محاصره خاموش؛ گزارش فارنپالیسی از استراتژی دریایی چین
ترجمه مطالب از رسانههای خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و نگاه رسانههای جهان به جنگ کنونی است.
به گزارش فارنپالیسی، بنبست جنگ ایران در هرمز، بار دیگر توجهات را به اقیانوسهای جهان و نقش حیاتی آنها در تجارت جهانی جلب کرده است.
کمتر کسی میتواند خود را از تجارتی جدا کند که تنها از طریق چند گلوگاه کلیدی عبور میکند. این درسی است که چین به خوبی آن را میداند:
حدود ۲۵ سال است که پکن در حال خرید و ساخت بنادر در سراسر اقیانوس هند، خلیج فارس و جهان است.
در این میان، ایالات متحده تازه اکنون متوجه ماجرا شده است. به عنوان مثال، کیمبرلی گیلفویل، سفیر ایالات متحده در یونان، اخیرا پیشنهاد کرد که چین باید بندر پیرائوس یونان را - که قطب بزرگ کشتیرانی و دروازه ورود به اروپای جنوبی است - برای فروش بگذارد.
مشخص نیست چرا چین باید از بندری که یک دهه پیش (زمانی که یونان در فروپاشی اقتصادی کامل بود و کمک پکن مورد استقبال همه طرفها قرار گرفت) به صورت قانونی تأمین مالی کرده، دست بکشد. اما این بخشی از یک الگوست: در حالی که ایالات متحده که برای دههها در خواب بود، چین یک امپراتوری دریاییِ، از عرشه تا بنادر میساخت. اکنون آمریکا تلاش میکند روابط صبورانهای را که نهادهای دولتی چین در خدمت شبکهای وسیع از بنادر فراسرزمینی ایجاد کردهاند، از هم بپاشد.
سرمایهگذاری عظیم چینیها در بنادر جهان
اگر ایالات متحده بخواهد بر سر هر بندری که چین تأمین مالی کرده بجنگد، راه درازی در پیش دارد.
سال ۲۰۰۰ آغاز استراتژی دولتی «خروج به بیرون» بود که شرکتهای چینی را به سرمایهگذاری در خارج از کشور تشویق میکرد.
نهادها و شرکتهای دولتی چین از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵، حدود ۳۶۳ پروژه تحت حمایت وام و کمکهای بلاعوض به ارزش ۲۴ میلیارد دلار را تأمین مالی کردهاند که از ۱۶۸ بندر منحصربهفرد در ۹۰ کشور پشتیبانی میکند.
مهمترین آنها بنادر زیر هستند:
- سریلانکا: بندر هامبانتوتا (۱.۹۷ میلیارد دلار)
- استرالیا: بندر نیوکاسل (۱.۳۲ میلیارد دلار)
- کامرون: بندر خودمختار کریبی (۱.۱۷ میلیارد دلار)
- استرالیا: بندر ملبورن (۱.۱۴ میلیارد دلار)
- اسرائیل: بندر حیفا (۱.۱۳ میلیارد دلار)
- سنگاپور: ترمینال جورانگ (۹۹۴ میلیون دلار)
- استرالیا: ترمینال صادرات زغالسنگ ویگینز (۹۴۶ میلیون دلار)
- اسرائیل: بندر اشدود (۸۰۶ میلیون دلار)
- آنگولا: بندر کایو (۸۰۴ میلیون دلار)
- ساحل عاج: بندر خودمختار ابیدجان (۷۹۲ میلیون دلار)
اقتصاد و امنیت در هم تنیدهاند
برای اکثر قدرتهای جهان - از جمله چین، ایالات متحده و اتحادیه اروپا - سیاستگذاری اقتصادی، سیاستهای صنعتی داخلی و امنیت ملی اکنون بیش از هر زمان دیگری پس از جنگ جهانی دوم به هم گره خوردهاند. اما چین در این مسیر پیشتاز است.
در حالی که ایالات متحده سالها از چرخش به سمت هند-آرام سخن میگفت، در عمل - همانطور که وقایع هفتههای اخیر نشان داد - به طور یکجانبهای درگیر خاورمیانه و مناطق مجاور آن بوده است. در همین حال، چین با حوصله در تمام گوشه و کنار جهان سرمایهگذاری کرده و از مزایای اقتصادی، دیپلماتیک و ژئوپلیتیک آن بهرهمند شده است.
تضمین امنیت استراتژیک بدون ناو و موشک
در ابتدا، تأمین مالی برای ساخت یا توسعه بنادر، راهی بود تا پکن ذخایر ارزی مازاد خود را سرمایهگذاری کرده و بازده مالی جذابی کسب کند. کشورهای در حال توسعه تشنه زیرساخت بودند، در حالی که بسیاری از نهادهای وامدهنده غربی سالها بود که از کسبوکار ساختوساز خارج شده بودند. چین ثابت کرد که شریکی مایل و توانمند است.
چین به دنبال تضمین امنیت استراتژیک خود است که بر پایه نقاط کلیدی دسترسی، قطبهای اتصال و راههای تجارت، دادهها، سرمایه و نفوذ بنا شده است. به همین منظور، تأمینکنندگان مالی رسمی چین به طور فزایندهای سرمایهگذاریهای بندری خود را در کنار سایر سرمایهگذاریها، مانند معادن مواد معدنی حیاتی، مستقر میکنند.
«دسترسی» لزوماً به معنای استقرار ناوشکنهای موشکانداز نیست؛ در آینده، این دسترسی میتواند به سادگی در قالب یک بندر تحت مالکیت و مدیریت چین باشد که پلیس چین یا پهپادهای تجاری در آن حضور دارند.
زنجیرههای تأمین دریایی جهانی چین که توسط شبکه بنادر فراسرزمینی پکن مهار شدهاند، یک مزیت ژئوپلیتیک فراهم میکنند: یک شبکه لجستیکی موازی که استقلال استراتژیک از مداخلات نهادهای غربی را ارائه میدهد. این شبکه به چین اجازه میدهد تا در هر درگیری احتمالی آینده، با استراتژیهای «محاصره» توسط دشمن مقابله کند.
تمرکز ایالات متحده در دریا: قدرت نظامی
در حالی که ایالات متحده تازه انرژی گرفته و مشتاق است تا مانع از واگذاری بنادر سایر کشورها به چین شود، در نشان دادن اینکه «چه جایگزینی برای ارائه دارد» ناتوان بوده است.
پکن زیرساخت، سرمایه، توسعه اقتصادی و تجارت و در یک کلام «چشمانداز» فراهم میکند، در حالی که ایالات متحده فقط هشدارهایی با لحن تیره و تار میفرستد.
این وضعیت تا حدودی بازتابی از «عدم توازن دریایی» ایالات متحده است که تقریباً منحصراً بر قدرت نظامی متمرکز شده تا قدرت تجاری.
حضور همهجانبه چین در برترین بنادر جهان به این معناست که ایالات متحده نمیتواند خود را از زنجیرههای تأمین چینی جدا کند، چه در زمان صلح و چه در زمان درگیری. واشنگتن باید در انتخاب اینکه کجا و در چه ابعادی میخواهد رقابت کند، بسیار گزینشی عمل کند.