فشار اقتصادی به‌جای موشک؛ قمار سیاسی ترامپ برای عقب‌نشینی تهران

جمعه 28 فروردین 1405 - 12:11
مطالعه 3 دقیقه
ترامپ
آمریکا پس از عملیات نظامی، تیغ تحریم را روی شریان تجارت دریایی ایران گذاشته است؛ قماری که شاید پیش از تسلیم تهران، اقتصاد جهان را فلج کند.
تبلیغات

ترجمه مطالب از رسانه‌های خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و نگاه رسانه‌های جهان به جنگ کنونی است.

به گزارش زومان به نقل از گولف‌نیوز، دونالد ترامپ مسیر جنگ را تغییر داده است. پس از هفته‌ها تبادل آتش و حملات آمریکا و اسرائیل، واشنگتن حالا به جای موشک، روی اقتصاد شرط‌بندی می‌کند. هدف، ایجاد یک محاصره دریایی همه‌جانبه علیه بنادر و کشتی‌رانی ایران است تا تهران را به میز مذاکره بکشاند. این راهبرد یک هدف روشن دارد: قطع کامل شریان صادرات نفت و واردات کالاهای حیاتی. طراحان این نقشه امیدوارند که یک شوک سهمگین اقتصادی، از سقوط ارزش پول ملی تا خطر کمبود غذا، رهبران ایران را وادار به عقب‌نشینی کند.

گلوگاه هرمز و دومینوی سقوط اقتصادی

پس از آنکه ایران جریان تجارت جهانی را در تنگه هرمز مختل کرد، آمریکا شمشیر متقابل را از رو بسته است. مقام‌های آمریکایی و تحلیلگران باور دارند این فشار، انتخاب‌های تهران را به سرعت محدود می‌کند. بیش از ۹۰ درصد تجارت ایران از تنگه هرمز می‌گذرد؛ آبراهی حیاتی که بخش بزرگی از صادرات این کشور به آن وابسته است.

با توقف صادرات و پر شدن مخازن، تولید نفت ایران ممکن است ظرف چند هفته متوقف شود. نتیجه این انزوا، درآمد کمتر و تورم شدید است؛ یعنی وضعیتی که در آن قیمت کالاها به سرعت بالا می‌رود و قدرت خرید مردم نابود می‌شود. اثرات این شوک کوتاه‌مدت می‌تواند ظرف چند روز تا چند هفته خود را نشان دهد.

فرضیه پرخطر واشنگتن

با این حال، تمام این نقشه بر یک فرض آشنا اما خطرناک استوار است: اینکه ایران زیر فشار فزاینده، آن‌طور که واشنگتن منطقی می‌داند، واکنش نشان دهد. اما تجربه سال‌های اخیر داستان دیگری را روایت می‌کند. از عراق و افغانستان تا لیبی، رقبای آمریکا نشان داده‌اند که می‌توانند دردهای عمیق اقتصادی و نظامی را تاب بیاورند و تسلیم خواسته‌های غرب نشوند. مقامات ایرانی نیز در طول سال‌ها تحریم، ناآرامی‌های داخلی و فشارهای نظامی اخیر، تحمل بالایی از خود نشان داده‌اند.

تا این لحظه، هیچ نشانه‌ای از آماده بودن تهران برای عقب‌نشینی دیده نمی‌شود. اینجاست که یک پرسش اساسی مطرح می‌شود: آیا این محاصره می‌تواند اراده ایران را بشکند، پیش از آنکه آسیب‌های جبران‌ناپذیری به اقتصاد جهانی وارد کند؟

موج‌های بحران در دریای سرخ و فراتر از آن

زمان‌بندی این رویارویی بسیار حساس است. بازار انرژی و زنجیره‌های تامین جهانی کالا، در حال حاضر زیر فشار سنگینی قرار دارند. کاهش رفت‌وآمد در هرمز، جریان نفت و گاز را کند کرده و یک تقابل طولانی‌مدت می‌تواند این فشار را به نقطه انفجار برساند؛ تا جایی که درد اقتصادی تهران به یک بحران سیاسی برای واشنگتن تبدیل شود.

از سوی دیگر، محاصره می‌تواند جرقه تنش‌های جدیدی را بزند. ایران ممکن است از طریق نیروهای نیابتی خود مسیرهای دریایی خارج از خلیج فارس را هدف بگیرد. ایجاد اختلال در مسیر دریای سرخ تجارت جهانی را فلج کرده و خطر را برای همه دوچندان می‌کند. علاوه بر این، رویارویی آمریکا با کشتی‌های مرتبط با قدرت‌هایی چون هند و چین که خریداران اصلی نفت ایران هستند، می‌تواند به یک بحران دیپلماتیک بزرگ ختم شود.

چشم‌انداز مبهم یک توافق

با وجود تمام این ابهامات، کاخ سفید هنوز خوش‌بین است. مقامات معتقدند این فشارها بن‌بست گفت‌وگوهای بی‌نتیجه قبلی را می‌شکند. به گزارش شبکه خبری «سی‌ان‌ان»، نشانه‌هایی وجود دارد که دو طرف همچنان به دنبال یافتن نقاط مصالحه هستند، هرچند بر سر زمان‌بندی غنی‌سازی اورانیوم و کاهش تحریم‌ها اختلاف دارند.

با این حال، فاصله خواسته‌ها هنوز بسیار زیاد است. واشنگتن به دنبال اعمال محدودیت‌های بلندمدت بر برنامه‌های هسته‌ای و موشکی ایران است، در حالی که تهران روی دریافت جبران خسارت و حفظ بخش‌هایی از توان راهبردی خود پافشاری می‌کند.

فعلاً، محاصره ترامپ یک ریسک حساب‌شده است؛ تلاشی برای تبدیل فشار اقتصادی به یک پیشرفت دیپلماتیک، بدون آنکه کار به درگیری تمام‌عیار بکشد. اما سوال بزرگ‌تر پابرجاست: اگر این فشار جواب بدهد، چهره این توافق چگونه خواهد بود، و اگر جواب ندهد، چه گزینه‌هایی روی میز باقی می‌ماند؟

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.