ترجمه مطالب از رسانههای خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و نگاه رسانههای جهان به تحولات کنونی است.
به گزارش زومان به نقل از اکونومیست، دیپلماتها میگویند پاکستان در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران «عملکرد خوبی» داشته است. روابط دوستانه با هر دو طرف، به این کشور امکان داده نقش میانجی را ایفا کند؛ اما اقتصاددانان چندان مطمئن نیستند.
در شرایطی که بهدلیل جنگ، قیمت سوخت و مواد غذایی در حال افزایش است، احساس غرور پاکستانیها از جایگاه جهانی کشورشان تسلای چندانی نمییابد.
پاکستان سابقه استفاده از این موقعیت بهعنوان فرصت تنفس مالی را دارد. این کشور هیچگاه از کمک خارجی بیبهره نبوده؛ از کمکهای نظامی آمریکا در دوران جنگ سرد و «جنگ علیه ترور» در دهه ۲۰۰۰ گرفته تا وامهای زیرساختی چین و وامهای ارزان کشورهای خلیج فارس در سالهای اخیر.
هرچند حاشیههای امن اقتصادیاش محدود است، اما مهارت دیپلماتیکش احتمالاً آن را از بحران اخیر نیز عبور میدهد. با این حال، تبدیل نفوذ ژئوپلیتیک به پول، خطر تداوم چرخهای از اصلاحات ضعیف، رشد پایین و در نهایت دریافت بستههای نجات مالی را در پی دارد.
نیاز به حمایت خارجی کاملاً مشهود است. پاکستان سالانه حدود ۴ درصد تولید ناخالص داخلی خود را صرف واردات سوخت و کود از کشورهای خلیج فارس میکند. با بسته شدن تنگه هرمز، دولت پاکستان ناچار به سهمیهبندی سوخت شده است. کارمندان دولتی هفته کاری کوتاهتری دارند؛ در پنجاب -پرجمعیتترین استان- خاموشیهای چرخشی اعمال شده و مسابقات کریکت بدون تماشاگر برگزار شده است.
قیمت بنزین ۴۳ درصد و گازوئیل ۵۵ درصد افزایش یافته، اما این اقدامات بهاحتمال زیاد جلوی خروج ارز را نخواهد گرفت. پیش از جنگ نیز ذخایر ارزی پاکستان تنها کفاف حدود سه ماه واردات را میداد.
جنگ همچنین به درآمدهای خارجی ضربه میزند. حدود نیمی از پاکستانیهای شاغل در خارج از کشور، در خلیج فارس—عمدتاً در عربستان سعودی و امارات—کار میکنند. حوالههای ارسالی این افراد سالانه حدود ۴۰ میلیارد دلار (معادل ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی) ارزش دارد.
مؤسسه اقتصاد توسعه پاکستان برآورد میکند اختلال اقتصادی در خلیج فارس میتواند این رقم را بین ۳ تا ۴ میلیارد دلار کاهش دهد. در داخل نیز احتمال افزایش بیکاری وجود دارد، زیرا فرصتهای کاری در خارج کمتر خواهد شد.
مرتضی سید، معاون پیشین بانک مرکزی و مقام سابق صندوق بینالمللی پول پاکستان میگوید اسلامآباد هرگز با چنین بحرانی و در عین حال با این میزان محدودیت در اختیار عمل مواجه نبوده است. به گفته او، هر بار که قیمت کالاهای اساسی رشد میکند، این کشور ناچار میشود دست به سوی وامدهندگان بینالمللی دراز کند.
مالیات پاکستانیها کجا خرج میشود؟
پاکستان از زمان عضویت در صندوق بینالمللی پول در سال ۱۹۵۰ تاکنون ۲۵ بار از این نهاد کمک مالی دریافت کرده است. آخرین مورد—که هنوز ادامه دارد—در سال ۲۰۲۴ و پس از شوک انرژی ناشی از جنگ اوکراین و سیلهای ویرانگر مصوب شد. این کشور بیش از نیمی از درآمدهای مالیاتی خود را صرف بازپرداخت بدهی میکند.
بدهی خارجی ۱۳۸ میلیارد دلاری پاکستان (معادل ۴۸ درصد کل بدهیها) عمدتاً میان وامهای نهادهای چندجانبه تحت حمایت آمریکا—مانند صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی و بانک توسعه آسیایی—و وامهای دوجانبه از چین (عمدتاً برای پروژههای زیرساختی) تقسیم شده است.
رابطه خوب پاکستان با آمریکا؛ فرصت یا تهدید؟
امارات، قطر و عربستان نیز از طریق پرداختهای نفتی مدتدار و سپردههای کوتاهمدت در بانک مرکزی کمک کردهاند. پژوهشگران سیاست خارجی پاکستان اصطلاح «امتیازات راهبردی» را برای توانایی این کشور در دریافت کمک از متحدانش به کار میبرند.
مفتاح اسماعیل، وزیر دارایی پیشین پاکستان، میگوید:
مشکل روابط خوب با آمریکا این است که باعث میشود صندوق بینالمللی پول بیش از حد با ما مدارا کند و این بد است چون ما از این فرصت برای به تعویق انداختن اصلاحات استفاده میکنیم.
این اصلاحات میتوانست شامل جذب سرمایه خارجی از طریق تقویت ظرفیت تولید یا بهبود محیط کسبوکار باشد. اما در عوض، دستگاه امنیتی و اطلاعاتی بزرگ پاکستان توجه آمریکا و دیگران را حفظ کرده است. عربستان سعودی نیز که با پاکستان پیمان دفاعی متقابل دارد، بخشی از بدهی خارجی این کشور را تامین میکند.
با این حال، این راهبرد گاه به مرز فرسودگی میرسد. چین که تجربه پاکستان با صندوق بینالمللی پول را دیده، نسبت پرداخت وام به پاکستان محتاطتر شده است. وزارت دارایی پاکستان در ۴ آوریل اعلام کرد امارات از تمدید یک وام ۳.۵ میلیارد دلاری خودداری کرده؛ اقدامی که معادل ۱۸ درصد ذخایر ارزی پاکستان را تحت فشار قرار داده و توافق فعلی این کشور با صندوق بینالمللی پول را با اختلال مواجه کرده است. با این حال، عربستان سعودی ۳ میلیارد دلار دیگر در اختیار پاکستان قرار داده است.
پاکستان با پدیدهای روبهروست که یانوش کورنای، اقتصاددان مجارستانی، آن را «محدودیت بودجه نرم» مینامد.
یانوش کورنای، اقتصاددان مجارستانی در توصیف اقتصادهای سوسیالیستی سابق گفته بود شرکتهای وابسته به دولت عملاً ورشکست نمیشوند، زیرا همواره انتظار دریافت منابع مالی جدید را دارند.
اهمیت راهبردی پاکستان برای متحدانش وضعیتی مشابه ایجاد کرده است. نهادهای نظامی که بخش بزرگی از اقتصاد را اداره میکنند، میدانند که حتی بدون اصلاحات اساسی نیز احتمال دریافت منابع مالی جدید وجود دارد.
زیان برای مردم پاکستان
در این میان، مردم پاکستان متضرر شدهاند. در سال ۱۹۹۵، تولید ناخالص داخلی سرانه پاکستان حدود ۴۵ درصد بیشتر از هند و تقریباً دو برابر بنگلادش بود؛ اما اکنون ۴۵ درصد کمتر از هند و ۳۵ درصد کمتر از بنگلادش است. اقتصاددانان لیبرال امیدوار بودند بحران فعلی بتواند پاکستان را وادار به اصلاحات ساختاری کند، اما بار دیگر ارزش ژئوپلیتیک این کشور راه گریزی برای آن فراهم کرده است.