دست نامرئی چین در بازار نفت؛ پکن چگونه مانع انفجار قیمت شد؟
به گزارش زومان به نقل از بلومبرگ، در شرایطی که بازار جهانی نفت با کمبود بیسابقه عرضه مواجه است، این بازار برای بازتعادل عرضه و تقاضا از ابزارهای مختلفی استفاده میکند؛ از دور زدن تنگه هرمز با خطوط لوله و آزادسازی ذخایر اضطراری گرفته تا قیمتهای بالا که بهطور طبیعی مصرف را کاهش میدهد.
اما در کنار این عوامل شناختهشده، یک متغیر مهم و کمتر دیدهشده نیز نقشآفرینی میکند: چین.
پکن بهصورت خاموش واردات نفت خود را حدود یکچهارم نسبت به پیش از جنگ کاهش داده است. نتیجه این تغییر کاملاً در بازار قابل مشاهده است: نفت بیشتری وارد چرخه عرضه جهانی شده و همین موضوع باعث شده قیمتهای جهانی نفت حتی در نزدیکی سطح حساس ۱۰۰ دلار برای هر بشکه مهار شود؛ آن هم در شرایطی که بیش از ۶۰ روز از درگیریها در خلیج فارس گذشته است. با این حال، سازوکار دقیق این تغییر هنوز بهطور کامل روشن نیست.
مانور ۳.۵ میلیون بشکهای پکن
دادههای ردیابی نفتکشها نشان میدهد واردات نفت خام و میعانات چین اکنون به حدود ۸.۲ میلیون بشکه در روز رسیده، در حالی که پیش از جنگ این رقم حدود ۱۱.۷ میلیون بشکه بود. این کاهش ۳.۵ میلیون بشکهای تقریباً معادل کل مصرف روزانه ژاپن است و دو برابر ظرفیت خط لوله امارات برای دور زدن تنگه هرمز محسوب میشود.
به همین دلیل، این تغییر بهعنوان یکی از مهمترین عوامل اثرگذار بر تعادل فعلی بازار نفت، پس از استفاده از ذخایر استراتژیک آمریکا و ژاپن و مسیرهای جایگزین عربستان، ارزیابی میشود.
با این حال، نکته مهم اینجاست که برخلاف انتظار، ذخایر تجاری نفت چین کاهش نیافته و حتی بر اساس دادههای ماهوارهای در هفتههای اخیر افزایش نیز داشته است. این موضوع با سناریوی استفاده گسترده چین از ذخایر استراتژیک یا کاهش شدید موجودیها همخوانی ندارد.
پیشتر چین بخشی از صادرات فرآوردههای پالایشی خود را محدود کرده بود و اجازه داد پالایشگاهها با ظرفیت پایینتری فعالیت کنند. اما این سیاست اکنون تا حدی معکوس شده و نشانههایی از بهبود عرضه داخلی دیده میشود؛ موضوعی که احتمال کافی بودن ذخایر سوخت در داخل کشور را تقویت میکند.
در این شرایط، این پرسش مطرح میشود که چگونه چین میتواند چنین کاهش بزرگی در واردات نفت داشته باشد، بدون آنکه ذخایر خود را تخلیه کند یا با کمبود مواجه شود؟
یک بخش از پاسخ به رفتار گذشته چین برمیگردد؛ جایی که این کشور در سالهای اخیر فراتر از نیاز واقعی خود نفت وارد کرده و ذخایر عظیمی ایجاد کرده است. برآوردها نشان میدهد ذخایر استراتژیک چین اکنون حدود ۱.۴ میلیارد بشکه است؛ در حالی که این رقم در آمریکا حدود ۴۰۰ میلیون بشکه و در ژاپن حدود ۲۶۰ میلیون بشکه است.
در واقع، چین در سال گذشته بهطور متوسط روزانه حدود یک میلیون بشکه بیش از نیاز واقعی خود وارد کرده است. بنابراین، صرف توقف یا کاهش پر کردن ذخایر میتواند بخش بزرگی از افت واردات فعلی را توضیح دهد، بدون آنکه فشار مستقیمی بر مصرف داخلی وارد شود.
اما این تنها گوشهای از این ماجراست. بخش دیگر به احتمال کاهش واقعی تقاضای نفت در اقتصاد چین مربوط میشود. برخی تحلیلگران معتقدند رشد اقتصادی چین ضعیفتر از برآوردهای قبلی بوده و همین موضوع تقاضای نفت را کاهش داده است.
عواملی مانند اثرات جنگ بر برخی شرکای تجاری چین در منطقه، رشد سریع خودروهای برقی، توسعه حملونقل عمومی و افزایش دورکاری نیز در این روند نقش دارند.
بر اساس برآوردهای آژانس بینالمللی انرژی، مصرف نفت چین در ماههای مارس و آوریل با کاهش خفیفی مواجه شده (حدود ۱۱۰ هزار بشکه در روز افت کرده) و به حدود ۱۷ میلیون بشکه رسیده است. با این حال، این کاهش برای توضیح افت قابلتوجه واردات کافی نیست.
معمای ذخایر و چرخش به زغالسنگ
در این میان، صنعت پتروشیمی چین بهعنوان یکی از مهمترین عوامل مطرح میشود؛ بخشی که در پنج سال گذشته موتور اصلی رشد تقاضای نفت این کشور بوده است. ساختار این صنعت در چین دوگانه است: بخشی بر پایه نفت و گاز و بخشی دیگر بر پایه زغالسنگ.
از زمان آغاز جنگ در اواخر فوریه، حاشیه سود تولیدات مبتنی بر زغالسنگ افزایش یافته و این موضوع باعث شده بخشی از تولید پتروشیمی از خوراک نفتی به سمت زغالسنگ تغییر مسیر دهد. نتیجه این تغییر، کاهش مصرف خوراکهایی مانند اتان و نفتا بوده است. هرچند دادههای دقیق محدود است، اما شواهد غیررسمی نشان میدهد واحدهای پتروشیمی مبتنی بر زغالسنگ با ظرفیت بالا در حال فعالیت هستند.
سیگنال خطر برای بازارهای صعودی
در کنار این سناریو، احتمال دیگری نیز مطرح است: چین ممکن است در حال کاهش موقت مصرف از طریق استفاده از موجودیهای نیمهفرآوریشده در زنجیره پتروشیمی باشد؛ موضوعی که میتواند افت اخیر مصرف نفت را موقتی و غیرپایدار نشان دهد.
برخی تحلیلگران همچنین به احتمال خطا در برآوردها اشاره میکنند؛ از جمله اینکه دادههای ماهوارهای ممکن است بخشی از ذخایر را بهدرستی رصد نکنند یا تأخیر زمانی در آمارها وجود داشته باشد. همچنین افزایش تولید داخلی نفت چین نیز میتواند بخشی از کاهش واردات را جبران کرده باشد.
در مجموع، آنچه روشن است این است که چین امروز یکی از مهمترین عوامل بازتعادل بازار جهانی نفت محسوب میشود. اما پرسش اصلی به آینده مربوط است: اگر این کشور بتواند بدون اقدامات اضطراری واردات نفت خود را تا این حد کاهش دهد، این موضوع چه معنایی برای روند بلندمدت مصرف نفت در جهان دارد؟ برای بازارهای صعودی نفت، این سناریو چندان خوشبینانه به نظر نمیرسد.