فارن افرز: بازیِ انتظارات در جنگ ایران

چگونه برداشت‌ها، نتیجه‌ی یک مناقشه را شکل می‌دهند
پنج‌شنبه 3 اردیبهشت 1405 - 19:49
مطالعه 5 دقیقه
پرچم ایران خرابی جنگ ایران و آمریکا
در جنگ ایران و آمریکا، پیروزی نه در میدان نبرد، بلکه در روایت‌ها تعیین می‌شود.
تبلیغات

به نوشته فارن‌افرز، در ۸ آوریل، ایالات متحده و ایران بر سر یک آتش‌بس دو هفته‌ای توافق کردند. اما با وجود دو روز مذاکره در اسلام‌آباد و گمانه‌زنی‌ها درباره دور دوم گفت‌وگوها، دو طرف تاکنون نتوانسته‌اند به توافقی برای پایان دادن به جنگ برسند.

شاید یکی از دلایل این باشد که هر دو طرف پیشاپیش بارها مدعی «پیروزی کامل» شده‌اند.

ترجمه مطالب از رسانه‌های خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و نگاه رسانه‌های جهان به جنگ است.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در ۱۱ آوریل در پاسخ به پرسشی درباره روند مذاکرات اسلام‌آباد گفت: «هر اتفاقی هم بیفتد، ما برنده‌ایم. ما آن کشور را کاملاً شکست داده‌ایم.» چند روز پیش از آن نیز شورای عالی امنیت ملی ایران اعلام کرده بود که آمریکا متحمل «شکستی انکارناپذیر، تاریخی و خردکننده» شده است.

در نگاه اول، داوری میان این ادعاهای متضادِ پیروزی شاید نیازمند یک جمع‌بندی بی‌طرفانه از دستاوردها و زیان‌های مادی هر طرف به نظر برسد. اما واقعیت این است که هیچ معیار عینی و قطعی برای تعیین برنده و بازنده جنگ وجود ندارد.

پیروزی تا حد زیادی به برداشت ناظران بستگی دارد. نتایج مادی تنها یکی از عواملی است که روایت‌های موفقیت و شکست در زمان جنگ را شکل می‌دهد. عوامل دیگری مانند روان‌شناسی، تصویرسازی، و نحوه روایت‌سازی رسانه‌ای و سیاسی نیز این تصویر را تحت تأثیر قرار می‌دهند. روایتی که در نهایت غالب می‌شود—اینکه چه کسی برنده و چه کسی بازنده بوده—می‌تواند پیامدهای سیاسی قدرتمندی داشته باشد؛ حتی گاهی مهم‌تر از آنچه واقعاً در میدان نبرد رخ داده است.

مشکل واشنگتن؛ پیروزی کافی نیست

برای واشنگتن، این وضعیت چندان مطلوب نیست. ایالات متحده ممکن است از نظر نظامی بر ایران برتری داشته و خسارات سنگینی به نیروهای مسلح این کشور وارد کرده باشد، در حالی که خود تلفات نسبتاً اندکی متحمل شده است. اما آمریکایی‌ها انتظارات بالایی از توان نظامی کشورشان دارند و صرفاً «زخمی کردن» ایران برایشان چندان چشمگیر نخواهد بود.

در نگاه عمومی آمریکا، جنگ زمانی یک پیروزی روشن محسوب می‌شود که ایالات متحده می‌توانست حکومتی همسو با خود را جایگزین حکومت فعلی ایران کند. با وجود تمام ویرانی‌هایی که ایران متحمل شده، حکومت آن همچنان کاملاً بر سر کار است. بنابراین بسیاری از آمریکایی‌ها این جنگ را اتلاف منابع خواهند دانست—به‌ویژه با توجه به وعده ترامپ که گفته بود این بمباران‌ها با «تسلیم بی‌قید و شرط» ایران پایان می‌یابد.

در مقابل، تهران موقعیت بسیار بهتری برای در دست گرفتن روایت دارد. ایران به‌عنوان قدرتی ضعیف‌تر که جنگ را آغاز نکرده، می‌تواند حتی در میان خسارات گسترده نظامی، «بقا» را به‌عنوان پیروزی معرفی کند. شورای عالی امنیت ملی ایران در بیانیه‌ای در ۸ آوریل که به مناسبت آتش‌بس منتشر شد، اعلام کرد: «دشمنان جنایتکار ایران وقتی این جنگ ظالمانه را آغاز کردند، تصور می‌کردند در مدت کوتاهی به برتری کامل نظامی دست یافته و ایران را وادار به تسلیم خواهند کرد... اما پاسخ قدرتمند ایران را پیش‌بینی نمی‌کردند.»

معیارهای بالای پیروزی برای آمریکا

جنگ میان واشنگتن و تهران شاید هنوز پایان نیافته باشد. آتش‌بس‌ها اغلب شکننده‌اند و دو طرف در بسیاری از مسائل اختلافات جدی دارند. اما اگر این برداشت شکل بگیرد که آمریکا شکست خورده و ایران موفق بوده، پیامدهای بلندمدتی خواهد داشت.

در آمریکا، چنین روایتی می‌تواند به تضعیف حزب جمهوری‌خواه و افزایش شانس دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر منجر شود. همچنین ممکن است دولت ایران را تقویت کرده و تهران را به دنبال کردن برنامه هسته‌ای ترغیب کند. در چنین شرایطی، ایالات متحده که از جنگی پرهزینه خسته شده، ممکن است واکنش قاطعی نشان ندهد.

مهارت تاکتیکی، ناکامی راهبردی

در طول کارزار علیه ایران، ارتش آمریکا مهارت تاکتیکی قابل توجهی از خود نشان داده است: از مشارکت در ترور رهبران بلندپایه ایرانی گرفته تا انجام هزاران حمله هوایی و تحمل تنها ۱۳ کشته—رقمی بسیار پایین در مقایسه با جنگ‌های گذشته. حتی زمانی که دو هواپیمای آمریکایی در خاک ایران سرنگون شدند، نیروهای ویژه آمریکا با عملیاتی دقیق خدمه آن‌ها را نجات دادند.

با این حال، تصویر کلی جنگ به نفع واشنگتن نیست. دلیلش این است که «شیوه جنگ آمریکایی» صرفاً به برتری تاکتیکی پاداش نمی‌دهد، بلکه به دنبال پیروزی قاطع است: شکست کامل دشمن، فروپاشی رژیم او و جایگزینی آن با حکومتی همسو با آمریکا.

سایه جنگ جهانی دوم بر ذهن آمریکایی‌ها

یکی از دلایل این نگاه، قدرت عظیم آمریکاست؛ آمریکایی‌ها انتظار نتایج بزرگ دارند. علاوه بر این، به دلیل نوعی ایده‌آل‌گرایی، آن‌ها باور دارند جنگ باید هدفی اخلاقی داشته باشد. الگوی ذهنی آنان جنگ جهانی دوم است: نبردی با وضوح اخلاقی که به شکست کامل آلمان نازی، ایتالیا و ژاپن انجامید.

اما جنگ جهانی دوم یک استثنا بود. اغلب جنگ‌های آمریکا محدودتر بوده‌اند. با این حال، حتی زمانی که واشنگتن به اهداف نظامی خود می‌رسد، رضایت عمومی تضمین‌شده نیست. در جنگ کره، آمریکا توانست از کره جنوبی دفاع کند، اما پایان جنگ در سال ۱۹۵۳ به‌عنوان یک بن‌بست ناخوشایند دیده شد. در جنگ خلیج فارس ۱۹۹۱ نیز با وجود اخراج سریع نیروهای عراقی از کویت، چون صدام حسین در قدرت باقی ماند، بسیاری آن را پیروزی کامل ندانستند. حتی تغییر رژیم هم تضمین‌کننده رضایت نیست: در سال ۲۰۰۳، پس از سقوط صدام، ۷۰ درصد آمریکایی‌ها جنگ را موجه می‌دانستند، اما تنها پنج سال بعد این رقم به ۳۴ درصد کاهش یافت.

در نتیجه، بعید است آمریکایی‌ها خود را در جنگ ایران برنده بدانند. معیارهای بالای آنان برآورده نشده است: حکومت ایران باقی مانده، تسلیم نشده و حتی ساختارهای قدرتش همچنان فعال است.

ملتِ زخمی

تجربه ایران از این جنگ تقریباً معکوس تجربه آمریکاست. ایران با حملات مداوم هوایی، از دست دادن بخش بزرگی از نیروی دریایی و هوایی، و هزاران کشته روبه‌رو بوده است. اما با این حال، اعلام پیروزی برای تهران آسان‌تر است.

چرا؟

بخشی از این امر به ماهیت نظام سیاسی آن برمی‌گردد که می‌تواند روایت جنگ را کنترل کند. اما عامل مهم‌تر، پایین‌تر بودن سطح انتظارات از ایران است. صرف بقا خود نوعی پیروزی محسوب می‌شود.

ایران همچنین می‌تواند به‌دلیل کنترل تنگه هرمز اعلام پیروزی کند. این کنترل یک دستاورد واقعی است؛ گزارش‌ها از دریافت دو میلیون دلار برای عبور هر کشتی حکایت دارند.

اما مهم‌تر از آن، تبدیل شدن تنگه هرمز به محور اصلی روایت جنگ است. برای بسیاری از ناظران، هزاران حمله هوایی آمریکا کم‌اهمیت‌تر از این واقعیت است که واشنگتن نتوانسته این گذرگاه حیاتی را بازگشایی کند.

پیامدهای سیاسی روایت جنگ

نحوه روایت این جنگ می‌تواند پیامدهای عمیق سیاسی داشته باشد. در آمریکا، تصور شکست می‌تواند به شکاف در اردوگاه ترامپ و تضعیف جمهوری‌خواهان منجر شود. در ایران، اگر پیروزی درک شود، حکومت ممکن است تقویت شود.

در نهایت، این جنگ نشان داد که معیار پیروزی آمریکا—سرنگونی کامل نظام ایران و ایجاد یک حکومت همسو—با هزینه‌ای معقول دست‌یافتنی نبود. به همین دلیل، این جنگ از همان ابتدا محکوم به ناکامی بود.

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.