اتحاد تحریمی تهران-مسکو | جایگزینهای تنگه هرمز برای ایران
تحلیلگران میگویند مسکو میتواند در شرایط بحرانی به نوعی برای ایران حیاتبخش باشد، اما مشکلات لجستیکی و هزینههای مسیر تجاری جدید، انگیزه چندانی برای تداوم این همکاری در بلندمدت باقی نمیگذارد.
در حالی که ایران با پیامدهای اقتصادی یک محاصره طولانیمدت در تنگه هرمز روبهروست، توجهها به سمت شمال معطوف شده است.
با اختلال در مسیرهای کشتیرانی خلیج فارس و محدود شدن صادرات نفت، تهران ممکن است تلاش کند وابستگی خود به خلیج فارس را کاهش داده و به شبکهای از خطوط ریلی، بنادر دریای خزر و مسیرهای تجاری شکلگرفته در دوران تحریم تکیه کند که آن را به روسیه متصل میکند.
اهمیت این رابطه زمانی برجسته شد که این هفته عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران، برای گفتوگو با ولادیمیر پوتین رئیسجمهور روسیه به سنپترزبورگ سفر کرد و از حمایت «قاطع و تزلزلناپذیر» مسکو تمجید کرد؛ دو طرف در این دیدار درباره جنگ، تحریمها و آینده تنگه هرمز گفتوگو کردند.
اما آیا واقعاً مسکو میتواند برای اقتصاد آسیبدیده و جنگزده ایران یک راه نجات باشد؟ و اصلاً آیا چنین تمایلی دارد؟ برای پاسخ، الجزیره به سراغ کارشناسان رفته و با آنان گفتوگو کرده است.
تجارت رو به افزایش تهران و مسکو؛ اما محدود
روابط اقتصادی ایران و روسیه پس از خروج آمریکا از توافق هستهای ۲۰۱۵ (برجام) در سال ۲۰۱۸ و بازگشت تحریمهای گسترده علیه تهران، عمیقتر شد.
حمله گسترده روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ این روند را تسریع کرد، زیرا هر دو کشور بیش از پیش از نظام مالی غرب کنار گذاشته شدند. در نتیجه، به شبکههای دور زدن تحریمها، سیستمهای پرداخت جایگزین و مسیرهای تجاری غیرغربی روی آوردند تا جریان کالا، انرژی و پول را حفظ کنند.
تجارت فعلی عمدتاً شامل محصولات کشاورزی—بهویژه گندم، جو و ذرت—به همراه ماشینآلات، فلزات، چوب، کود و نهادههای صنعتی است. از سوی دیگر ادعایی مطرح است که میگوید ایران هم پهپادهای ارزانقیمت «شاهد» را در اختیار روسیه قرار داده که این کشور آنها را ارتقا داده و در جنگ اوکراین بهکار گرفته است.
سرگئی تسویلیف وزیر انرژی روسیه، در سال ۲۰۲۵ اعلام کرد: «حجم مبادلات تجاری در سال گذشته (۲۰۲۴) به ۴.۸ میلیارد دلار رسید، اما معتقدیم ظرفیت این تجارت بسیار بیشتر است.»
گزارشها نشان میدهد تجارت دوجانبه در این دوره ۱۶ درصد افزایش یافته که عمدتاً ناشی از صادرات غلات، فلزات، ماشینآلات و کالاهای صنعتی روسیه بوده است.
با این حال، کارشناسان تأکید میکنند که با وجود این رشد، سطح کلی تجارت میان دو کشور همچنان در مقایسه با روابط تجاری ایران با چین یا کشورهای خلیج فارس، محدود است.
جایگزینهای تنگه هرمز
ستون فقرات تجارت ایران و روسیه «کریدور بینالمللی شمال-جنوب» (INSTC) است—شبکهای از مسیرهای دریایی، ریلی و جادهای که روسیه را از طریق ایران به آسیا متصل میکند و مسیرهای تحت کنترل غرب را دور میزند.
کالاها از بنادر جنوبی روسیه حرکت کرده، از طریق دریای خزر به بنادر شمالی ایران—از جمله بندر انزلی—میرسند و سپس از طریق راهآهن یا جاده ادامه مسیر میدهند.
این مسیر بهویژه برای صادرات غلات، ماشینآلات و کالاهای صنعتی روسیه به ایران اهمیت فزایندهای پیدا کرده است.
نعیم اسلم تحلیلگر بازار میگوید این مسیر میتواند «یک شریان حیاتی قابلقبول اما ناقص» باشد. به گفته او، بنادر آستراخان و ماخاچقلعه در روسیه آماده افزایش صادرات غلات، فلزات، چوب و فرآوردههای پالایششده هستند.
یک شاخه غربی نیز از طریق جمهوری آذربایجان عبور میکند، اما مسیر ریلی میان رشت و آستارا در شمال ایران همچنان تکمیل نشده است.
در سال ۲۰۲۳، مسکو توافق کرد در تأمین مالی این خط مشارکت کند و پوتین آن را «رویدادی بزرگ» خواند که میتواند مسیرهای جهانی حملونقل را متنوعتر کند.
چرا پیدا کردن جایگزین تنگه هرمز برای ایران دشوار است؟
با وجود این گزینهها، کارشناسان میگویند تنگه هرمز از نظر مقیاس و کارایی چیزی است که مسیرهای زمینی و ریلی بهسادگی نمیتوانند جایگزین آن شوند.
آدام گریمشاو تاریخدان اقتصادی میگوید:
«از منظر تاریخی، حملونقل دریایی سریعترین و مقرونبهصرفهترین روش برای جابهجایی کالا بوده است.»
با توحه به آنکه حدود ۹۰ درصد تجارت خارجی ایران از طریق مسیرهای دریایی خلیج فارس انجام میشود، این حجم را نمیتوان بهسرعت از طریق مسیرهای زمینی یا هوایی جایگزین کرد.
روسیه ممکن است در کوتاهمدت—مثلاً با صادرات غلات در دورههای خشکسالی—کمککننده باشد، اما در بلندمدت «نمیتواند جایگزین» تجارت عظیم دریایی شود.
تغییر مسیر تجارت به خشکی نیز زمانبر است، هزینهها را افزایش میدهد و باعث فساد کالاهای فاسدشدنی در مسیر میشود.
آیا روسیه اصلاً میخواهد کمک کند؟
بسیاری از تحلیلگران معتقدند کمک گسترده اقتصادی به ایران لزوماً در راستای منافع روسیه نیست و از سوی دیگر، روسیه خود با مشکلات اقتصادی جمله نشانههای رکود، فشار بر ذخایر مالی و نارضایتی از طولانی شدن جنگ اوکراین روبهروست.
به گفته کارشناسان مسکو ممکن است حمایت نمادین یا کمکهای محدود ارائه دهد، اما «الان زمان مناسبی برای سرمایهگذاری در ایران نیست.»
همچنین جایگزینی تجارت دریایی با مسیرهای زمینی بسیار دشوار است، حتی با وجود سالها بحث درباره این کریدورها.
از سوی دیگر، این تغییر لزوماً به اقتصاد ایران هم کمک نمیکند، زیرا این اقتصاد به درآمدهای صادراتی—بهویژه نفت—وابسته است.
رویکرد خوشبینانه به روسیه
با این حال، برخی تحلیلگران نگاه خوشبینانهتری دارند.
نعیم اسلم تحلیلگر بازار معتقد است:
«حمایت از ایران میتواند قیمت جهانی نفت را بالا نگه دارد و به اقتصاد جنگی روسیه کمک کند، همچنین جایگاه کریدور شمال-جنوب را در تجارت آسیایی تقویت کرده و یک متحد ضدغربی کلیدی را حفظ میکند—در یک خلیج فارس چندپاره، این برای مسکو هزینهای ندارد.»
به این ترتیب روسیه ممکن است در کوتاهمدت بخشی از فشار اقتصادی بر ایران را کاهش دهد، اما محدودیتهای ساختاری، هزینههای بالا و وابستگی شدید ایران به صادرات دریایی نفت، باعث میشود این همکاری نتواند جایگزین واقعی تنگه هرمز باشد.