۳ نشانه از ورود ایران و آمریکا به جنگ بیپایان
به گزارش زومان، در حالی که نگاهها به پاسخ ایران به پیشنهاد آمریکا دوخته شده تا سرنوشت این تقابل روشن شود، برخی ناظران همچنان نسبت به دستیابی به توافق و پایان ساده تنشها بدبین هستند.
مجله تحلیلی فارنپالیسی در یک گزارش سه عامل اصلی را معرفی میکند که باعث تبدیل درگیریها به «جنگهای بیپایان» میشوند:
- اراده و پایداری بالا در طرف ضعیفتر
- فقدان محاسبات منطقی «هزینه – فایده» در طرف قویتر
- ضعف محدودیتهای نهادی بر جنگافروزی یک طرف یا هر دو طرف
طبق این تحلیل، هر سه عامل در پرونده ایران و آمریکا نیز حضور دارند و و همین موضوع پایان دادن به بحران را دشوار کرده است.
اراده بالای طرف ضعیفتر؛ مقاومت برای بقا
اولین عاملی که باعث کشدار شدن یک جنگ میشود، عزم و اراده بالا در طرف ضعیفتر جنگ است.
وقتی بقای یک کشور یا گروه با تهدیدی وجودی روبهرو میشود، اگر بتواند از ضربات اولیه جان سالم به در ببرد و متقابلاً به طرف قویتر آسیب بزند، اعتمادبهنفسش به شکلی تصاعدی افزایش مییابد.
این واقعیت بارها در طول تاریخ تکرار شده است؛ از مقاومت سرسختانه بوئرها (در آفریقای جنوبی) مقابل امپراتوری بریتانیا گرفته تا مجاهدین در برابر شوروی و طالبان در برابر آمریکا. در تمام این موارد، اراده طرف ضعیف باعث شد آنها هزینههای سنگین را تاب بیاورند و جنگ را سالها ادامه دهند.
ایران امروز نیز نشانههایی کاملاً کلاسیک از این نوع پایداری را نشان میدهد. ایران در مذاکرات موضعی سختگیرانه اتخاذ کرده و هیچ نشانهای از استیصال برای توافق نشان نداده است؛ ویژگیای که در طرف ضعیف جنگهای بیپایان بسیار رایج است.
عبور ترامپ از محاسبات منطقی «هزینه-فایده»
تاریخ نشان داده وقتی جنگهای نامتقارن به بنبست میرسند، قدرتهای بزرگ معمولاً از محاسبات منطقی فاصله گرفته و وارد فضای تصمیمگیری احساسی یا حیثیتی میشوند. در این شرایط، رهبران به جای هزینهها، بر مسائلی مثل اعتبار، وجهه بینالمللی و غرور قدرت تمرکز میکنند.
در جنگ ویتنام، جایی که آمریکا ۵۸ هزار سرباز خود را از دست داد، وسواس چهار رئیسجمهور آمریکا برای نشان دادن سرسختی در برابر کمونیسم، جنگی را تشدید کرد که میدانستند پیروزی در آن ممکن نیست.
در افغانستان نیز خطای «هزینههای هدررفته» ــ همان استدلال معروف «فقط یک سال دیگر» که برنامهریزان جنگ بارها تکرار میکردند ــ بر محاسبات سیاستی غلبه یافت. نتیجه آن شد که جنگ دو دهه ادامه پیدا کرد.
ترامپ در گذشته نشان داده بود که از این دامها دوری میکند. او در سال ۲۰۲۰ بدون توجه به هزینههای قبلی، توافق پایان جنگ افغانستان را امضا کرد و سال گذشته نیز وقتی فهمید شکست دادن حوثیها نیازمند نیروی زمینی است، حملات را متوقف کرد. اما در قبال ایران، او آن عملگرایی همیشگی را نشان نداده است.
هرچند او تاکنون تصمیم گرفته از اقدام نظامی گسترده در تنگه هرمز خودداری کند، اما خواستههای حداکثری و تغییرناپذیرش در مذاکرات و تمایلش به کماهمیت جلوه دادن هزینههای جنگ برای مردم عادی آمریکا، نشان میدهد که چارچوبهای دیگری جای محاسبات ساده هزینه - فایده را گرفتهاند؛ از جمله علاقه او به میراثی که میخواهد از خود بر جای بگذارد: «رئیسجمهوری که خاورمیانه را دگرگون کرد». ترامپ همچنین، باور دارد که قدرت آمریکا میتواند رقبایش را با زور وادار به تسلیم کند.
چنین چارچوب فکریای عزم او را تقویت میکند و اگر تهدیدها نتیجه ندهند، راه را برای تشدید بیشتر درگیری باز میگذارد؛ همان چیزی که جنگهای بیپایان را شکل میدهد.
ضعف ترمزهای قانونی و نهادی هر دو طرف
زمانی که رهبران با محدودیتهای قانونی داخلی روبهرو نباشند، راه برای تصمیمات پرخطر باز میشود. همین مسئله زمینهساز جنگهای بیپایان میشود.
نمونه کلاسیک تاریخی آن «قطعنامه خلیج تونکین» است که کنگره آمریکا با آن به لیندون جانسون برای جنگ ویتنام عملاً چک سفید امضا داد. به همین ترتیب، «مجوز استفاده از نیروی نظامی» (AUMF) که کنگره آمریکا پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تصویب کرد، راه را برای جنگهای بیپایان آمریکا در افغانستان و همچنین در نقاطی از آفریقا مانند سومالی و نیجر باز کرد.
رهبران ایران امروز تقریباً هیچ محدودیتی ندارند، زیرا ایران یک دموکراسی نیست و رهبری جدید کشور نیز سرسختتر و متحدتر از همیشه به نظر میرسد. در سمت آمریکا نیز کنگره تحت کنترل جمهوریخواهان هیچ اقدامی برای محدود کردن اختیارات جنگی ترامپ انجام نداده است.
با گذشتن از مهلت قانونی ۶۰ روزه بدون اقدام کنگره، احتمالاً «قانون اختیارات جنگی» هم تأثیر چندانی نخواهد داشت. این قانون تاکنون هرگز نتوانسته جلوی جنگی را بگیرد؛ ضمن اینکه جمهوریخواهان کنترل هر دو مجلس را در اختیار دارند و عموماً از جنگ با ایران حمایت میکنند.
تحلیلگر فارنپالیسی معتقد است تنها راه خروج از این بنبست، اعمال محدودیتهای قانونی توسط کنگره آمریکا است؛ به گونهای که هرگونه مجوز جنگ مشروط به ارائه گزارشهای ۳۰ روزه درباره هزینهها و پیشرفت راهبردها شود.
اکنون باید منتظر ماند و دید که آیا در روزهای آینده تحولات به سمت یک تفاهم دوجانبه حرکت میکند یا دو کشور بیش از پیش در باتلاق یک «جنگ بیپایان» فرو خواهند رفت.