ایران وارد نکرده است». ترامپ که در سال ۲۰۱۸ از توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ (برجام) خارج شد و یک سال پیش هم گفت برنامه هسته‌ای ایران را نابود کرده، اواخر آوریل در شبکه اجتماعی تروث سوشال با افتخار نوشت: «توافقی که ما با ایران خواهیم کرد، خیلی خیلی بهتر از برجام خواهد بود.»

اما دستیابی به چنین توافقی، احتمالاً بسیار دشوارتر از چیزی است که رئیس‌جمهور آمریکا تصور می‌کند؛ عمدتاً به این دلیل که از زمان خروج او از برجام در دوره نخست ریاست‌جمهوری‌اش، توانایی‌های هسته‌ای ایران پیشرفت کرده است.

محورهای اصلی مذاکره هسته‌ای ایران و آمریکا

گزارش‌ها نشان می‌دهد مذاکرات جاری میان آمریکا و ایران درباره برنامه هسته‌ای تهران، عمدتاً بر دو موضوع متمرکز است:

  • مدت‌زمان توقف غنی‌سازی اورانیوم
  • سرنوشت ذخایر اورانیوم با غنای بالا

هر دو، اجزای ضروری برای هر توافق موفق هسته‌ای در آینده هستند؛ اما به‌تنهایی کافی نیستند.

در هفت سال گذشته، ایران توانایی خود برای تولید و نصب سانتریفیوژهای پیشرفته‌تر و قدرتمندتر را به‌طور محسوسی افزایش داده؛ در عین حال، شکاف‌های بیشتری نیز در دانسته‌های بازرسان بین‌المللی درباره ابعاد واقعی برنامه هسته‌ای ایران ایجاد شده است.

ویژگی توافق هسته‌ای ایران و آمریکا در ۲۰۲۶

اگر ترامپ به‌دنبال دستاوردی تبلیغاتی و تفاخر سیاسی است، تنها به توافقی متفاوت با برجام نیاز ندارد؛ بلکه به توافقی اساساً متفاوت احتیاج دارد.

فارن‌افرز در پیشنهادش چند ویژگی برای توافق هسته‌ای احتمالی ایران و آمریکا ترسیم‌ می‌کند و مدعی‌ست که یک توافق در سال ۲۰۲۶ باید:

  • فراتر از محدود کردن غنی‌سازی و ذخایر اورانیوم برود
  • باید سازوکارهای تازه و دقیقی ایجاد کند تا بازرسان بتوانند تصویری روشن از توانایی‌های فعلی ایران به‌دست آورند
  • مانع پیشرفت پنهانی به‌سمت ساخت سلاح شود

فارن‌افرز مدعی‌ست که بدون پرداختن به این نگرانی‌ها، مهم نیست آمریکا چقدر ایران را بمباران کند، توقف غنی‌سازی چقدر طول بکشد یا سرنوشت اورانیوم با غنای بالا چه باشد؛ زیرا تهران ممکن است پس از جنگ، از قبل هم به سلاح هسته‌ای نزدیک‌تر شده باشد.

برنامه هسته‌ای ایران روی «دو سرعت»

ژوئن گذشته در جنگ ۱۲ روزه و در جریان حملات آمریکا و اسرائیل برنامه غنی‌سازی ایران به‌شدت آسیب دید. دانشمندان هسته‌ای ترور شدند و ظرفیت غنی‌سازی در تأسیسات زیرزمینی فردو و نطنز تخریب یا نابود شد.

فارن‌افرز در ادامه ادعا می‌کند که با این حال، برنامه هسته‌ای ایران امروز همچنان چالش بزرگ‌تری نسبت به سال ۲۰۱۵ (برجام) محسوب می‌شود زیرا پس از خروج آمریکا از توافق، اجرای محدودیت‌های برجام بر ایران متوقف شد.

در سال‌های بعد، ایران دانش فنی تولید و بهره‌برداری از سانتریفیوژها را به‌دست آورد؛ دانشی که دیگر با بمباران از بین نمی‌رود.

تا ژوئن ۲۰۲۵، کارآمدترین سانتریفیوژهای ایران تقریباً شش برابر مؤثرتر از نمونه‌های موجود در سال ۲۰۱۵ بودند.

ایران همچنین سرعت نصب تجهیزات را افزایش داد.

سرعت تولید مواد مورد نیاز برای سلاح هسته‌ای فقط به تعداد و نوع سانتریفیوژها بستگی ندارد؛ بلکه به این هم وابسته است که کشور تا چه حد سریع می‌تواند سانتریفیوژهای جدید را در قالب «آبشارها» ــ شبکه‌هایی از دستگاه‌های متصل که روند غنی‌سازی را تسریع می‌کنند ــ نصب کند.

در سال ۲۰۱۵، ایران تقریباً می‌توانست ماهانه دو آبشار نصب کند که هرکدام حدود ۱۷۰ سانتریفیوژ به‌هم‌پیوسته داشتند. اما در سال ۲۰۲۵، ایران نشان داد که می‌تواند این فرایند را تقریباً سه برابر سریع‌تر انجام دهد.

مجموع این پیشرفت‌های فناورانه، زمان لازم برای تولید مواد لازم جهت ساخت سلاح هسته‌ای را به‌شدت کاهش داده است؛ حتی اگر ایران مجبور شود زیرساخت هسته‌ای خود را از صفر بازسازی کند.

می‌توان توانایی ایران برای تولید مواد مورد نیاز یک بمب هسته‌ای را به مسابقه‌ای در یک پیست تشبیه کرد؛ مسابقه‌ای که سرعت آن را توان فناورانه کشور تعیین می‌کند و نقطه شروع آن، شدت محدودیت‌های اعمال‌شده است.

با محدودیت‌هایی که برجام تحمیل کرده بود، ایران برای رسیدن به خط پایان حدود یک سال زمان نیاز داشت؛ آن هم با سرعتی متوسط.

حامیان برجام استدلال می‌کردند این فاصله زمانی، به کشورهای دیگر فرصت کافی می‌دهد تا تلاش احتمالی ایران برای «گریز هسته‌ای» را شناسایی کرده و پیش از رسیدن تهران به نقطه نهایی، از مسیر دیپلماتیک یا نظامی واکنش نشان دهند.

اما بین سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۵، ایران دو سرعت را یاد گرفت.

در نتیجه، حتی اگر ایران خواسته‌های ترامپ مبنی بر غنی‌سازی صفر را بپذیرد و همه ذخایر اورانیوم با غنای بالای خود را واگذار کند ــ محدودیت‌هایی شدیدتر از برجام ــ باز هم ممکن است بتواند این مسابقه را در زمانی کوتاه‌تر به پایان برساند.

در واقع، حتی اگر ایران همه این امتیازها را بدهد و جنگ ۱۲ روزه سال ۲۰۲۵ تمام سانتریفیوژهای نطنز و فردو را کاملاً نابود کرده باشد، برآورد ما این است که تهران احتمالاً نه یک سال، بلکه حدود شش ماه زمان نیاز خواهد داشت تا در مکانی دیگر سانتریفیوژهای پیشرفته‌تری نصب کند و مواد لازم برای ساخت یک سلاح هسته‌ای را تولید کند.

اگر ایران بخشی از هزاران کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده با غنای پایین خود را نیز حفظ کرده باشد، این زمان حتی کوتاه‌تر می‌شود.

توافق هسته‌ای با ایران؛ ضروری، اما کافی نیست

به ادعای نویسندگان گزارش: جنگ اخیر نشان داد که حتی یک توافق هسته‌ای بی‌نقص هم نمی‌تواند به‌تنهایی تهدیدی را که ایران ایجاد می‌کند برطرف کند. واقعیت این است که سردرگمی آمریکا در تعیین اولویت‌هایش درباره ایران، بسیار قدیمی‌تر از دولت کنونی است.

نویسنده‌ها می‌گویند که در مقاطعی، واشنگتن برنامه هسته‌ای ایران را محور اصلی سیاست خود در قبال تهران قرار داده بود. در دوره‌هایی دیگر، سیاست‌گذاران تهدید هسته‌ای را در اولویت پایین‌تری گذاشتند. به ادعای نویسندگان:

جنگ ایران این درس را به همراه داشت که هیچ‌یک از این دو رویکرد به‌تنهایی کارآمد نیست. تمرکز صرف بر برنامه هسته‌ای تهران نمی‌تواند تهدید ایران علیه امنیت آمریکا را حل‌وفصل کند. تهدیدهای فوری‌تر ایران برای منافع آمریکا، توانایی این کشور در کنترل عبور و مرور کشتی‌ها از تنگه هرمز و همچنین برنامه موشکی آن است، نه صرفاً برنامه هسته‌ای. با این حال، ایرانِ مجهز به سلاح هسته‌ای خود به بحرانی بسیار خطرناک تبدیل خواهد شد و سایر تهدیدها را به‌مراتب وخیم‌تر می‌کند.

در نتیجه، یک توافق هسته‌ای هم ضروری است و هم ناکافی؛ ابزاری لازم برای مواجهه با چالشی بزرگ‌تر که با گذشت زمان پیچیده‌تر و خطرناک‌تر می‌شود و تنها با ابزار نظامی نیز قابل حل نیست.

نویسندگان در پایان در توصیه‌ای به ترامپ می‌گویند:‌ اگر ترامپ واقعاً قصد دارد با ایران به توافق هسته‌ای جدیدی برسد، باید توافقی «خوب» منعقد کند. توافقی که فقط به سایت‌های شناخته‌شده غنی‌سازی و ذخایر اورانیوم محدود شود، مانع دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای نخواهد شد؛ بلکه صرفاً این تلاش را به زیرزمین خواهد برد و یافتن راه‌حل در آینده را دشوارتر می‌کند.

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.