زلزله امنیتی هرمز در بازار بیمه؛ ساختار هزینه کشتیرانی چگونه تغییر کرد؟
به گزارش زومان، محدودیت تردد در تنگه هرمز، پس از تصمیم ایران برای اعمال کنترل سختگیرانهتر و محاصره دریایی متقابل آمریکا، یکی از بیسابقهترین اختلالها را در تجارت جهانی ایجاد کرده است. کشتیها در آبهای خلیج فارس در وضعیت انتظار قرار گرفتهاند و دهها نفتکش در محدوده تنگه هرمز عملاً گیر افتادهاند؛ وضعیتی که سایه تنش و خطر درگیری را دائماً روی این گذرگاه حیاتی حفظ کرده است.
در چنین فضایی، مشکل فقط «مسدود بودن مسیر» نیست؛ عبور هر کشتی اکنون یک ریسک مستقیم جنگی محسوب میشود و همین ریسک، عملاً چرخدندههای عملیات حملونقل را قفل کرده است. هر حرکت بدون پوشش بیمهای معتبر میتواند کشتی را در بندر مقصد زمینگیر کند.
به همین دلیل است که حتی اگر گذرگاه باز باشد، کشتیها برای خروج از منطقه تنها دو شرط حیاتی دارند: مسیرِ امن و بیمه معتبر. و دقیقاً همینجاست که گره اصلی ماجرا شکل میگیرد؛ چون افزایش ریسک جنگی، گرفتن بیمهنامه را به یک چالش جدی تبدیل کرده است.
کشتیها از نظر فنی میتوانند بدون بیمه هم حرکت کنند، اما عملیات حملونقل زمانی کامل میشود که کشتی بتواند وارد بندر مقصد شود؛ و هیچ بندری در جهان اجازه پهلوگیری به کشتی فاقد بیمهنامه معتبر را نمیدهد.
درست از همین نقطه است که نقش بیمه پررنگ میشود. اما بیمهای که چنین نقشی تعیینکننده دارد، خودش از چه بخشهایی تشکیل شده و دقیقاً چگونه کار میکند؟
بیمه کشتیرانی معمول، شامل دو بخش اصلی است:
- P&I یا بیمه مسئولیت: برای پوشش خسارتهای احتمالی وارد بر دیگران
- بیمه بدنه و ماشینآلات که خسارات وارد بر خود کشتی را جبران میکند.
اما یک مشکل اساسی وجود دارد: بیمه معمولی هر کشتی در متن خودش یک خط قرمز دارد: «اگر جنگی در کار باشد، ما مسئولیتی نداریم». یعنی اگر کشتی هدف حمله یا راکت قرار بگیرد، بیمه معمولی هیچ غرامتی نمیدهد. در حقیقت، «جنگ» بند استثناست؛ یعنی اگر اقدامی خصمانه رخ دهد، بیمه عادی کشتی هیچ خسارتی را پوشش نمیدهد.
همینجاست که مفهوم بیمه ریسک جنگ (War Risk Insurance) وارد میدان میشود.
بیمه ریسک جنگ چیست و چه تفاوتی با بیمههای معمولی دارد؟
براساس آنچه سایت فریتامیگو نوشته است، بیمه ریسک جنگ، یک پوشش تخصصی و جداگانه است که برای خطراتی طراحی شده که عمداً از بیمه دریایی استاندارد حذف شدهاند؛ از جمله:
- اقدامات جنگی و درگیری نظامی
- حملات موشکی یا پهپادی
- توقیف یا مصادره کشتی
- ناآرامیهای داخلی یا شبهنظامی
- دزدی دریایی، هواپیماربایی دریایی و تهدیدات تروریستی
این بیمه، تنها در شرایطی ارائه میشود که احتمال وقوع یک حادثه خصمانه در مسیر عبور کشتی قابل توجه باشد. تفاوت اصلی آن با بیمه معمولی این است که بیمه پایه، جنگ را پوشش نمی دهد و بیمه ریسک جنگ معنا پیدا میکند.
اما پیچیدگی ماجرا اینجاست که در صورت آغاز جنگ واقعی، خودِ بیمه جنگ هم پایدار نیست و شرکتهای بیمه حق دارند با یک اخطار کوتاه آن را لغو کنند.
مارکت پلیس به نقل از برخی کارشناسان نوشته، این بازه معمولاً بین ۷۲ ساعت تا ۷ روز است و حتی نمونههایی از لغو ۲۴ تا ۴۸ ساعته هم گزارش شده است.
به بیان ساده، اگر تنش به مرحله برخورد نظامی برسد، بیمهگران میتوانند با تکیه بر همین «مهلت هشدار»، نرخهای جدید تعیین کنند یا کل قرارداد را باطل کنند؛ اتفاقی که ریسک عملیاتی کشتیها را چند برابر میکند.
در این میان، «کمیته مشترک جنگ» در لندن نقش کلیدی دارد. این کمیته مناطقی را که ریسک جنگ در آنها بالاست اعلام میکند (مناطقی مانند تنگه هرمز یا بخشهایی از دریای سرخ). پس از این اعلام، شرکتهای بیمه با رعایت مهلت هشدار میتوانند نرخهای خود را چند برابر کنند یا پوششهای قبلی را تعدیل نمایند. هدف از این مهلت این است که اگر کشتی ناگهان در منطقه گیر افتاد، حداقل فرصت کوتاهی داشته باشد تا خود را به یک «نقطه امن» برساند.
بنبست تنگه هرمز دقیقاً همینجاست: در این جغرافیا راه فراری وجود ندارد. کشتیهایی که در خلیج فارس حضور دارند، عملاً در یک «تله جغرافیایی» گرفتار میشوند و تنها گزینه آنها برای خروج، تن دادن به بیمههای «تکسفره» (Voyage Policy) با قیمتهای نجومی است.
رشد تاریخی قیمت بیمه جنگ؛ از ۰.۲۵ درصد تا ۱۰ درصد
براساس گزارش فایننشال اکسپرس، تا قبل از حوادث ۲۸ فوریه(10 اسفند)، نرخ بیمه جنگ برای عبور از هرمز حدود ۰.۲۵ درصد ارزش کشتی بود؛ اما امروز نرخهای پیشنهادی بیمهگران به حوالی ۱۰ درصد رسیده است؛ رشدی که در تاریخ بازار بیمه دریایی به ندرت دیده شده است.
برای درک بهتر این عدد، کافی است ارزش یک نفتکش را حدود ۲۵۰ میلیون دلار در نظر بگیریم.
- قبل از بحران: حق بیمه = حدود ۶۲۵ هزار دلار
- اکنون: حق بیمه = ۲۵ میلیون دلار
و این فقط پوشش خود کشتی است؛ اگر محموله نیز بیمه شود، هزینه میتواند تا دو برابر افزایش یابد.
تحلیلگران میگویند: بیمهگران برای برخی کشتیهای آمریکایی یا اسرائیلی اغلب نرخهای ثابت ارائه نمیدهند یا نرخهای پیشنهادی آنقدر بالاست که عملاً معادل عدم پوشش است، زیرا «احتمال وقوع حادثه تقریباً قطعی» محسوب میشود.
با وجود اینکه نرخها در هفته اخیر تا حدودی عقب نشسته و در بازه ۲ تا ۶ درصد قرار گرفته، هزینه پوشش جنگی همچنان آنقدر بالاست که اثر مستقیم بر قیمت نهایی نفت و کالا میگذارد.
نکته مهم این است که بیمهگران پوشش را فقط «موردی» و پس از بررسی وضعیت لحظهای میفروشند. برای همین شرط گذاشتهاند که کشتی ابتدا باید در نزدیکی تنگه هرمز مستقر شود و با موتور روشن در حالت آمادهبهحرکت بایستد.
در این حالت، ارزیاب بیمه موقعیت، شدت خطر و مسیر عبور را بررسی کرده و سپس نرخ موردی را اعلام میکند. از لحظه صدور این نرخ، زمان شروع میشود و کشتی فقط ۴۸ ساعت فرصت دارد که با همان شرایط توافقشده از منطقه عبور کند؛ در غیر این صورت، نرخ باطل میشود و باید دوباره درخواست صدور قیمت جدید بدهد.
ساختار هزینه کشتیرانی زیر سایه تنش؛ وقتی بیمه از نفت جلو میزند
همین سازوکار «بیمه موردی با مهلت ۴۸ ساعته» در عمل، ساختار هزینه کشتیرانی را بهکلی جابهجا کرده است.
وقتی پوشش جنگی به جای یک قرارداد سالانه ثابت، به یک قیمتگذاری لحظهای و پرریسک تبدیل میشود، هزینه حمل دیگر تابع صرفِ عرضه و تقاضای نفتکشها نیست؛ بلکه تابع ارزیابی روزانه ریسک است. نتیجه آن، تغییر مرکز ثقل هزینه از «خود نفت» به «عبور نفت» است.
دادههای تحلیلی شرکت جهانی بیمه هاودن، نشان میدهد که در بحران اخیر، فشار اصلی نه روی قیمت جهانی نفت، بلکه روی هزینه انتقال نفت متمرکز شده است. این فشار در اجزای مختلف زنجیره حملونقل با شدتهای متفاوت دیده میشود:
- حق بیمه ریسک جنگ چندین برابر شده و بیشترین رشد را دارد.
- کرایه حمل خاورمیانه–آسیا افزایش یافته اما با شدت کمتر.
- نرخ اجاره روزانه نفتکشهای VLCC صعودی است اما هنوز فاصله زیادی با میزان افزایش بیمه دارد.
- قیمت نفت رشد داشته، اما بسیار کمتر از رشد هزینههای بیمه و عملیات.
به بیان دقیقتر: اینبار، «ریسک» گرانتر از «نفت» شده است. هر بشکه نفت امروز با حاشیه هزینهای حرکت میکند که بخش قابلتوجهی از آن مربوط به پوشش خطرات جنگی است، نه خود کالا.
در نهایت، محدودیت تردد در تنگه هرمز و فضای تنشزده منطقه، زنجیره جهانی حملونقل را وارد دورهای کرده که در آن ریسک، قیمت و معنای تازهای یافته است. کشتیهایی که در منطقه متوقف شدهاند، برای هر متر پیشروی ناچارند از بیمهگران جنگی، پوششهای گرانقیمت و تأییدهای موردی بگیرند؛ فرآیندی زمانبر، پرهزینه و وابسته به ارزیابی لحظهای خطر.
در سوی دیگر، بیمهگران نیز با تکیه بر احتمال بالای خسارت، قیمتگذاری سریع، محافظهکارانه و تهاجمی را در پیش گرفتهاند. حاصل این تقابل، بازاری است که در آن «هزینه عبور» از منطقه بهمراتب سریعتر از خود بهای نفت بالا میرود و ریسک، به متغیر اصلی تعیینکننده در تجارت انرژی تبدیل شده است.