«ماسکیسم»؛ ایلان ماسک الگوی تازهای از سرمایهداری ساخت؟
به گزارش زومان، بدون شک ایلان ماسک یکی از قدرتمندترین افراد در زمانه ماست. فردی که تا سال ۲۰۲۵ دارایی خالص او حدود ۷۵۴ میلیارد دلار برآورد میشد و ارزشمندترین استارتاپ دنیا را در اختیار دارد.
اما چه چیزی کسبوکار او را تا این حد موفق کرده است؟ کویین اسلوبودیان، تاریخپژوه کانادایی، و بن تارناف، نویسنده آمریکایی، در کتاب تازهای با عنوان «ماسکیسم» تلاش کردهاند به این پرسش پاسخ دهند. کتابی که با نگاهی انتقادی به رابطه فناوری، سرمایه و قدرت سیاسی، ظهور ماسک را بررسی میکند.
اکونومیست در توصیف ماسک نوشته است: «چه از او خوشتان بیاید و چه از او متنفر باشید، فرار از ایلان ماسک دشوار است.»
از آپارتاید تا آیندهگرایی قلعهای
به گزارش اکونومیست، ماسک در دوران آپارتاید در آفریقای جنوبی بزرگ شد؛ کشوری که خود را دژ تمدن سفیدپوستان در قارهای سیاه میدانست و از تکنولوژی استفاده میکرد تا کنترل خود را بیشتر کند. ماسک جوان، که در نوجوانی شیفتهی رایانهها شده بود، برای فرار از خدمت نظامی به کانادا مهاجرت کرد و سپس راهی آمریکا شد.
اما نویسندگان مینویسند:
«آفریقای جنوبی در دوران آپارتاید مثل تخم قارچ در چمدانش همراه او آمد.»
آنچه آنها «آیندهگرایی قلعهای» دوران جوانی او مینامند، نگرش او به تکنولوژی و رابطهی همزیستانهی آن با دولت را شکل داد. به عبارت دیگر، تجربه زندگی در دوران آپارتاید باعث شد نگاه او به آینده نه به عنوان یک جامعهی برابر و بهتر برای همه، بلکه به عنوان سیستمی برای محافظت از «خودیها» باشد.
رویکرد متفاوت از اولین استارتاپ: زیپ۲
وقتی دوره پر رونق داتکام – دوره رشد سریع شرکتهای اینترنتی - در میانهی دههی ۱۹۹۰ آغاز شد، بسیاری از فعالان حوزه تکنولوژی تصور میکردند که در حال رهایی از کنترل دولت هستند ــ با وجود این که اینترنت خود پروژهای دولتی بود.
نخستین استارتاپ ماسک، یعنی زیپ۲، دادههای تجاری را با نقشههای دیجیتالی موجود که با استفاده از ماهوارههای جیپیاس (GPS) ساخته شده بودند ــ که آنها نیز سامانهای دولتی بودند ــ ترکیب کرد.
ماسک به جای فرار از دولت، کسبوکاری بنا کرد بر پایهی زیرساختی که دولت فراهم کرده بود؛ چیزی که نویسندگان آن را «همزیستی با دولت» مینامند.
زیپ۲ هرگز سودآور نشد، اما ماسک آن را به قیمت ۳۰۷ میلیون دلار فروخت.
اسپیسایکس؛ ورود به فضا و وظایف دولت
پس از سقوط داتکام، ماسک اسپیسایکس را بنیان گذاشت و به ساخت موشک روی آورد.
فضا نیز حوزهای بود که دولت آغازگر آن بود، اما به تدریج در حال باز شدن به روی شرکتهای خصوصی بود. دولت جورج دبلیو بوش علاقه داشت انواع مختلفی از وظایف دولتی را به پیمانکاران خصوصی واگذار کند.
ماسک طرز فکر صنعت فناوری را وارد صنعت موشکی کرد و دولت را تحت فشار گذاشت تا قراردادها را از طریق مناقصهی رقابتی واگذار کند. اسپیسایکس با کمک قراردادهای دولتی رشد کرد و در نهایت وظایفی را بر عهده گرفت ــ مانند انتقال فضانوردان به ایستگاه فضایی ــ که پیشتر توسط دولت انجام میشد.
تسلا و «کیمیاگری توجه»
دیگر شرکت بزرگ ماسک، تسلا، نیز خود را ضدساختار حاکم معرفی میکرد، در حالی که با کمک وامها و یارانههای دولتی رشد میکرد.
تسلا بسیاری از قطعات مهمش، مثل باتری، را خودش تولید میکند و وابستگی کمتری به شرکتهای دیگر دارد. این شرکت همچنین با ساخت کارخانه در چین توانسته در برابر مشکلاتی مثل جنگ تجاری، افزایش تعرفهها یا اختلال در زنجیره تأمین مقاومتر باشد.
از طرف دیگر، ایلان ماسک مهارت زیادی در جلب توجه مردم در شبکههای اجتماعی دارد و میتواند این توجه و هیجان اینترنتی را به منافع اقتصادی تبدیل کند؛ چیزی که نویسندگان کتاب آن را «کیمیاگری توجه» نامیدهاند. به این معنا که ماسک با توییتها، جنجالها و حضور دائمی در فضای مجازی، مردم و سرمایهگذاران را مدام درباره تسلا هیجانزده نگه میدارد.
یک امپراتوری تجاری در خدمت دولتها
بنابراین، جوهرهی «ماسکیسم» امپراتوری تجاریای است که با دولت در رابطهای همزیستانه قرار دارد.
شرکتهای ماسک خدمات حیاتی برای دولت ارائه میکنند، و نه فقط برای آمریکا. استارلینک، سرویس اینترنت ماهوارهای اسپیسایکس، برای جنگ اوکراین حیاتی است و به ماسک نفوذ سیاسی فوقالعادهای به عنوان یک فرد بخشیده است.
او در سالهای اخیر آشکارا وارد سیاست شده؛ با خرید توییتر (که اکنون ایکس نامیده میشود)، سوق دادن آن به سمت راست سیاسی، و حمایت از احزاب راستگرا در سراسر جهان. در سال ۲۰۲۵، زمانی که دونالد ترامپ او را مسئول اداره بهرهوری دولت (DOGE) کرد تا دولت را کوچکتر کند، ماسک رسما وارد یک جایگاه سیاسی شد.
شکست در سیاست؛ جایگاهی که دستاورد نداشت
روشهایی که در تجارت برای ماسک موفقیت بودند، در سیاست شکست خوردند. ماسک در مه ۲۰۲۵ از جایگاه سیاسی خود خارج شد، در حالی که دستاورد چندانی نداشت جز فلج کردن برخی نهادهای دولتی و تضعیف روحیهی برخی دیگر. نویسندگان استدلال میکنند که دقیقا همین هدف بود و ماسک طوری در موقعیت قرار داده شده بود که تقصیرها به گردن او بیفتد. پس از سالها استفاده از دولت برای رسیدن به اهدافش، این بار نقشها برعکس شد.
او اما خیلی سریع دوباره اوج گرفت. ماسک که مدتها حامی هوش مصنوعی بود، شرکتهای شبکهی اجتماعی و هوش مصنوعی خود را با اسپیسایکس ادغام کرد و آن را به ارزشمندترین استارتاپ جهان تبدیل کرد.
او حالا وعدهی ساخت مراکز داده در مدار زمین و کارخانههای ماهوارهای روی ماه را داده است. همانطور که هنری فورد الگوی سرمایهداری قرن بیستم را ارائه کرد ــ چیزی که به «فوردیسم» معروف شد ــ ماسک نیز الگویی برای قرن بیستویکم عرضه میکند؛ الگویی برای سرمایهداری مدرن.