مارشال جدید خاورمیانه؛ عاصم منیر چگونه پاکستان را به مرکز بازی قدرتها تبدیل کرد؟
ترجمه مطالب از رسانههای خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و نگاه رسانههای جهان به تحولات کنونی است.
به گزارش زومان به نقل از اکونومیست، چند ساعت مانده به پایان آتشبسی که قرار بود میان آمریکا و ایران در ۲۱ آوریل خاتمه یابد و در حالی که تهدید ازسرگیری حملات دوباره در فضا سنگینی میکرد، دونالد ترامپ اعلام کرد این آتشبس به درخواست پاکستان و برای ادامه مذاکرات، بهطور نامحدود تمدید میشود.
فارغ از هر اتفاقی که اکنون رخ دهد، پاکستانیها دلیل موجهی برای احساس غرور دارند. کشوری که دههها عمدتاً با وامهای نجات صندوق بینالمللی پول و شورشهای تروریستی شناخته میشد، اینبار نشان داده میتواند بازیگری ماهر در میدان سیاست قدرتهای جهانی باشد.
در مرکز این تحولات، مردی قرار دارد که ترامپ از او با عنوان «مارشال میدانی محبوبم» یاد میکند. عاصم منیر، رئیس سبیلدار ارتش پاکستان که در طول بحران بهطور پیوسته با ترامپ و معاونش، جی.دی. ونس، در تماس بوده است.
به گفته دیپلماتها، او در جزئیات کاملاً غرق است؛ در نخستین دور مذاکرات هفته گذشته، اغلب تنها مقام ارشد حاضر در نشست بود که با دقت مشغول یادداشتبرداری دیده میشد. منیر که پیشتر رئیس سازمان اطلاعات بوده، هفته گذشته سه روز را در تهران گذراند؛ نخستین مقام بلندپایهای که پس از توقف بمبارانها وارد ایران شد و با رهبران سیاسی و نظامی دیدار کرد. اندکی بعد، مقامات ایرانی اعلام کردند که تنگه هرمز را باز خواهند کرد؛ هرچند با ادامه محاصره ترامپ، از این تصمیم عقب نشستند.
برای برخی ناظران، واکنش سریع و حضور فعال این فرمانده نظامی غافلگیرکننده بوده است؛ اما کسانی که سالهای اخیر منیر را از نزدیک دنبال کردهاند، او را فردی زیرک، حسابگر، بیرحم و بلندپرواز توصیف میکنند.
منیر که در ۲۰۲۲ بهعنوان رئیس ارتش منصوب شد، بهسرعت به قدرتمندترین رهبر پاکستان در یک نسل تبدیل شد؛ ابتدا با تحکیم کنترل بر نیروهای مسلح، سپس با تضعیف مخالفان سیاسی و گسترش نفوذ بر دولت. بهواسطه برخی تغییرات بحثبرانگیز در قانون اساسی، گمان میرود که او جایگاه خود را برای یک دهه یا حتی بیشتر تثبیت کرده باشد. اکنون در پاکستان تقریباً هیچکس شکی ندارد که تصمیمگیر نهایی کشور اوست؛ نه شهباز شریف، نخستوزیر.
رویای فیلد مارشال منیر این است که پنجمین کشور پرجمعیت جهان و تنها قدرت هستهای مسلمان را به جایگاه «شایسته»اش در نظم بینالمللی برساند؛ آرزویی که در تضاد با واقعیت زندگی میلیونها پاکستانی است که همچنان برای تأمین معیشت روزانه تلاش میکنند.
پرسش اصلی این است که آیا او میتواند از این لحظه طلایی بهرهبرداری کند یا اینکه سلطه یک فرمانده نظامی دیگر، صرفاً مشکلات عمیق پاکستان را تشدید خواهد کرد؟
بازی در صفحه شطرنج جهانی
این نخستین بار نیست که پاکستان خود را وارد دیپلماسی پرریسک میکند. به گفته یک مقام ارشد سابق، رهبران نظامی این کشور مدتهاست «شیفته بازی در صفحه شطرنج جهانی» بودهاند. پاکستان سه سال نقش کانال پشتپرده میان آمریکا و چین را پیش از سفر تاریخی نیکسون به پکن در سال ۱۹۷۲ بر عهده داشت. اما اغلب—به گفته همان مقام—چنین تلاشهایی در بهترین حالت باعث افزایش اعتمادبهنفس رهبران یا تحکیم قدرت در برابر چالشهای داخلی شده و سودی ملموس برای مردم نداشته است.
اینبار اما تفاوت احتمالی از ایران آغاز میشود. با وجود گرمای روابط اخیر، دو کشور سالها رابطهای دشوار داشتهاند؛ رابطهای که شورشها در دو سوی مرز آن را پیچیدهتر کرده است. پاکستان نگران است که ادامه جنگ موجب هجوم پناهجویان شود و همچنین بیم دارد جمعیت بزرگ شیعهاش دچار ناآرامی شود.
با این حال، اگر پاکستان در نقش میانجی صلح موفق شود، دیپلماتها امیدوارند که جایگاه مهمی در روند بازسازی پس از جنگ به دست آورد؛ مانند فرصت ایجاد اشتغال برای جمعیت جوان کشور.
همچنین حضور پاکستان در مذاکرات میتواند برای فشار بهمنظور رفع تحریمهایی که مانع تکمیل خط لوله گاز ایران–پاکستان شدهاند، مورد استفاده قرار گیرد.
فیلد مارشال منیر همچنین به دنبال نمایش قدرت نظامی پاکستان است. به گفته مشاهد حسین، سناتور سابق، پس از جنگ، کشورهای خلیج فارس احساس تهدید بیشتری خواهند کرد و نسبت به حمایت آمریکا مطمئن نخواهند بود. ارتش پاکستان که شاید تنها نهاد کاملاً کارآمد کشور تلقی میشود، امسال افزایش حدود ۲۰ درصدی بودجه دفاعی را تجربه کرده است.
پیمان دفاع متقابل میان پاکستان و عربستان که سال گذشته امضا شد، اکنون بهعنوان الگویی برای همکاریهای آتی در نظر گرفته میشود. پاکستان هماکنون حدود ۱۳ هزار سرباز و ۱۸ جنگنده در خاک عربستان مستقر کرده است. متن این توافق منتشر نشده، اما منابع مطلع میگویند عربستان در ازای دریافت تضمینهای امنیتی، وعده سرمایهگذاری داده است.
همزمان گفتوگوها درباره ایجاد نوعی «ناتوی اسلامی»—با حضور مصر، پاکستان، عربستان، ترکیه و احتمالاً چند کشور دیگر—برای افزایش هماهنگی دفاعی و امنیتی در حال گسترش است.
هفتههای اخیر برای هند نیز یک شوک واقعی بوده است؛ به گفته حنا ربانی کهر، وزیر خارجه پیشین پاکستان، هند سالها تلاش کرده پاکستان را بهطور دیپلماتیک منزوی کند و پس از جنگ چهارروزه سال گذشته نیز بار دیگر این مسیر را پی گرفت، اما اکنون این پاکستان است که نقش خود را در خاورمیانه تقویت کرده و روابطش با آمریکا و چین را گسترش داده، در حالی که هند نظارهگر تحولات مانده است.
با اینکه فیلد مارشال منیر توانسته تا اینجا با کارتهایش خوب بازی کند، موفقیتهای ژئوپولیتیک ممکن است تأثیر چندانی بر مشکلات داخلی نگذارد. صندوق بینالمللی پول و شورشهای تروریستی همچنان سایه سنگینی بر کشور انداختهاند. سطح زندگی مردم در ۱۰ سال گذشته تقریباً تغییر چندانی نداشته است.
بهای قدرت؛ سکوت در برابر گرسنگی
برنامه اقتصادی منیر عمدتاً حول گسترش کنترل ارتش بر اقتصاد میچرخد. شورای سرمایهگذاری تحت ریاست او نیز تاکنون دستاورد چشمگیری نداشته است. خشم عمومی از افزایش شدید قیمت سوخت پس از آغاز جنگ، فعلاً مهار شده، اما فقط به این دلیل که حکومت به احزاب مخالف اجازه اعتراض نمیدهد. شهرهای بزرگ با کمبود گاز و قطعهای دورهای برق مواجهاند و احتمال افزایش قیمت غذا در ماههای آینده جدی است.
نگرانی اصلی این است که اگر منیر نتواند این مشکلات را کاهش دهد، ممکن است مسیر سختگیرانهتری در پیش بگیرد.
عمران خان، نخستوزیر پیشین، اکنون در سلول انفرادی نگهداری میشود. او که زمانی با رویکردی پوپولیستی حکومت میکرد، در سال ۲۰۲۲ توسط نهادهای سیاسی و نظامی کنار گذاشته و سپس با اتهاماتی ساختگی زندانی شد. محبوبیت او در زندان افزایش یافته و به گفته خواهرش، علیمه، اکنون شعارش «آزادی یا مرگ» است.
ناظران باتجربه بعید میدانند که تا زمانی که منیر قدرت را در دست دارد، او آزاد شود. به گفته احزاب مخالف، صدها نفر دیگر نیز بازداشت شدهاند. علی زفر، سناتور حزب او (تحریک انصاف)، میگوید:
وقتی برنامهای برای اعتراض داریم، نیروهای ما را بازداشت میکنند و به مکانهای نامعلوم میبرند.
فضلالرحمان، سیاستمدار اسلامگرای کهنهکار، نیز مدعی است که انتخابات ۲۰۲۴ دستکاری شده بود، هرچند در ادامه اضافه میکند که فیلد مارشال «مردی خوب و سربازی شجاع» است.
پاکستان هنوز قانون اساسی ظاهراً دموکراتیک دارد و حزب تحریک انصاف حتی یکی از استانها را اداره میکند. اما منیر این سیستم هیبریدی را بیش از پیش بهسوی حاکمیت نظامی سوق داده است. یک فرد مطلع میگوید اکنون تنها «پوستهای» از دولت غیرنظامی باقی مانده و سلطه ارتش آشکارتر از همیشه است.
در گذشته، ژنرالهای پاکستان غالباً ترجیح میدادند قدرت را از پشت پرده اعمال کنند و بگذارند سیاستمداران خشم رأیدهندگان را تحمل کنند. یکی از پیامدهای صعود فیلد مارشال منیر این است که اکنون او خود را در مرکز توجه قرار داده است.