بن‌بست «نه جنگ، نه صلح»؛ ریچارد هاس از سه انتخاب سخت می‌گوید

شنبه 5 اردیبهشت 1405 - 23:00
مطالعه 4 دقیقه
دونالد ترامپ
ریچارد هاس می‌گوید جنگی که ضرورتی نداشت، اکنون ترامپ را میان تشدید درگیری، بلاتکلیفی یا توافق سرگردان کرده است.
تبلیغات

ترجمه مطالب از رسانه‌های خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و نگاه رسانه‌های جهان به تحولات کنونی است.

ریچارد هاس سیاستمدار آمریکایی که از ژوئن سال ۲۰۰۳ تا ژوئن سال ۲۰۲۳ در سمت رئیس شورای روابط خارجی آمریکا بوده‌ در مقاله‌ای از «هنر معامله» در جنگ ایران و آمریکا می‌گوید.

او این یادداشت را اینگونه شروع کرد: اکنون در هفته هشتم جنگ ایران قرار داریم؛ جایی میان صلح و جنگ متوقف شده‌ایم. مذاکرات در حالت تعلیق است. تنگه هرمز بسته مانده است. جنگ، در مجموع، متوقف شده و آتش‌بسی ناپایدار برای مدتی نامشخص تمدید شده است.

ریچارد هاوس با یک سوال ادامه می‌دهد: خب، چه می‌توان گفت؟

پاسخش به این سوال این است: رئیس‌جمهور ترامپ به آن «ونزوئلای ۲» سریع و آسانی که انتظار داشت نرسید.

حقیقت روشن است: این جنگ ضرورتی نداشت—یک «جنگ انتخابی» بود—و در مجموع، ایالات متحده را در موقعیت بدتری قرار داده است. بله، اگر صرفاً بر اساس توان نظامی متعارف سنجیده شود، ایران تضعیف شده؛ اما این تقریباً تنها دستاوردی است که دولت آمریکا می‌تواند به آن ببالد. (بخش عمده‌ای از تضعیف موقعیت راهبردی ایران نیز به تحولاتی برمی‌گردد که پیش از این جنگ رخ داده بود.)
- ریچارد هاس، دیپلمات و تحلیلگر آمریکایی

۳ گزینه برای ترامپ

ریچارد هاس می‌نویسد که در این مقطع، دولت ترامپ سه گزینه دارد:

  • تشدید درگیری
  • بلاتکلیفی (درجا زدن)
  • مذاکره

گزینه اول: تشدید درگیری

او در این مقاله از «تشدید درگیری» به عنوان «مشکل» یاد می‌کند و معنای آن را ازسرگیری عملیات نظامی می‌‌داند؛ به نوشته او این گزینه‌ای‌ست که نه به تسلیم ایران می‌انجامد و نه به تغییر رژیم. همچنین باعث بازگشایی تنگه نخواهد شد.

در عوض، منابع محدود و رو به کاهش نظامی آمریکا را مصرف می‌کند. ضمن اینکه اهداف باقی‌مانده برای حمله چندان مؤثر نیستند. حمله به تنها هدفی که شاید تأثیرگذار باشد—زیرساخت‌های انرژی ایران—می‌تواند به حملات تلافی‌جویانه ایران علیه زیرساخت‌های انرژی و آب کشورهای همسایه منجر شود و بحران را به فاجعه تبدیل کند.

گزینه دوم: بلاتکلیفی

بلاتکلیفی به نوشته رئیس سابق شورای روابط خارجی آمریکا به معنای حفظ وضعیت موجود است؛ یعنی نه جنگ و نه صلح!

هاس می‌گوید: ایراد آشکار آن این است که تنگه هرمز همچنان بسته می‌ماند و بحران اقتصادی تشدید می‌شود. این گزینه فقط زمانی منطقی است که تصور کنیم توان تحمل پیامدهای بسته بودن تنگه برای آمریکا بیشتر از ایران است—نوعی بازی «بزدل» اقتصادی و ژئوپلیتیکی. این احتمال با توجه به وضعیت وخیم اقتصاد ایران، وجود دارد، اما قطعیتی در کار نیست. در این میان، منطقه و جهان هزینه‌های فزاینده‌ای خواهند پرداخت.

این مسیر همچنین مستلزم تعیین «خطوط قرمز» هسته‌ای برای ایران است. واشنگتن باید به تهران هشدار دهد که برخی اقدامات به حملات نظامی منجر خواهد شد. مشکل اینجاست که بدون نظارت، تشخیص دقیق فعالیت‌ها دشوار است—و هر حمله‌ای ممکن است به سرعت به تشدید درگیری گسترده‌تر تبدیل شود.

گزینه سوم: تلاش برای توافق است

ریچارد هاس از توافق به عنوان گزینه سوم یاد می‌کند اما همین ابتدا از خطر آن می‌گوید:

البته خطر این وجود دارد که چنین اقدامی نشانه ضعف تلقی شود و ایران مطالبات خود را افزایش دهد.

با این حال، از منظر او، مذاکره، کم‌هزینه‌ترین گزینه بد است؛ مذاکراتی که به نوشته هاس، عمدتاً حول دو موضوع می‌چرخد: تنگه هرمز—که بسته بودن آن اقتصاد جهانی را مختل کرده—و آینده برنامه هسته‌ای ایران.

بهترین سناریو برای تنگه هرمز

ریچارد هاس مدعی‌ست که بهترین سناریو برای تنگه این است که در ازای پایان محاصره، ایران از کنترل کامل عبور و مرور کشتی‌ها صرف‌نظر کند.

این عقب‌نشینی متقابل می‌تواند با پیشنهاد ایجاد یک نهاد منطقه‌ای برای مدیریت تنگه همراه شود—حتی نهادی که اختیار دریافت عوارض از کشتی‌ها را داشته باشد. می‌دانم که این امر اصل «عبور آزاد» را نقض می‌کند و سابقه خطرناکی ایجاد خواهد کرد، اما واقعیت این است که آمریکا در موقعیت تعیین‌کننده نیست. بازگشت به وضعیت پیشین واقع‌بینانه نیست.
- ریچارد هاس

به نوشته هاس، با توافق یا بدون آن، ایجاد یک کانال ارتباطی ۲۴ ساعته میان آمریکا و ایران (و شاید دیگران) برای مدیریت عبور و مرور در تنگه مفید خواهد بود و احتمال بروز حوادث ناخواسته را کاهش می‌دهد.

مسئله هسته‌ای؛ بهترین نوع توافق ایران آمریکا چیست؟

هاس می‌گوید بهترین نتیجه در این حوزه، دستیابی به توافقی جدید است که تکلیف اورانیوم غنی‌شده ایران را مشخص کند—مثلاً با انتقال آن به خارج یا رقیق‌سازی آن. این توافق باید سقف یا توقفی برای غنی‌سازی تعیین کند و سازوکار نظارتی ایجاد کند. چیزی شبیه «برجام پلاس».

ریچارد هاس: این توافق مشکل را حل نمی‌کند، اما آن را مدیریت می‌کند—و بهترین گزینه در دسترس است.

پیش‌بینی این دیپلمات و تحلیلگر آمریکایی درباره محتمل‌ترین سناریو روی میز ایران و آمریکا جالب است؛ آن هم در این دوران «نه جنگ و نه صلح». او می‌نویسد که به نظر، توافق، با توجه به واقعیت‌های اقتصادی آمریکا و ایران، محتمل‌ترین سناریو باشد.

چنین توافقی زمانی عملی‌تر است. اسرائیل از این وضعیت راضی نخواهد بود، اما اهرم فشار آمریکا محدود است و اگر ترامپ اصرار کند، اسرائیل ناچار به همراهی خواهد شد.
- ریچارد هاس

هاس می‌گوید توان ایران برای پذیرش توافق نیز در صورتی افزایش می‌یابد که آمریکا دارایی‌های بلوکه‌شده را آزاد کند و تحریم‌ها را کاهش دهد.

البته اگر ایران حاضر به مصالحه نشود، باید سناریوهای جایگزین آماده باشد. کنار کشیدن کامل و واگذاری کنترل تنگه به ایران، گرچه به‌طور نظری گزینه‌ای است، اما در عمل اقدامی غیرمسئولانه و یک شکست راهبردی بزرگ خواهد بود.

پیش‌بینی ریچارد هاس از پایان جنگ ایران و آمریکا

رئیس سابق شورای روابط خارجی آمریکا در پایان مطلب خود پیش‌بینی می‌کند که حتی پایان جنگ نیز احتمالاً ناپایدار خواهد بود. او می‌گوید: خلاصه اینکه حتی بهترین سناریو هم چیزی کمتر از صلح کامل خواهد بود. به تعبیر طنزآمیز یوگی برا: «حتی وقتی تمام می‌شود، باز هم تمام نشده است.»

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.