در حالی که رهبران آمریکا و چین خود را برای دیدار آماده میکنند، جنگ ایران نشان میدهد پکن چقدر تابآور شده و اهرمهای فشار واشنگتن تا چه حد محدود است.
بلومبرگ با این جمله به سراغ سفر چند هفته دیگر دونالد ترامپ به چین رفت و نوشت: آرامش بهاری پکن بهزودی جای خود را به بستهشدن خیابانها و تدابیر شدید امنیتی خواهد داد؛ زمانی که «دونالد ترامپ» پس از نزدیک به یک دهه، در اواسط ماه می به چین سفر کند؛ البته اگر جنگ ایران بار دیگر این سفر را به تعویق نیندازد.
برآوردهای اشتباه ترامپ از چین
از نگاه چین، ترامپ در موقعیتی بهمراتب ضعیفتر نسبت به شش ماه پیش وارد خواهد شد؛ زمانی که آخرینبار با «شی جینپینگ» در کره جنوبی دیدار کرد.
دلیل این تغییر آن است که ترامپ، برای دومینبار از زمان بازگشت به قدرت، تلاش کرده از اهرمهای فشار خود علیه یک رقیب بزرگ استفاده کند، اما واکنش طرف مقابل را نادرست برآورد کرده و این خطا پیامدهای اقتصادی جهانی بهدنبال داشته است.
نخست او تلاش کرد با اعمال تعرفههای بسیار سنگین، اقتصاد چین را تحت فشار قرار دهد و مدل اقتصادی این کشور را به چالش بکشد. اما چین مقابله به مثل کرد؛ صادرات عناصر نادر خاکی را محدود ساخت و در نهایت آمریکا را وادار به آتشبس در جنگ تجاری کرد؛ آن هم در شرایطی که جهان برای دسترسی به آهنرباهای کوچک اما حیاتی (که در همهچیز از تلفن همراه تا موشک کاربرد دارند) به تکاپو افتاده بود.
اکنون ترامپ با رقیبی بهمراتب بیثباتتر روبهروست. در واکنش به حملات موشکی آمریکا و اسرائیل که رهبری سیاسی ایران را هدف قرار داد، تهران تقریباً تنگه هرمز—گذرگاهی حیاتی برای انتقال نفت و سایر کالاها—را مسدود کرده است؛ اقدامی که عمیقترین اختلال تاریخ در بازارهای جهانی انرژی را رقم زده است. در واقع، جمهوری اسلامی ایران یک جنگ نظامی را به جنگ اقتصادی تبدیل کرده است.
پیامدهای این وضعیت به نفع کشورهایی تمام شده که ترامپ سالها در تلاش برای مهار آنها بوده و «شی جینپینگ» نیز با دقت روابط خود را با آنها گسترش داده است. افزایش قیمت نفت، واشنگتن را وادار کرده دستکم بهطور موقت تحریمهای صادراتی روسیه و ایران را کاهش دهد و این به تضعیف یکی از مهمترین ابزارهای فشار آمریکا انجامیده است.
برای شی، که اقتصاد چین را تقریباً در شرایطی شبیه زمان جنگ اداره میکند، این بحران تأییدی بر سیاست خودکفایی است و حتی میتواند جایگاه چین را در عرصه جهانی تقویت کند. در حالی که کشورها برای مقابله با شوکهای انرژی بهدنبال منابع جایگزین هستند، بسیاری به انرژیهای تجدیدپذیر روی آوردهاند؛ حوزهای که چین در آن دست بالا را دارد.
در این شرایط، نتیجه، تغییر موازنه است: چین تاکنون این بحران را با ثبات نسبی پشت سر گذاشته، در حالی که آمریکا با فشارهای اقتصادی و راهبردی فزاینده مواجه است.
چین برای «بدترین سناریو» آماده شده بود
شی جینپینگ سالهاست بر ضرورت خودکفایی تأکید میکند. او در می ۲۰۲۳—چند ماه پس از تثبیت سومین دوره ریاستجمهوری خود—از مقامهای ارشد خواست با ذهنیتی مبتنی بر «سناریوهای افراطی» عمل کنند و هشدار داد «طوفانهای خطرناک» در راه است.
قدرتمندترین رهبر چین از زمان «مائو تسهتونگ»، منشأ این تهدیدها را مشخص نکرد، اما کشورش بهتازگی دو شوک بزرگ را تجربه کرده بود: همهگیری کووید-۱۹ که زنجیرههای تأمین جهانی را مختل کرد، و دوره اول ریاستجمهوری ترامپ که با تحریمها و تعرفهها فشار زیادی بر پکن وارد کرد.
تحلیلگران سیاست خارجی در پکن این سخنان را هشداری درباره افزایش خطر تقابل با آمریکا دانستند.
در بدترین سناریو، چنین تقابلی میتوانست عرضه انرژی، منابع مالی و مواد غذایی را مختل کند. در شرایطی که واشنگتن تلاش خود را برای محدود کردن دسترسی چین به فناوریهای پیشرفته افزایش داده بود، پیام روشن بود: چین باید چند قدم جلوتر فکر کند.
سه سال گذشت و حالا به نظر میرسد این رویکرد نتیجه داده است. در بحبوحه شوکهای انرژی ناشی از جنگ ایران، چین به یکی از آمادهترین اقتصادهای جهان تبدیل شده؛ دستاوردی مهم برای بزرگترین واردکننده نفت جهان.
راز تابآوری چین در برابر شوکها
این تابآوری تا حد زیادی ناشی از سرمایهگذاری عظیم در انرژیهای پاک و زغالسنگ است؛ منابعی که چین در داخل خود به وفور دارد.
این کشور بیشترین ظرفیت انرژی خورشیدی جهان را در اختیار دارد و نیمی از خودروهای جدید آن برقی هستند، که مصرفکنندگان را از افزایش قیمت سوخت مصون میسازد.
زغالسنگ همچنان حدود نیمی از برق چین را تأمین میکند و این کشور از وابستگی بیشازحد به یک تأمینکننده خاص اجتناب کرده است. میزان خودکفایی انرژی چین به حدود ۸۰ درصد رسیده است.
فشار بر آمریکا و تغییر موازنه قدرت
در مقابل، ترامپ با فشار فوری برای کاهش قیمت بنزین پیش از انتخابات میاندورهای روبهروست. در واشنگتن، برخی مقامات معتقدند آمریکا در حال بهدست آوردن برتری نسبت به چین است؛ از جمله با کنترل صادرات نفت ایران و اقداماتی که پیشتر علیه ونزوئلا انجام داده است.
با این حال، اگر جنگ طولانی شود، فشار بر چین نیز افزایش خواهد یافت؛ بهویژه اگر ذخایر نفتی آن کاهش یابد یا رکود جهانی، تقاضا برای کالاهای چینی را کاهش دهد. اما در حال حاضر، در مقایسه با بحران انرژی در کشورهای دیگر، چین همچنان شرایط نسبتاً باثباتی دارد. برای شی، این وضعیت نوعی تأیید است.
سرمایهگذاری چین در انرژیهای تجدیدپذیر—که از دولتهای قبلی آغاز شد—اکنون فرصتهای جدیدی برای صادرات فناوریهای سبز فراهم کرده است. در همین حال، با تضعیف روابط آمریکا با متحدانش، بسیاری از رهبران جهان برای دیدار با شی به پکن میروند.
جنگ با اهرمها: از عناصر نادر خاکی تا تنگه هرمز
چین پیشتر نیز نشان داده چگونه میتواند از ابزارهای اقتصادی استفاده کند. کنترل صادرات عناصر نادر خاکی در سال گذشته، عملاً نوعی محاصره جهانی ایجاد کرد؛ به مثابه ابزاری کوچک اما بسیار مؤثر.
در سوی دیگر، ایران نیز با کنترل تنگه هرمز به اهرمی مهم در بازار انرژی تبدیل شده است، هرچند این موقعیت ممکن است دوام نداشته باشد. در همین حال، پذیرش پرداختها با یوان یا ارزهای دیجیتال توسط ایران، سلطه دلار در تجارت جهانی را به چالش میکشد.
درس جنگ ایران برای چین
برای چین، جنگ ایران یک درس مهم دیگر نیز دارد: حملات سریع و قاطع لزوماً به پیروزی منجر نمیشوند و حتی قدرتهای ضعیفتر میتوانند با روشهای نامتقارن پاسخ دهند.
به همین دلیل، شی احتمالاً در قبال تایوان رویکردی محتاطانهتر در پیش خواهد گرفت و بهجای اقدام نظامی، بر ابزارهای سیاسی و نفوذ تمرکز میکند.
جهان در حال تغییر؛ سفر «تاریخی» ترامپ
در نهایت، آنچه در حال شکلگیری است، بازتعریف موازنه قدرت جهانی است. نقاط گلوگاهی اقتصادی—از عناصر نادر گرفته تا گذرگاههای حیاتی—به ابزارهای اصلی سیاست تبدیل شدهاند.
ترامپ سفر خود به چین را «احتمالاً تاریخی» توصیف کرده است. این سفر ممکن است واقعاً تاریخی باشد؛ اما نه بهعنوان نمایش قدرت آمریکا، بلکه بهعنوان نشانهای از تغییر موازنه قدرت به نفع چین. در جهانی که بر اساس «سناریوهای افراطی» شکل گرفته، رئیسجمهور آمریکا به پکن خواهد رفت؛ در شرایطی که قواعد بازی بیش از پیش توسط دیگران تعیین میشود.