نیویورکتایمز: جنگ ایران وارد مرحلهای شده که «پهپاد» و «هرمز» از بمباران مهمترند
به گزارش زومان، روزنامه نیویورکتایمز در تحلیلی درباره تحولات جنگ ایران و آمریکا، تمرکز خود را نه بر عملیات نظامی کلاسیک، بلکه بر دو مؤلفه «جنگ پهپادی» و «تنگه هرمز» قرار داده؛ دو موضوعی که بهگفته این روزنامه میتوانند مسیر و هزینههای درگیری را تعیین کنند.
این تحلیل در شرایطی منتشر شده که فضای رسانهای آمریکا طی هفتههای اخیر عمدتاً حول ارزیابی میزان موفقیت حملات نظامی، فشار بر ایران و آینده مذاکرات شکل گرفته است. با این حال، نیویورکتایمز تلاش کرده از زاویهای متفاوت به جنگ نگاه کند؛ زاویهای که بیشتر بر پیامدهای بلندمدت و محدودیتهای جنگ مدرن متمرکز است.
پهپاد؛ سلاح ارزان، هزینه گران
در بخش مهمی از این تحلیل، پهپادها بهعنوان یکی از عوامل تغییر معادلات جنگ معرفی شدهاند. نویسنده با اشاره به تجربه جنگ اوکراین مینویسد فناوریهای کمهزینه میتوانند تجهیزات و زیرساختهای بسیار گرانقیمت را هدف قرار دهند و همین مسئله، محاسبات سنتی قدرت نظامی را تغییر داده است.
به نوشته نیویورکتایمز، ایران نیز طی ماههای اخیر تلاش کرده از همین الگو بهره ببرد؛ یعنی استفاده از ابزارهایی که با هزینه کمتر، توان ایجاد اختلال در مسیرهای انرژی و حملونقل را دارند.
چرا هرمز همچنان مهم است؟
این روزنامه در ادامه تنگه هرمز را مهمترین اهرم ژئوپلیتیکی ایران توصیف میکند؛ گذرگاهی که بخش قابلتوجهی از تجارت انرژی جهان از آن عبور میکند و هرگونه ناامنی در آن میتواند بازارهای جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.
تحلیل تأکید میکند حتی اگر حملات نظامی ادامه پیدا کند، موضوع امنیت کشتیرانی و هزینه عبور نفتکشها همچنان یکی از مهمترین چالشهای پیشروی آمریکا و متحدانش خواهد بود.
پیام اصلی تحلیل چیست؟
در لایه عمیقتر، متن نیویورکتایمز بیشتر بر این نکته تمرکز دارد که جنگهای جدید صرفاً با برتری هوایی یا حملات گسترده تعیین تکلیف نمیشوند. بهباور نویسنده، بازیگرانی که بتوانند با ابزارهای ارزانتر هزینههای اقتصادی و امنیتی ایجاد کنند، همچنان در معادله باقی میمانند.
به همین دلیل، در کنار روایتهای نظامی، موضوعاتی مانند امنیت انرژی، هزینه تجارت جهانی و پایداری مسیرهای کشتیرانی نیز به بخش مهمی از جنگ تبدیل شدهاند.
تغییر لحن در بخشی از رسانههای آمریکایی؟
تحلیل نیویورکتایمز را میتوان نشانهای از تغییر تدریجی تمرکز برخی رسانههای آمریکایی دانست؛ تغییری از روایت «عملیات نظامی» به سمت بحث درباره هزینههای فرسایشی جنگ، امنیت انرژی و آینده ثبات منطقه.
در این چارچوب، پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که چه کسی در میدان نظامی دست بالا را دارد، بلکه این است که کدام طرف میتواند هزینههای بلندمدت جنگ را بهتر مدیریت کند.