ترجمه مطالب از رسانههای خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و نگاه رسانههای جهان به جنگ کنونی است.
به گزارش زومان به نقل از تلگراف، اواخر فوریه بود که حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، منطقه را در بهت فرو برد. واکنش تهران سریع بود: عبور امن کشتیها از تنگه هرمز عملاً متوقف شد. سپس در ۱۳ آوریل، با شکست مذاکرات صلح، واشنگتن محاصره کاملی را علیه ایران آغاز کرد تا اقتصاد کشور را فلج کند و تهران را به پذیرش یک توافق با شروط آمریکایی وادار سازد. پیامد این تنش برای جهان واضح بود، اما موجهای این طوفان به سواحل چین رسید؛ موضوعی که کمتر به آن توجه شده است.
ضربه به شریانهای انرژی
پکن، به عنوان بزرگترین خریدار نفت ایران، بهسرعت اقدامات آمریکا را محکوم کرد. با این حال، تجارت نفتی هنوز کاملاً قطع نشده است. اما لحن انتقادی چین زمانی تندتر شد که در ۲۴ آوریل، آمریکا تحریمهای جدیدی وضع کرد. این بار، شرکت بزرگ چینی «هنگلی» (یک پالایشگاه مستقل خریدار نفت ایران) و حدود ۴۰ شرکت کشتیرانی مرتبط هدف قرار گرفتند.
چین پیشتر هم دردسر دخالتهای نظامی آمریکا را در ونزوئلا چشیده بود، اما اختلال فعلی تا زمانی که جنگ ادامه دارد، ابعاد بسیار بزرگتری خواهد داشت. حدود ۴۰ درصد از واردات انرژی چین معمولاً از خلیج فارس میآید. اگرچه ذخایر نفت خام چین برای چند ماه دوام میآورد، اما این برای کشوری با این حجم مصرف، امنیت پایدار انرژی ایجاد نمیکند. در واکنش، شی جینپینگ یک برنامه بزرگ برای تغییر ساختار تولید انرژی داخلی آغاز کرده است؛ برنامهای که تمرکز آن روی انرژی هستهای، برقآبی و تبدیل زغالسنگ به سوخت مایع است.
اقتصاد در لبه تیغ
این فشارهای جدید انرژی، موتور معدود بخشهای سودآور را در اقتصاد راکد چین کند کرده است. رکود (به معنای کاهش رشد اقتصادی و کسادی بازارها) در چین عمیقتر شده است. تلاشهای پکن برای تشویق مردم به خرید بیشتر در داخل کشور شکست خورده و صادرات نیز با موانع جدی روبهروست. تجارت دریایی حدود ۳۰ درصد از تولید ناخالص داخلی (ارزش کل کالاها و خدمات کشور در یک سال) را تشکیل میدهد. چین به شدت به صادرات وابسته است و اکنون که اهداف رشد اقتصادی خود را در پایینترین سطح از سال ۱۹۹۱ تعیین کرده، در برابر شوکهای خارجی بسیار آسیبپذیر شده است.
حباب مسکن در چین ترکیده است. تنها بخشهایی از اقتصاد در حال رشد هستند که دولت با پول و یارانههای عظیم آنها را زنده نگه داشته است تا برای بازارهای خارجی تولید کنند. بدهی واقعی کشور احتمالاً از مرز ۲۰۰ درصد تولید ناخالص داخلی عبور کرده است. استراتژی «گردش دوگانه» (طرحی برای تکیه همزمان به بازار داخل و خارج جهت خودکفایی) عملاً کارایی خود را از دست داده است.
معمای تایوان و پیامدهای یک رویا
با وجود این اقتصاد لرزان، شی همچنان بر الحاق تایوان، حتی با زور نظامی، پافشاری میکند. در مقابل، دولت ترامپ در حال تقویت حضور خود در منطقه است تا از «زنجیره اول جزایر» (یک خط دفاعی راهبردی شامل ژاپن، تایوان و فیلیپین) محافظت کند. یک رزمایش بزرگ نظامی به رهبری آمریکا و با حضور فیلیپین، ژاپن، فرانسه، استرالیا و نیوزیلند، در ۸ مه و درست پیش از دیدار برنامهریزیشده ترامپ و شی به پایان میرسد؛ پیامی روشن برای حمایت از آزادی کشتیرانی و تایوانِ آزاد.
اگر این بحرانها یک درس برای پکن داشته باشد، این است که چین بخشی از یک جهانِ وابسته به تجارت آزاد است. دریای چین جنوبی و تنگه تایوان، به اندازه تنگه هرمز برای بقای این کشور حیاتی هستند. یک جنگ یا محاصره بر سر تایوان، اقتصاد آسیبپذیر چین را ویران خواهد کرد. شاید سفر پیشروی ترامپ، سرانجام به حزب کمونیست نشان دهد که «رویای چینیِ» شی، چیزی جز یک توهم نیست.