تحلیل مهمان اکونومیست از اصرار بر کنترل تنگه هرمز: خسارت‌بارتر از سودش است

استدلال صنعتگر و سرمایه‌گذار ایرانی درباره درخواست عوارض یا محدودیت‌سازی نامحدود در تنگه هرمز
پنج‌شنبه 3 اردیبهشت 1405 - 14:27
مطالعه 5 دقیقه
میدان انقلاب پرچم ایران مردم
یک صنعتگر ایرانی در اکونومیست نوشت اصرار بر کنترل تنگه هرمز مشمول یک ضرب المثل است که به خاطر چند پنی کلی دلار از دست دهید.
تبلیغات

نشریه اکونومیست در تازه‌ترین شماره خود، مقاله‌ای به قلم «علی امیری»، صنعتگر و سرمایه‌گذار ایرانی منتشر کرده است. امیری در این مقاله هشدار می‌دهد: اصرار ایران بر کنترل راهبردی تنگه هرمز از طریق عوارض یا محدودیت‌سازی، هرچند در کوتاه‌مدت سودآور به نظر می‌رسد، در بلندمدت «خودشکن» است و ارزش راهبردی این آبراه حیاتی را از بین می‌برد. او تأکید کرده که ایران به جای تکیه بر بازدارندگی صرف، باید به سمت «جذابیت اقتصادی» حرکت کند.

تاب‌آوری ایران؛ از شعار تا واقعیت

به نوشته اکونومیست، مناقشه ایران و ایالات متحده چیزی را آشکار کرده است که بسیاری از ناظران خارجی – و شاید حتی برخی در داخل – دست کم گرفته بودند: آموزه راهبردی «تاب‌آوری» ایران صرفاً شعاری نیست. برای سال‌ها، اصطلاحاتی مانند «اقتصاد مقاومتی»، «بازدارندگی توزیع‌شده» و «خوداتکایی در برابر فشار»، چه در خارج و چه در داخل، اغلب به‌عنوان زبانی سیاسی رد می‌شدند نه واقعیتی راهبردی. بااین‌حال، در برابر رویارویی مستمر با قدرتی به‌مراتب برتر از نظر نظامی و اقتصادی، این ایده‌ها در عمل کارآمدی خود را نشان داده‌اند. دولت ایران از هم نپاشید و جنگ اقتصاد را فلج نکرد.

امیری در ادامه تحلیل خود برای اکونومیست می‌نویسد که این به معنای پیروزی به معنای متعارف آن نیست و هزینه‌های بسیار واقعی که بر کشور و مردم آن تحمیل شده را نفی نمی‌کند. اما توانایی ایران را در جذب شوک و حفظ عاملیت خود در زیر فشار شدید نشان می‌دهد. این مناقشه همچنین نشان داده که ایران بازیگر ژئوپلیتیکی نیست که بتوان از طریق زور آن را وادار به اطاعت کرد. صرفاً موقعیت جغرافیایی آن – پل میان آسیای مرکزی، خلیج فارس و کریدورهای تجاری بزرگ – منزوی کردنش را دشوار می‌سازد. ژرفای نهادی آن که طی دهه‌ها تحت تحریم ساخته شده، سیستمی توانمند برای سازگاری پدید آورده است.

پنجره‌ای باریک اما شکننده

نویسنده مقاله در اکونومیست می‌پرسد: آیا آموزه‌هایی که امکان تاب‌آوری را فراهم کردند، برای آنچه در پیش است کافی‌اند؟ توقف موقت خصومت‌ها پنجره باریکی گشوده است – هرچند تحولات اخیر نشان می‌دهد که پیشرفت چقدر سریع می‌تواند متوقف یا معکوس شود و نیاز به چارچوبی را تقویت می‌کند که تنها به شتاب اولیه متکی نباشد.

از یک سو، آمریکا مجموعه‌ای از خواسته‌ها را با تمرکز بر محدودیت هسته‌ای، محدودیت موشکی و کاهش تنش منطقه‌ای مطرح کرده است که به رفع پلکانی تحریم‌ها پیوند خورده. از سوی دیگر، ایران چارچوب خود را ارائه داده است: رفع تحریم‌ها، تضمین‌های امنیتی در برابر حملات بیشتر، و به رسمیت شناخته شدن حقوق حاکمیتی خود، از جمله نقش‌اش در حفاظت از آبراه‌های منطقه.

راهکار پیشنهادی: گام‌های موازی

به باور علی امیری که اکونومیست آن را بازتاب داده، چارچوب قابل اجرا چارچوبی است که تعهدات را هماهنگ می‌کند. به جای آنکه ایران ملزم شود اول اقدام کند و سپس منتظر تسهیلات بماند، یا آمریکا پیشاپیش امتیاز دهد، گام‌ها به موازات یکدیگر برداشته می‌شوند. برای مثال، توقف سطح غنی‌سازی اورانیوم می‌تواند همزمان با ازسرگیری فوری صادرات محدود نفت و کانال‌های بانکی صورت گیرد. سازوکارهای راستی‌آزمایی می‌توانند همراه با دسترسی پلکانی به نظام مالی جهانی معرفی شوند.

نویسنده تأکید می‌کند که لازم نیست همه مسائل فوراً حل شوند. حساس‌ترین موضوعات – مانند پارامترهای موشک‌های دوربرد یا ساختار بلندمدت برنامه هسته‌ای – می‌توانند در ابتدا تثبیت و بعداً با جزئیات مذاکره شوند. این با روش‌های معمول دستیابی به توافقات پیچیده در سایر نقاط جهان سازگار است.

عادی‌سازی اقتصادی؛ نه یک امتیاز، بلکه ابزار تثبیت

به گزارش اکونومیست، عنصر دیگر در تحلیل امیری، اولویت دادن به بازگشت روابط اقتصادی عادی است. توانایی ایران برای صادرات نفت در مقیاس وسیع، اتصال مجدد به نظام‌های بانکی بین‌المللی و جذب سرمایه در بخش‌هایی مانند پتروشیمی، حمل‌ونقل و تولید، تأثیرات فوری خواهد داشت. اینها به نوبه خود، پایبندی به توافقات را تقویت می‌کنند. بنابراین عادی‌سازی اقتصادی یک امتیاز نیست؛ ابزاری برای تثبیت است. برای اینکه سرمایه جریان یابد، بیش از هر چیز ثبات لازم است: اعتماد به اینکه مسیرهای تجاری باز می‌مانند، توافقات محترم شمرده می‌شوند و ریسک ژئوپلیتیک مهار می‌شود.

معمای تنگه هرمز: پنی هوشمندانه، دلار احمقانه

امیری در بخش دیگری از مقاله‌اش در اکونومیست می‌نویسد که این موضوع در هیچ‌کجا بیش از تنگه هرمز مشهود نیست. این آبراه صرفاً اهرمی برای نفوذ ژئوپلیتیک نیست – بلکه یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های تأمین انرژی جهانی است. وسوسه استفاده از چنین موقعیتی برای کسب سود کوتاه‌مدت، از طریق عوارض یا محدودیت‌ها، قابل درک است؛ اما در نهایت خودشکن است. هر تلاشی برای درآمدزایی از ترانزیت از این طریق، تلاش دیگران برای دور زدن تنگه را تسریع خواهد کرد و ارزش راهبردی بلندمدت آن را فرسایش می‌دهد.

در مقابل، رویکردی که عبور و مرور آزاد و امن را تضمین می‌کند، ایران را به‌عنوان حافظ ثبات جای می‌دهد؛ نه تنها با کشورهای همسایه، بلکه با بازارهای جهانی اعتمادسازی می‌کند. این پیام را می‌رساند که قدرت ایران از طریق قابلیت اعتماد اعمال خواهد شد، نه اجبار.

نویسنده در پایان این بحث به یک ضرب‌المثل مالی اشاره می‌کند: «پنی هوشمندانه، دلار احمقانه» (Penny wise, pound foolish). یعنی کسی که در مسائل کوچک و پیش‌پاافتاده صرفه‌جویی یا هوشمندی می‌کند (پنی)، اما در مسائل بزرگ و کلان احمقانه رفتار می‌کند (دلار). به باور امیری، پافشاری ایران بر کنترل تنگه هرمز و دریافت عوارض یا اعمال محدودیت، دقیقاً همین وضعیت است: در کوتاه‌مدت شاید درآمدی جزئی (چند پنی) عاید شود، اما در بلندمدت ارزش عظیم راهبردی تنگه (که همان دلارهاست) از بین می‌رود. به عبارت ساده‌تر: نفع کوچک امروز، به بهای ضرر بزرگ فردا.

دو مسیر پیش روی ایران

به تحلیل اکونومیست از دیدگاه علی امیری، راهِ دیگر روشن است. اگر ایران به‌عنوان بازیگری قدرتمند اما غیرقابل پیش‌بینی تلقی شود، همسایگانش در جای دیگر به دنبال حفاظت و هم‌راستایی خواهند گشت. اگر به‌عنوان مرکزی باثبات و سازنده دیده شود، همان همسایگان به سمت یکپارچگی اقتصادی جذب خواهند شد. و این یکپارچگی – از طریق همکاری انرژی، شبکه‌های حمل‌ونقل، پروژه‌های صنعتی مشترک و پیوندهای مالی – می‌تواند رشد اقتصادی را در سراسر منطقه تقویت کند.

نویسنده تأکید دارد که اینجا نقطه‌ای است که راهبرد باید تکامل یابد. ایران نشان داده که نمی‌توان با زور او را مغلوب کرد. فصل بعدی این است که آیا ایران می‌تواند به مقصدی برای سرمایه، قطب تجارت منطقه‌ای و سکویی برای رشد صنعتی تبدیل شود. اینها اهداف جداگانه‌ای نیستند؛ آنها بنیان‌های مدرن قدرت هستند. گذار از بازدارندگی به جذابیت، بنابراین یک امتیاز نیست، بلکه می‌تواند هوشمندانه به‌عنوان یک توالی راهبردی دنبال شود. اهرم‌های کوتاه‌مدت را با نفوذ پایدار جایگزین می‌کند و ایران را نه تنها به‌عنوان دولتی تاب‌آور، بلکه به‌عنوان موتور توسعه منطقه‌ای جایگاه‌بندی می‌کند.

یک نکته مالی منحصربه‌فرد

در پایان این مقاله، اکونومیست به قلم علی امیری می‌نویسد: مذاکره‌کنندگان ایرانی، در حالی که گزینه‌های خود را می‌سنجند، شاید این نکته را نیز در نظر آورند که کشورشان از نظر مالی از بسیاری جهات منحصربه‌فرد است – به معنای مثبت. ایران بدهی خارجی ندارد؛ روایت خارج از کشور از دارایی‌ها سخن می‌گوید، نه بدهی‌ها – دارایی‌هایی که بسیاری از آنها مسدود شده‌اند. و ایران برای پشتیبانی از هر بدهی که ممکن است در آینده منتشر کند، تریلیون‌ها دلار نفت دارد. این نکته را برجسته می‌کند که پافشاری بر کنترل تنگه هرمز «پنی هوشمندانه، دلار احمقانه» است. ■

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.