تهران چه میخواهد بدهد، چه میخواهد بگیرد؟
ایران حاضر است در مورد برنامه هستهای خود چه امتیازهایی بدهد؟
این پرسش را المانیتور در گزارش خود مطرح کرده و نوشته است که موضع فعلی ایران پذیرش محدودیتهای کوتاهمدت و قابل بازگشت است، در حالی که با محدودیتهای بلندمدت بر غنیسازی مخالفت میکند.
ترجمه مطالب از رسانههای خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و نگاه رسانههای جهان به تحولات کنونی است.
به گزارش المانیتور، در آستانه احتمال برگزاری دور دوم مذاکرات میان آمریکا و ایران، پرسش اصلی این است که تهران تا چه حد حاضر است پیش برود، بدون آنکه از آنچه یک دارایی راهبردی اساسی میداند—یعنی برنامه هستهای خود—دست بکشد.
اظهارات اخیر مقامهای ایرانی، نمایندگان مجلس و رسانههای نزدیک به دولت نشان میدهد ایران رویکردی در پیش گرفته که در عین حفظ خطوط قرمز، امکان نوعی انعطاف را در مذاکرات فراهم میکند. هرچند نشانههایی وجود دارد که ایران ممکن است در برخی جنبههای عملی—مانند زمانبندی و جزئیات فنی—به مصالحه تن دهد، اما همچنان در برابر هر توافقی که بهعنوان عقبنشینی جدی در مسیر پیشبرد برنامه هستهایاش تلقی شود، مقاومت میکند.
در قلب این موازنه، دو موضوع قرار دارد: غنیسازی اورانیوم و سرنوشت ذخایر هستهای ایران؛ دو معیاری که دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا، آنها را شاخصهای کلیدی هر توافقی دانسته است.
یکی از واضحترین نشانههای موضع فعلی ایران از سوی احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، مطرح شد:
واشنگتن پیشنهاد تعلیق ۲۰ ساله غنیسازی را داده در حالی که ایران خواستار بازه زمانی بسیار کوتاهتری بوده است. ایران گفت این مدت باید تکرقمی باشد، حدود پنج سال، که مورد قبول آنها قرار نگرفت.
با این حال ترامپ همچنان تأکید میکند که ایران در هیچ توافق آیندهای نباید برنامه غنیسازی اورانیوم داشته باشد.
اصرار ایران بر غنیسازی اورانیوم
از نگاه واشنگتن، یک توقف بلندمدت بهمنظور اعمال محدودیتهای پایدار بر ظرفیت هستهای ایران است. اما از دید تهران، چنین بازهای عملاً به معنای کنار گذاشتن برنامهای است که طی دههها تحت تحریم و فشار دنبال کرده و آن را بخشی کلیدی از توان بازدارندگی خود میداند.
با این حال، ایران میداند پیشنهاد متقابلش—یعنی توقف موقت سه تا پنجساله—برای آمریکا قابل قبول نخواهد بود. این موضع بازتابدهنده دیدگاه دیرینه تهران است که اصل غنیسازی قابل مذاکره نیست، حتی اگر درباره مقیاس یا سرعت آن بتوان تا حدی تعدیل ایجاد کرد.
ایالات متحده همچنین خواستار انتقال اورانیوم با غنای بالا از ایران به خارج از کشور شده و آن را گامی ضروری برای اعتمادسازی میداند. اما تهران این پیشنهاد را رد کرده است.
ترامپ روز جمعه گفت ایران «با همه چیز موافقت کرده» و دو کشور برای خارج کردن این مواد همکاری خواهند کرد. با این حال، یک مقام ایرانی که نامش فاش نشده و رسانههای دولتی به او استناد کردهاند، هرگونه مذاکره درباره «چنین انتقالی از ذخایر هستهای» را رد کرد.
پیشنهاد هستهای محدودتر تهران به آمریکا
در عوض، به نظر میرسد ایران امتیازی محدودتر پیشنهاد داده است. به گفته احمد بخشایش اردستانی، تهران آماده است حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده خود را در داخل کشور و تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی رقیقسازی کند.
اهمیت گزینه رقیقسازی اورانیوم در مذاکرات
این تفاوت اهمیت دارد. رقیقسازی، خطر اشاعه فوری را کاهش میدهد، در حالی که کنترل مواد در اختیار ایران باقی میماند. در مقابل، انتقال این ذخایر به خارج، یکی از اهرمهای مهم فشار را از بین میبرد و از نگاه تهران، آسیبپذیری بلندمدت ایجاد میکند.
تلاش برای پایان دائمی جنگ
گزارشها درباره احتمال مصالحه—از جمله انتقال بخشی از مواد غنیشده در ازای رفع تحریمها—هنوز تأیید نشده و حتی در داخل ساختار سیاسی ایران محل اختلاف است. پیامهای رسمی نشان میدهد واگذاری کامل این ذخایر همچنان یک خط قرمز غیرقابل مذاکره است.
مقامهای ارشد ایرانی همچنین هر توافق پایدار را به شرایط گستردهتر منطقهای گره زدهاند. سعید خطیبزاده، معاون وزیر امور خارجه، در روزهای اخیر گفته هر آتشبسی باید همه جبههها را دربر بگیرد—«از لبنان تا دریای سرخ»—و تهران تنها یک توافق دائمی را میپذیرد که «چرخه جنگ را برای همیشه پایان دهد.»
موضوعی که مذاکرات ایران و آمریکا را پیچیده کرد
این رویکرد نشان میدهد ایران میکوشد امتیازهای هستهای را به تحولات منطقهای پیوند بزند تا دامنه مذاکرات را گسترش داده و اهرم فشار خود را تقویت کند.
اما همین مسئله مذاکرات را پیچیدهتر میکند. هرچه موضوعات بیشتری وارد توافق احتمالی شوند، دستیابی به توافق دشوارتر میشود—بهویژه زمانی که بازیگران ثالثی مانند اسرائیل و دیگر کشورهای منطقه نیز درگیر باشند.
پیامهای تهران بازتابدهنده بیاعتمادی عمیق است. مقامها بارها نسبت به آنچه «خواستههای بیش از حد آمریکا» میخوانند هشدار داده و تأکید کردهاند که مذاکره تحت فشار انجام نخواهد شد.
مذاکره؛ زمینهساز عادی سازی روابط تهران واشنگتن؟
فراتر از مذاکرات جاری، پرسش بزرگتری مطرح است: آیا یک توافق میتواند زمینهساز عادیسازی روابط میان ایران و آمریکا شود؟
حتی در میان دیدگاههای عملگرایانهتر نیز انتظار «نزدیکی» وجود دارد، نه همزیستی کامل. این یعنی حتی یک توافق موفق هم احتمالاً دامنهای محدود خواهد داشت و بیشتر بر کاهش تنش تمرکز میکند تا ایجاد تحول اساسی.
موضع کنونی ایران بازتابدهنده راهبردی است که محدودیتهای کوتاهمدت و قابل بازگشت را میپذیرد، اقداماتی فنی مانند رقیقسازی را مجاز میداند و کانالهای دیپلماتیک را باز نگه میدارد. در عین حال، با محدودیتهای بلندمدت بر غنیسازی مخالفت میکند، انتقال ذخایر هستهای به خارج را رد میکند و حاضر نیست مذاکرات هستهای را از تحولات منطقهای جدا کند.
آمریکا از مذاکره با ایران چه میخواهد؟
نتیجه این رویکرد، شکاف قابلتوجه میان دو طرف است. واشنگتن بهدنبال توافقی با محدودیتهای بلندمدت و قابل راستیآزمایی است؛ در حالی که تهران امتیازهای موقتی ارائه میدهد و در عوض بهدنبال دستاوردهای گستردهتر—از جمله رفع تحریمها برای اقتصاد آسیبدیدهاش که اکنون تحت تأثیر درگیریها بیشتر تحت فشار قرار گرفته—است.
با این حال، اگر اظهارات اخیر ترامپ نشانه باشد، ایران هنوز فاصله زیادی تا دستیابی به این اهداف دارد.
او در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» گفت: «هیچ پولی به هیچ شکل و صورتی رد و بدل نخواهد شد.» این در حالی است که پیشتر از اعلام ایران مبنی بر بازگشایی تنگه هرمز استقبال کرده بود.
او همچنین افزود: «این توافق به هیچوجه به لبنان مرتبط نیست»، و در عین حال وعده داد که ذخایر هستهای ایران بهطور کامل بازگردانده خواهد شد.