پیشنهاد معمار تحریم های ایران به ترامپ: با ایران نه جنگ کن نه توافق بزرگ(تایید)
در حالی که بحثها درباره مسیر آینده روابط ایران و آمریکا ادامه دارد، یک تحلیلگر شناختهشده در حوزه تحریمها تلاش کرده سناریوی متفاوتی را پیش روی سیاستگذاران آمریکایی قرار دهد؛ سناریویی که نه بر تشدید جنگ تکیه دارد و نه بر دستیابی به یک توافق بزرگ.
ریچارد نفیو، پژوهشگر ارشد در مرکز سیاست انرژی دانشگاه کلمبیا، از چهرههای باسابقه در طراحی و اجرای تحریمهای اقتصادی است که سابقه حضور در شورای امنیت ملی آمریکا و مشارکت در مذاکرات هستهای ۲۰۱۵ را دارد. او در این مقاله، گزینههای پیشروی واشنگتن در قبال ایران را بازتعریف میکند.
این مقاله برای مخاطب فارسی صرفاً یک تحلیل خارجی نیست، بلکه انعکاسی است از منطق تصمیمسازی در واشنگتن؛ جایی که درباره «جنگ یا توافق» تصمیم گرفته نمیشود، بلکه درباره نوعی مدیریت بلندمدت ایران فکر میکنند.
فهم این چارچوب به مخاطب کمک میکند روایتهای سادهسازیشده را کنار بگذارد و بداند چرا گاهی همزمان از کاهش تنش و حفظ فشار صحبت میشود، چرا توافقهای بزرگ به تعویق میافتند و چرا برخی سیاستها حتی بدون اعلام رسمی، ادامه پیدا میکنند. بهعبارت دیگر، این متن بیش از آنکه درباره ایران باشد، درباره نحوه نگاه آمریکا به ایران است—و همین، آن را برای خواننده ایرانی مهم میکند.
او در مطلب اخیر خود در فارنافرز به ایران پرداخته و در مقدمهاش استدلال کرده که چرا فاصله گرفتن ایالات متحده از ایده تغییر حکومت در ایران قابل درک است.
تناقض در واشنگتن؛ از تغییر حکومت تا مهار هستهای
نفیو در ابتدای تحلیل خود به نوسان در مواضع دولت ترامپ اشاره میکند؛ جایی که از دعوت اولیه به تغییر حکومت، بهتدریج تمرکز بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای جایگزین شد.
بهنوشته او، حتی این تصور که تغییر در ترکیب رهبری ایران به معنای تغییر در رفتار است، محل تردید جدی است؛ چرا که ساختار تصمیمگیری و جهتگیری کلان، همچنان پابرجاست.
نفیو در واکنش به ادعای ترامپ که از نوعی «تغییر رژیم» صحبت می کند می نویسد:این برداشت ترامپ که تغییر در سطح رهبری به معنای تغییر در جهتگیری کلی نظام است اشتباه است. از نگاه او، ترکیب جدید قدرت نهتنها نشانهای از تعدیل رفتار نشان نمیدهد، بلکه تداوم همان رویکردهای پیشین—در داخل و در عرصه منطقهای—را بازتاب میدهد
به نوشته ریچارد نفیو، اینکه چرا کاخ سفید از ایده سرنگونی کامل جمهوری اسلامی فاصله گرفته، قابل درک است. پژوهشها نشان میدهد که سرنگونی یک حکومت از طریق بمباران تقریباً غیرممکن است. تجربههای عملی نیز نشان دادهاند که تلاش برای تغییر رژیم میتواند پیامدهای فاجعهباری داشته باشد؛ از هرجومرج پس از سقوط معمر قذافی در لیبی گرفته تا یک دهه خشونت پس از صدام حسین در عراق.
چرا جنگ پاسخ نیست؟
با این حا نفیو مخالف ادامه جنگ است اما از یک زاویه آمریکایی دیگر.در این مقاله استدلال میشود تجربههای پیشین نشان دادهاند که جنگ و مداخله نظامی، ابزار مؤثری برای ایجاد تغییرات پایدار در ساختار سیاسی کشورها نیستند و اغلب با هزینههای بالا و بیثباتیهای طولانیمدت همراه میشوند.
این به معنای آن نیست که واشنگتن باید جنگ را از سر بگیرد و تا نابودی کامل رژیم ایران ادامه دهد. این بدان معناست که ترامپ باید در توافق صلحی که امضا میکند، بسیار محتاط و گزینشی عمل کند.- ریچارد نفیو، عضو تیم مذاکرهکننده آمریکا در توافق هستهای ۲۰۱۵
توافق بزرگ؛ راهحل یا بازگشت به نقطه اول؟
بخش مهمی از تحلیل نفیو بر این نکته متمرکز است که یک توافق جامع—بهویژه اگر با کاهش گسترده تحریمها همراه باشد—میتواند پیامدهای متفاوتی نسبت به آنچه در ظاهر به نظر میرسد، داشته باشد.
از نگاه این تحلیلگر، چنین توافقی ممکن است منابع مالی قابلتوجهی در اختیار ساختار قرار دهد و به تثبیت آن کمک کند. بهویژه در شرایطی که بخشهایی از اقتصاد در اختیار نهادهای قدرتمند قرار دارد، این منابع میتواند به تقویت نقش آنها منجر شود.
او به ترامپ پیشنهاد می دهد باید بهدنبال توافقهای محدودتر باشد؛ مثلاً توافقی که آتشبس فعلی را حفظ کند، تنگه هرمز را باز نگه دارد و فشار شدید بر نظام ایران را ادامه دهد.
به ادعای او که چهره شناخته شده تحریمها علیه ایران است، چنین نتیجهای شاید برای ترامپ که بهدنبال «توافقهای بزرگ» است جذاب نباشد، اما بهترین راه برای جلوگیری از بازسازی توان نظامی ایران در بلندمدت—و در نهایت، تحقق تغییر واقعی—محسوب میشود.
ریچارد نفیو بر این باور است که در نتیجه اقدامات آمریکا و اسرائیل، ایران وارد مرحلهای با نسل جدیدی از رهبران شده؛ با انگیزهای بیشتر و محدودیتهایی کمتر. شاید آنها بهدنبال توافق با آمریکا باشند، اما هیچ نشانهای وجود ندارد که بخواهند ماهیت حاکمیت را تغییر دهند.
فرماندهان ارشد سپاه که اکنون اداره کشور را در دست دارند، همگی وفاداران قدیمی حاکمیت هستند. احمد وحیدی، فرمانده جدید سپاه، پیشتر مسئول نیروی قدس بوده؛ شاخهای که از گروههای شبهنظامی در سراسر جهان حمایت میکند. عباس عراقچی، وزیر خارجه، و محمدباقر قالیباف، دبیر شورای عالی امنیت ملی، نیز سابقه عضویت در سپاه دارند.آنها در تاکتیک اختلاف دارند نه در راهبردها که تضعیف آمریکا است.- ریچارد نفیو ، پژوهشگر ارشد سیاست انرژی و تحریمها
به باور نفیو حتی اگر این افراد در تاکتیکها اختلاف نظر داشته باشند، هدف مشترک آنها تضعیف آمریکا و تقویت جمهوری اسلامی است.
متغیر داخلی؛ عامل فراموششده
در این چارچوب، نفیو تأکید میکند تحولات داخلی در ایران یکی از متغیرهای مهم در معادله سیاست خارجی آمریکا محسوب میشود.
بهنوشته او، فشارهای اقتصادی، چالشهای ساختاری و نارضایتیهای اجتماعی، همگی در شکلگیری این متغیر نقش دارند—هرچند جنگ میتواند در کوتاهمدت برخی از این روندها را تحتتأثیر قرار دهد.
مدیریت بهجای حلوفصل
آنچه در این مقاله ترسیم میشود، بیش از آنکه یک راهحل نهایی باشد، بازتاب یک نگاه در سیاستگذاری آمریکاست:
مدیریت بحران بهجای حلوفصل کامل آن.
از این منظر، ترکیب «فشار مداوم» و «توافقهای محدود» میتواند بهعنوان گزینهای در نظر گرفته شود که نه هزینههای جنگ را دارد و نه پیامدهای یک توافق گسترده را—رویکردی که بهگفته این تحلیلگر، در شرایط فعلی واقعبینانهتر به نظر میرسد.