زندگی مخفی پوتین؛ حتی کرملین هم امن نیست
به گزارش زومان به نقل از فارن پالیسی، ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، سالهاست به احتیاط و بدبینی شدید شناخته میشود؛ تا جایی که استفاده از تلفن همراه شخصی را کاملاً کنار گذاشته، با این نگرانی که بهراحتی قابل ردیابی است.
با این حال، یک سند کرملین که اخیراً توسط یک سرویس اطلاعاتی اروپایی به رسانهها درز کرده، سطحی کاملاً جدید از این بدبینی را آشکار میکند؛ از جمله اینکه بازدیدکنندگان تنها پس از عبور از دو لایه بازرسی میتوانند به او نزدیک شوند. همچنین محافظان او اکنون کنترل کامل برنامههای حضورش را در دست دارند و عملاً هرگونه سفر به مکانهای نظامی را از دستور کار خارج کردهاند.
زندگی در مکانهای مخفی و پناهگاهها
در مورد تلفنهای همراه نیز وضعیت مشابهی برقرار است: هیچکس در اطراف پوتین اجازه داشتن گوشی موبایل ندارد و فقط میتوانند دستگاههایی حمل کند که به اینترنت متصل نیست. علاوه بر این، سیستمهای نظارتی در خانههای آشپزها، رانندگان و نیروهای خدماتی او نصب شده و آنها حتی اجازه استفاده از حملونقل عمومی را ندارند.
از سوی دیگر، پوتین و اعضای خانوادهاش دیگر در اقامتگاههای معمول خود زندگی نمیکنند و در مکانهای مخفی با لایههای امنیتی مستقر شدهاند. این سند ادعا میکند که او اکنون در پناهگاههایی پراکنده در جنوب روسیه زندگی و فعالیت میکند.
البته ممکن است اطلاعاتی که به رسانهها درز کرده، بخشی از یک بازی اطلاعاتی باشد؛ شاید با هدف ایجاد تفرقه و بیاعتمادی در کرملین. اما جزئیات این افشاگری با توجه به محدودیتهایی که پوتین اکنون با آن مواجه است، کاملاً منطقی به نظر میرسد؛ بهویژه در شرایطی که تجربههای اخیر نشان میدهد رهبران سیاسی دیگر نیز بیش از گذشته در معرض عملیاتهای هدفمند اطلاعاتی و امنیتی قرار گرفتهاند.
فارن پالیسی می خواهد نشان دهد: آنچه این محدودیتهای امنیتی را برای کرملین جدیتر کرده، فقط نگرانی سنتی از ترور نیست؛ بلکه تغییر ماهیت جنگهای مدرن است. ترکیب پهپادها، دادههای مخابراتی، نفوذ اطلاعاتی و عملیاتهای دوربرد باعث شده حتی رهبران قدرتهای بزرگ نیز خود را در معرض ردیابی و حمله ببینند؛ تغییری که جنگ اوکراین آن را بهوضوح آشکار کرده است.
در ژانویه، نیروهای آمریکایی موفق شدند نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا را بدون حتی یک تلفات از محل اقامتش خارج کنند. آمریکا و اسرائیل در پایان فوریه، رهبر عالی ایران را به همراه شماری از دیگر مقامات ارشد ایرانی، در نخستین روز جنگ با ایران ترور کرد.
آمریکاییها و اسرائیلیها این عملیاتها را با ترکیبی از منابع انسانی و اطلاعات سیگنالی انجام دادهاند؛ با ردیابی تماسهای تلفنی و اینترنتی نهتنها افراد هدف، بلکه اطرافیان، محافظان و کارکنان آنها.
کیریل بودانوف، رئیس پیشین اطلاعات نظامی اوکراین —که اکنون رئیس ستاد ولودیمیر زلنسکی است—به مطالعه ترورهای هدفمند اسرائیل شناخته میشود؛ مطالعاتی که برای اوکراین نتیجه داده و این کشور مجموعهای از افسران نظامی، سیاستمداران و چهرههای تبلیغاتی روسیه را حتی در قلب مسکو ترور کرده است.
در ماه دسامبر، یک خودروی بمبگذاریشده در پایتخت روسیه، ژنرال فانیل سارواروف را کشت. به گفته منابع، این حادثه شوکی در میان نخبگان قدرت روسیه ایجاد کرد و حتی جلسهای اضطراری میان مقامات امنیتی را رقم زد که در آن یکدیگر را به قصور متهم کردند.
با توجه به اینکه روسیه بارها تلاش کرده زلنسکی را ترور کند، پوتین دلایل کافی دارد که احساس کند خود نیز هدف قرار دارد.
پوتین در فشار همزمان داخلی و خارجی
پوتین احتمالاً به همان اندازه که از دشمنان خارجی میترسد، از دشمنان داخلی نیز هراس دارد؛ شایعات درباره کودتا در مسکو گسترده است. اما مشکل او فراتر از اینهاست. او طی ۲۶ سال با پیشی گرفتن از دشمنانش قدرت را حفظ کرده، اما اکنون به نظر میرسد فضای مانور او در حال محدود شدن است.
اوکراینیها مدعیاند تنها در ماه مارس ۳۵ هزار تلفات به روسیه وارد کردهاند؛ پنجمین ماه متوالی که تلفات روسیه از میزان جذب نیروی جدید فراتر رفته و مهمتر آنکه این تلفات دستاوردی نداشته و اهداف عمدهای نیز محقق نشده است.
به گفته مایکل کوفمن از اندیشکده کارنگی: «اوکراین فقط بهتر از انتظار عمل نمیکند؛ بلکه زمان هم به نفع روسیه نیست.»
در واقع، اوکراینیها در برخی مناطق حتی روسها را عقب راندهاند و در مقابل، فرماندهان روسیه به نظر نمیرسد ایده جدیدی برای تغییر وضعیت میدان نبرد داشته باشند.
فشار بر زیرساختهای حیاتی روسیه
در همین حال، اوکراین هر روز ایدههای تازهای در استفاده از فناوری ارائه میدهد. این کشور همچنین حملات جسورانهای به عمق خاک روسیه انجام داده؛ از جمله حمله پهپادی به یک پایگاه هوایی در چلیابینسک، بیش از ۱۱۰۰ مایل دورتر از مرز اوکراین.
از سوی دیگر، اوکراین سامانههای پدافند هوایی روسیه را هدف قرار داده و این سامانهها دیگر توان حفاظت از همه اهداف استراتژیک را ندارند. در مقطعی، تهدید حملات اوکراین باعث تعطیلی همزمان چهار فرودگاه بینالمللی مسکو شد. حتی گزارش شده که همین تهدیدها بر تصمیم کرملین برای حذف تجهیزات نظامی از رژه روز پیروزی ۹ مه نیز اثر گذاشته است.
برخی منابع میگویند پوتین حتی از ترامپ خواسته بود اوکراین را از حمله در زمان رژه منصرف کند؛ درخواستی که از شدت نگرانی کرملین حکایت دارد.
با این حال، اوکراین این حملات را صرفاً برای اثر روانی انجام نمیدهد. هدف، وارد کردن بیشترین آسیب به زیرساختهای کلیدی روسیه است. حمله به پالایشگاه نفت در پرم، بیش از ۹۰۰ مایل دورتر از مرز، نمونهای از این رویکرد است؛ رویکردی که بخشهای حیاتی پالایش نفت را بهجای مخازن ذخیرهسازی که بهراحتی قابل تعمیرند در تیررس قرار میدهد.
به گفته بن هاجز، فرمانده پیشین ارتش آمریکا در اروپا، اوکراین در حال توسعه «نظریه پیروزی مبتنی بر نابودی زیرساختهای نفت و گاز روسیه» است.
تحلیل رویترز نشان می دهد که این حملات توان صادرات نفت روسیه را ۴۰ درصد کاهش داده و با وجود افزایش قیمت جهانی نفت، کسری بودجه این کشور از هدف سالانه فراتر رفته و درآمدهای نفت و گاز نیز ۴۵ درصد کاهش یافته است.
این الگو در صنایع دیگر نیز تکرار میشود؛ اوکراین زیرساختهای حیاتی صنایع شیمیایی، نیمهرسانا و فولاد روسیه را نیز در حالی هدف قرار میدهد که روسیه قادر به واکنش مشابه نیست.
تمرکز تولید نظامی اوکراین در کارخانههای کوچک و پراکنده، هدفگیری آن را برای روسیه دشوار کرده و در نتیجه، روسیه به حملات علیه زیرساختهای غیرنظامی و نیروگاهها روی آورده؛ اقدامی که بهجای تضعیف، روحیه اوکراینیها را تقویت کرده است.
زلنسکی نیز اکنون با اعتمادبهنفس بیشتری درباره آمریکا صحبت میکند و حتی گفته است روسیه توانسته آمریکا و ترامپ را «دور بزند».
در همین حال، اوکراین با وجود مشکلاتی مانند کمبود نیرو و فساد، جایگاه بهتری در سطح بینالمللی به دست آورده است. جنگ ایران نیز فرصتهای دیپلماتیک جدیدی برای کییف ایجاد کرده و این کشور در حال گسترش همکاریهای نظامی و پهپادی خود با کشورهای خلیج فارس است.
در اروپا نیز با شکست انتخاباتی ویکتور اوربان، مهمترین متحد پوتین در اتحادیه اروپا کنار رفته و بسته کمک ۱۰۶ میلیارد دلاری به اوکراین آزاد شده است.
فشارهای رو به افزایش بر کرملین
حتی در آفریقا نیز متحدان روسیه در حال تضعیف هستند؛ از جمله دولت نظامی مالی که در برابر شورشیان اسلامگرا در حال از دست دادن کنترل کشور است.
این تحولات شاید بهتنهایی برای سقوط پوتین کافی نباشد، اما همراه با اقتصاد راکد، نارضایتی نخبگان و محدودیتهای اینترنتی، فشار بر او را افزایش داده است. حتی وبلاگنویسان نظامی روسیه نیز نسبت به آینده جنگ دچار تردید شدهاند.