سه هدیه پاکستان به ترامپ؛ نقشه پنهان اسلامآباد از میانجیگری بین تهران و واشنگتن
ترجمه مطالب از رسانههای خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و نگاه رسانههای جهان به تحولات کنونی است.
به گزارش واشنگتنپست، کشوری مجهز به سلاح هستهای که اسرائیل را به رسمیت نمیشناسد در حالی میزبان مذاکرات برای پایان دادن به جنگ ایران شد که در نگاه اول گزینهای بعید برای میانجیگری به نظر میرسید.
پاکستان بهطور رسمی اسرائیل را به رسمیت نمیشناسد، در حالی که تلآویو یکی از طرفهای اصلی درگیر است. همچنین پاکستان خود بهصورت مخفیانه به قدرت هستهای تبدیل شد؛ مشابه اتهامی که آمریکا و اسرائیل به ایران وارد میکنند. افزون بر این، روابط اولیهاش با دونالد ترامپ نیز چندان خوب نبود؛ ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوریاش گفته بود پاکستان «چیزی جز دروغ و فریب» به واشینگتن نداده است.
اما در طول یک سال گذشته، به نظر میرسد یک کارزار هدفمند برای جلب نظر ترامپ نتیجه داده است. ماهها، رهبران پاکستان با قراردادهای چشمگیر و تمجیدهای علنی تلاش کردند نظر دولت ترامپ را جلب کنند.
مشاهد حسین سید، رئیس پیشین کمیته دفاع سنای پاکستان، گفت: «ما او را درست شناختیم.»
به گفته مشاهد حسین سید، پاکستان خیلی زود رویکرد معاملهمحور ترامپ در دیپلماسی را درک کرد.
او افزود: «ما کار را انجام دادیم؛ آن هم به بهترین شکل. ما سه C را به او دادیم: کریپتو (رمزارز)، مواد معدنی حیاتی(critical minerals) و مبارزه با تروریسم (counterterrorism).»
با بحث مذاکرات صلح میان آمریکا و ایران در اسلامآباد،فرصتی دیگر برای پاکستان فراهم کرده تا به ترامپ نزدیکتر شود.
در ابتدای دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ، پاکستان یکی از عوامل حمله مرگبار به نیروهای آمریکایی در کابل در جریان خروج آمریکا از افغانستان در اوت ۲۰۲۱ را شناسایی کرد. چند ماه بعد، دولت پاکستان قراردادی درباره مواد معدنی حیاتی با آمریکا امضا کرد. امسال نیز وزارت دارایی این کشور توافقی با شرکتی مرتبط با کسبوکار رمزارزی خانواده ترامپ امضا کرد.
دیگر تلاشهای پاکستان برای جلب نظر دولت ترامپ را میتوان در موارد زیر مشاهده کرد:
- تقدیرهای مکرر علنی از او بابت برقراری آتشبس با هند پس از درگیری چهارروزه ماه مه گذشته (در حالی که هند نقش آمریکا را رد کرده بود)
- معرفی ترامپ برای جایزه صلح نوبل توسط نخستوزیر پاکستان
- پیوستن پاکستان به «هیئت صلح» مورد حمایت ترامپ
تا ماه اکتبر، ترامپ ژنرال عاصم منیر—که بهعنوان فرمانده ارتش و فیلد مارشال قدرتمندترین فرد پاکستان محسوب میشود—را «فیلد مارشال محبوب خود» نامیده بود.
از آنجا که نقش پاکستان در مذاکرات ایران عمدتاً تسهیل ارتباطات است، مهمترین عامل این است که این کشور اعتماد هر دو طرف—آمریکا و ایران—را دارد. جایگاه پاکستان بهعنوان یک قدرت هستهای نیز به اعتبارش میافزاید. بهرسمیت نشناختن اسرائیل مانعی برای میانجیگری نیست، زیرا ایران و پاکستان معتقدند اگر توافقی با آمریکا حاصل شود، ترامپ اسرائیل را وادار به پایبندی به آن خواهد کرد.- مشاهد حسین سید، رئیس پیشین کمیته دفاع سنای پاکستان
مشاهد حسین سید گفت: «اسرائیل نیابتیِ آمریکاست و ما در حال مذاکره با “کشور مادر” هستیم.»
تجلیل پاکستانها از اسلاماباد برای میانجیگری
پوشش رسانهای مذاکرات ایران در رسانههای پاکستانی—که اغلب تحت کنترل شدید ارتش هستند—بسیار پرشور بوده است.
یکی از تحلیلگران در یک برنامه تلویزیونی گفت: «دیپلماسی پرنشاط» و «دستاوردهای چشمگیر». تحلیلگر دیگری در همان شبکه افزود: «چه کسی فکرش را میکرد نخستوزیر پاکستان پستی در شبکه X منتشر کند و رئیسجمهور آمریکا آن را بازنشر کند؟»
ملیحہ لودهی، دیپلمات برجسته پاکستانی که سابقه سفارت در آمریکا و نمایندگی در بریتانیا را دارد، گفت کشورش حق دارد به این دیپلماسی ظریف که مستلزم حفظ توازن میان روابط با ایران و آمریکا بوده، افتخار کند.
او گفت: «این یک لحظه خوب و دلگرمکننده است—بدون شک. این جایگاه و تصویر کشور را ارتقا میدهد.»
بحران مالی پاکستان
در کنار این اظهارات اما ملیحہ لودهی به پاکستانیها اشاره میکند و میگوید: «پاکستانیها نقش میانجی اسلامآباد را از تلویزیون میبینند و روز بعد سراغ خبر بعدی میروند.» آنچه واقعاً بر زندگیشان اثر میگذارد، توانایی دولت در حل مشکلات ساختاری اقتصادی کشور است. او افزود: میزبانی مذاکرات صلح «هیچ—صفر مطلق—تأثیر اقتصادی بر زندگی مردم ندارد.»
در واقع پاکستان در یک سال گذشته، با چالشهای امنیتی فزایندهای مواجه بوده و حتی دو بار به آستانه درگیری تمامعیار با همسایگانش رسیده است؛ سال گذشته با هند و اخیراً با افغانستان.
در همین حال، ارزش پول ملی به شدت سقوط کرده و بحران هزینههای زندگی ایجاد کرده است؛ بحرانی که دولت برای مهارش به کمکهای مالی و وامهای عربستان سعودی و امارات متحده عربی متکی شده است. پیش از این نیز پاکستان برای تثبیت اقتصاد خود به صندوق بینالمللی پول رجوع کرده بود.
اثر جنگ ایران بر بحران پاکستان
جنگ ایران این بحران را تشدید کرده است. بیش از ۹۰ درصد واردات سوخت پاکستان از تنگه هرمز عبور میکند و بستهشدن تقریباً کامل این مسیر توسط ایران، دولت را مجبور کرده از ذخایر خود استفاده کند و همچنین قیمت سوخت را افزایش دهد.
وضعیت امنیتی نیز شکننده است. پس از کشتهشدن رهبر ایران در حملات آمریکا و اسرائیل در اواخر فوریه، درگیریهایی در نقاط مختلف پاکستان رخ داد که ۲۲ کشته و ۱۲۰ زخمی برجای گذاشت؛ از جمله در کراچی که جمعیتی تلاش کردند به کنسولگری آمریکا حمله کنند.
لیاقت خان، پیشخدمت ۵۱ ساله یک رستوران ساده در مرکز اسلامآباد، گفت:
خیلی خوشحالیم که پاکستان برای این افتخار—میزبانی مذاکرات ایران—انتخاب شده اما پس از شکست دور اول مذاکرات همه خیلی نگران شدند چون میترسیدند قیمت بنزین و گاز آشپزی باز هم افزایش یابد.
سجاد عباسی مدیر او، گفت فشار اقتصادی بر طبقه کارگر «فراتر از تصور» است. او افزود این مذاکرات حتی اوضاع را بدتر کرده، چون تعطیلیهای سراسری شهر هنگام ورود هیئتها باعث میشود مغازهها برای چند روز بسته شوند.
از منظر او «این هم به مشکلات پاکستانیها اضافه شده است.»
سبک خاص دیپلماسی پاکستان؛ ترامپشناسی
جاشوا وایت، که در کاخ سفید بهعنوان مشاور ارشد و مدیر امور آسیای جنوبی در شورای امنیت ملی فعالیت داشته، گفت پاکستان از سبک دیپلماسی مبتنی بر شخصیت ترامپ و «نبود یک فرآیند سیاستگذاری منسجم در آمریکا» بهره برده است.
میانجیگری پاکستان؛ وام گرفتن از دنیا یا سرکوب مخالفان داخلی؟
اما به گفته او، تاکنون رهبران پاکستان از این روابط گرمتر برای بهبود زندگی مردم خود استفاده نکردهاند. نزدیکی به ترامپ، به گفته جاشوا وایت، نمونه دیگری از تلاش رهبران این کشور برای «اتکا به کشورهای ثروتمندتر برای پوشاندن مشکلات ساختاری جدی» است.
او افزود: «احتمال تحقق توافق مواد معدنی حیاتی کم است و قراردادهای رمزارزی هم بیشتر شبیه نمایش و توهماند.»
منتقدان رهبری فعلی پاکستان نیز معتقدند گسترش نقش این کشور در عرصه جهانی، بیشتر با هدف تحکیم کنترل داخلی صورت میگیرد.
حسین ندیم، که پیشتر در دولت عمران خان فعالیت داشته و اکنون با دانشگاه جورج واشینگتن همکاری میکند، گفت عاصم منیر و رهبران سیاسی پاکستان «در تلاشاند با تقویت جایگاه ژئوپلیتیک کشور، توجه را از مخالفان داخلی منحرف کنند.»
او افزود: «آنها واقعاً به صلح در ایران اهمیتی نمیدهند. همه این تحرکات ژئوپلیتیکی در نهایت به دستاوردهای سیاسی داخلی برمیگردد.»