هابها و پرهها؛ چرا محاصره دریایی ایران با اقدامات قبلی فرق دارد؟
به گزارش زومان، سه روز از آغاز محاصره دریایی ایران توسط آمریکا میگذرد. تاثیرات این اقدام هنوز تا حدی مبهم است، به ویژه که با وجود محاصره گزارشها حاکی از عبور چند کشتی ایرانی بوده است. اما آنچه مشخص است این است که در صورت طولانی شدن، میتواند تجارت ایران تا حد زیادی متوقف و ایران را از شبکه دریایی و کشتیرانی جهان حذف کند.
دو تحلیلگر بانک جهانی، یان هوفمان و آنتونلا تئودورو، چند روز پیش از آغاز جنگ ایران گزارشی نوشتند که تصویری مهم از تحول شبکه جهانی کشتیرانی طی دو دهه اخیر ترسیم میکند.
این گزارش میگوید جهان در ۲۰ سال گذشته به تدریج به سمت تمرکز در بنادر استراتژیک حرکت کرده است. به نظر میرسد این الگوی جدید میتواند پیامدهای محاصره را برای ایران پرریسک تر کند.
گذار ۲۰ ساله به سوی انقباض شبکه
گزارش بانک جهانی نشان میدهد که طی دو دهه گذشته، شبکه جهانی کشتیرانی با یک پارادوکس بزرگ روبرو بوده است: در حالی که تعداد کشورهای حاضر در شبکه افزایش یافته، «تراکم» شبکه کاهش یافته است. طبق این گزارش، پیوندهای مستقیم دوجانبه بین کشورها حدود ۸ درصد کاهش یافته و از ۲۴۴۴ پیوند به ۲۲۴۳ پیوند رسیده است.
این روند به معنای آن است که خطوط کشتیرانی بینالمللی برای کاهش هزینهها و استفاده از کشتیهای غولپیکر، مسیرهای فرعی و مستقیم بین بنادر کوچک را حذف کردهاند.
این «نازک شدن» شبکه، تابآوری کشورها را در برابر بحران میتواند کاهش دهد؛ چرا که در سیستم قدیمی، مسیرهای فرعی متعددی برای دور زدن محاصره وجود داشت، اما در شبکه مدرن کنونی، تجارت جهانی تنها از طریق چند بزرگراه اصلی دریایی جریان دارد.
الگوی هاب-پره؛ تلهای برای کشورهای تحت محاصره
یکی از کلیدیترین یافتههای گزارش بانک جهانی، حرکت جهان به سمت الگوی «هاب-پره» در ۲۰ سال اخیر است.
امروزه تجارت میان بیش از چهار پنجم جفتکشورها به ترابری یا یعنی تخلیه و بارگیری مجدد در بنادر واسط وابسته است.
در این مدل، بنادر کوچکتر دیگر مقاصد نهایی برای کشتیهای بزرگ نیستند، بلکه «پره»هایی محسوب میشوند که باید بار خود را از «هاب»های منطقهای دریافت کنند.
برای بسیاری از اقتصادهای کوچک در حال توسعه و کشورهای جزیرهای کوچک - که از ابتدا در پایینترین بخش توزیع اتصال قرار دارند ــ این تغییر وابستگی آنها به هابهای واسطه برای دسترسی به بازارهای جهانی را افزایش میدهد.
اتصال ایران به شبکه جهانی دریایی در سالهای اخیر
شاخص اتصال کشتیرانی منظم (LSCI)، معتبرترین سنجه برای ارزیابی میزان ادغام یک کشور در شبکه جهانی کشتیرانی است. این شاخص که از ترکیب ۵ فاکتور حیاتی (تعداد کشتیها، ظرفیت کانتینری، تعداد شرکتهای فعال، تعداد سرویسهای منظم و حداکثر اندازه کشتیها) به دست میآید، نشان میدهد که بنادر یک کشور با چه کیفیت و سرعتی به شبکه جهانی متصل هستند.
طبق آمارهای بانک جهانی، این شاخص در ایران به شدت وابسته به وضعیت تحریمها و فشارهای اقتصادی بوده است. امتیاز این شاخص پیش از اعمال تحریمها در اواخر ۱۳۸۰ و همچنین در سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۸ یعنی سالهای برجام به اوج خود رسید. و این یعنی در آن سالها ایران بیشترین اتصال را به شبکه جهانی کشتیرانی داشت. اما با هر موج تحریمی، این شاخص هم با سقوطی آزاد مواجه شده است.
نکته مهم اینجاست که حتی پیش از آغاز محاصره نیز وضعیت کشتیرانی ایران در سالهای اخیر مساعد نبوده است. به طوری که از سال ۲۰۲۲ به بعد، شاخص اتصال ایران در محدوده ۶۰ واحد (نیمی از ظرفیت دوران اوج) در نوسان بوده که تنها نیمی از ظرفیت دوران بدون تحریم است.
حالا با تصمیم ترامپ برای محاصره دریایی، این اتصال میتواند به سطح خیلی کمتری هم برسد و این امکان وجود دارد که ایران در شبکه دریایی به جزیرهای منزوی تبدیل شود.
چرا بانک جهانی میگوید محاصره دریایی ایران «پر ریسک» است؟
جهان کشتیرانی در ۲۰ سال گذشته تغییر کرده، اما نه به سمتی که فکر میکنید. بله، تعداد کشورهای متصل به شبکه بیشتر شده، اما مسیرهای مستقیم بین آنها ۸ درصد کاهش یافته. شبکه «نازکتر» شده و به چند هاب بزرگ وابسته است.
الگوی جدید «هاب-پره» یعنی بیش از چهارپنجم تجارت جهانی باید از چند بندر واسط عبور کند. ایران در این الگو یک «پره» است، نه «هاب». بدون اتصال به هابهای منطقهای مثل دبی یا صلاله، پره هیچ کارکردی ندارد.
حالا شاخص اتصال ایران از قبل هم نصف دوران اوج خود (سالهای برجام) است. محاصره دریایی یعنی قطع ارتباط پره با هاب. و چون مسیر جایگزینی وجود ندارد، ممکن است با این اقدام ایران کشتیرانی نه فقط «مختل» که «حذف» شود زیرا الگوی شبکه جهانی دریایی تفاوت کرده است.