آیا جنگ آمریکا و ایران به یک «درگیری یخزده» تبدیل میشود؟
به گزارش زومان به نقل از الجزیره، دو ماه پس از حمله غافلگیرانه مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران، نهتنها چشمانداز روشنی برای پایان جنگ دیده نمیشود، بلکه نشانههای یک بنبست فرسایشی در حال تقویت است؛ وضعیتی که در آن، آتشبس برقرار است اما تنشها همچنان ادامه دارد.
در حال حاضر، مذاکرات میان دو طرف به نتیجه مشخصی نرسیده و همزمان، رقابت بر سر کنترل تنگه هرمز، عرضه جهانی انرژی را تحت فشار قرار داده است. آینده برنامه هستهای ایران نیز همچنان در ابهام باقی مانده است.
سخنگوی کاخ سفید اعلام کرده که واشنگتن همچنان مسیر دیپلماسی را باز نگه داشته، اما «برای رسیدن به یک توافق بد عجله نخواهد کرد». این در حالی است که آتشبس از ۸ آوریل ۲۰۲۶ (۱۹ فروردین ۱۴۰۵) برقرار شده، اما گزینههای نظامی همچنان روی میز باقی ماندهاند.
در همین چارچوب، وزارت خارجه قطر هشدار داده که شرایط کنونی میتواند به یک «درگیری یخزده» تبدیل شود؛ وضعیتی میان جنگ و صلح که در آن، تنشها بهطور کامل پایان نمییابد و هر از گاهی با درگیریهای محدود دوباره شعلهور میشود.
هزینههای یک جنگ بدون پایان
به گفته مهران کامروا، کارشناس مسائل ایران، این وضعیت «نه جنگ، نه صلح» برای هر دو طرف پرهزینه است. ایران نمیتواند برای مدت طولانی با بنادر مسدودشده کنار بیاید و آمریکا نیز قادر نیست یک محاصره دائمی را حفظ کند.
برآورد اندیشکده «کوئینسی» نشان میدهد هزینه ماه نخست جنگ برای آمریکا بین ۲۰ تا ۲۵ میلیارد دلار بوده است. در صورت گسترش جنگ به عملیات زمینی گسترده، این رقم میتواند به بیش از ۶۵۰ میلیارد دلار در سال برسد.
در سوی دیگر، اقتصاد ایران نیز تحت فشار قرار گرفته است. طبق گزارش برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP)، اختلال در تنگه هرمز—که مسیر اصلی واردات غلات ایران است—میتواند به کاهش عرضه و افزایش ریسک ناامنی غذایی منجر شود.
جنگ طولانی یا جنگ فرسایشی؟
تحلیلگران میان «جنگ طولانی» و «جنگ فرسایشی» تفاوت قائلاند. جنگ طولانی معمولاً نتیجه برآوردهای اشتباه و پیشبینینشده است، اما جنگ فرسایشی میتواند بهعنوان یک مسیر آگاهانه ادامه پیدا کند؛ مسیری که در آن، طرفها بدون ورود به یک درگیری تمامعیار، تلاش میکنند هزینهها را بهتدریج به طرف مقابل تحمیل کنند.
به گفته پژوهشگران، اتکای آمریکا به حملات هوایی دقیق، بیش از آنکه به حلوفصل سریع منجر شود، به تداوم و حتی تشدید تنش انجامیده است. در مقابل، ایران نیز با استفاده از اهرم تنگه هرمز، سعی دارد فشار اقتصادی و سیاسی را افزایش دهد تا طرف مقابل را به پذیرش یک توافق مطلوبتر وادار کند.
الگویی برای مهار بدون پایان
یکی از مفاهیمی که در این تحلیل مطرح شده، الگوی موسوم به «چمنزنی» است؛ رویکردی که پیشتر در برخی درگیریهای منطقهای به کار گرفته شده است.
در این الگو، هدف پایان دادن به جنگ نیست، بلکه کنترل و مدیریت آن است. به این معنا که یک طرف، در دورههای زمانی مختلف و هر زمان که احساس کند تهدید در حال افزایش است، با حملات محدود نظامی تلاش میکند سطح تنش را پایین نگه دارد، بدون آنکه وارد یک درگیری گسترده شود.
این روش معمولاً به دورههایی از آرامش نسبی منجر میشود که با درگیریهای مقطعی قطع میشوند. با این حال، در مورد ایران، تحلیلگران هشدار میدهند که بهدلیل توان موشکی و پهپادی این کشور، اجرای چنین الگویی میتواند با واکنشهای گستردهتر همراه شود و دامنه درگیری را به سطحی فراتر از کنترل اولیه بکشاند.
سناریوی محتمل: تداوم وضعیت خاکستری
در نبود توافقی که هر دو طرف بتوانند آن را بهعنوان «پیروزی» معرفی کنند، محتملترین مسیر پیشرو ادامه همین وضعیت خاکستری است: نه جنگی که پایان یافته، و نه صلحی که تثبیت شده باشد.
چنین وضعیتی اگرچه ممکن است در کوتاهمدت قابل مدیریت به نظر برسد، اما در بلندمدت با افزایش هزینههای اقتصادی، فشارهای سیاسی و خطر درگیریهای ناگهانی، به یکی از پیچیدهترین و پرریسکترین سناریوهای پیشروی دو طرف تبدیل میشود.