تحلیل فاکس نیوز از «تنها راه باقیمانده» برای ترامپ در برابر ایران
جیسون دی. گرینبلات، مشاور پیشین کاخ سفید و از مقامات سابق در امور خاورمیانه، یادداشتی در فاکس نیوز نوشته است و می گوید اقدام دونالد ترامپ در برقراری محاصرهٔ دریایی تنگه هرمز را نباید «لبهٔ پرتگاه» یا «بازی با آتش» نامید. به باور او، این محاصره «تنها راه باقیمانده» برای اعمال فشار واقعی بر ایران است، نه یک ماجراجویی بیحساب.
گرینبلات در ابتدای یادداشت خود اشاره میکند که ترامپ پیش از رسیدن به این تصمیم، همهٔ گزینههای جایگزین را تا انتها امتحان کرده بود: نامهٔ شخصی به رهبر ایران، چهار دور مذاکره با میانجیگری عمان، کانالهای پشتپرده از طریق پاکستان و مصر، تمدید مکرر ضربالاجلها، و برگزاری مذاکرات در شهرهای مسقط، رم، ژنو و اسلامآباد. به گفتهٔ او تمامی این راهها بی نتیجه بوده و «دیپلماسی بدون اهرم فشار، فقط یک خوشخیالی است.»
واکنش منتقدان و واقعیت جنگ پنهان
نویسنده میگوید به محض اعلام محاصره، منتقدان فریاد «لبهٔ پرتگاه» و «تشدید خطرناک» سر دادند، اما او به نقل از سفیر آمریکا در سازمان ملل می نویسد این منتقدان همان کسانی هستند که از روز اول جنگ را محکوم میکردند. او حقیقت را این میداند که آمریکا، اروپا، کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس و اسرائیل، دهههاست درگیر یک جنگ پنهان با ایران بودهاند و دولتهای قبلی به جای حل تهدید، آن را مدیریت کردهاند: تحریم، بیانیه، برجامِ ضعیف. از دید او، ایران هرگز معتدل نشد و قرار هم نبود بشود.
چرا مذاکرات اسلامآباد شکست خورد؟
گرینبلات سپس به مذاکرات اسلامآباد میپردازد و مینویسد: این مذاکرات به خاطر «کسری اعتماد» شکست نخورد. او توضیح میدهد که «کسری اعتماد» عبارتی است که تحلیلگران برای القای این ایده به کار میبرند که مشکل، سوءتفاهم است نه نیت. اما به باور نویسنده، دشمنان به هم اعتماد ندارند؛ این ذات رابطه است، نه مانعی که بتوان از سر راه برداشت. از نظر او، مذاکرات اسلامآباد شکست خورد چون ایران باور دارد که در حال پیروزی است.
نویسنده مینویسد: علیرغم دستاوردهای نظامی، ایران از پا درنیامده است. او در اینجا جملهٔ کلیدی خود را میآورد:«شما نمیتوانید دشمنی را کاملاً شکست دهید که حاضر است همه چیز را به آتش بکشد.»
به عنوان گواه، او به اظهارات «ناصر ترابی»، تحلیلگر ایرانی در تلویزیون دولتی، اشاره میکند که پس از حملات گفته بود: «ما اکنون وارد مرحلهٔ جدیدی در تاریخ ایران به عنوان یک ابرقدرت جهانی شدهایم.» از دید گرینبلات، ایران در مذاکرات حاضر نشد تا صلح کند، بلکه آمد تا از برتری خود استفاده کند: تنگه هرمز را به سلاح اصلی خود تبدیل کرده، با این فرض که پهپادهای ارزان، شبکههای نیابتی و کنترل ۲۰ درصد نفت جهان، اهرمی کافی برای دوام آوردنِ بیشتر از ترامپ در اختیارش میگذارد. ایران غنیسازی صفر درصد را رد کرد و از رها کردن کنترل تنگه خودداری کرد.
دو موضوع دوحالتی که راه میانی ندارند
گرینبلات تأکید میکند که دو موضوع اصلی مذاکرات اسلامآباد، ماهیتاً «دو حالتی» (binary) هستند؛ یعنی فقط دو وضعیت ممکن دارند، نه چیز بینابینی:
- یا ایران اورانیوم را در خاک خود غنیسازی میکند یا نمیکند.
- یا تنگه هرمز باز و بدون کنترل ایران است یا نیست.
به باور او، در چنین مسائلی یک طرف ناچار است پیروز شود؛ نمیتوان به یک سازش میانی دست یافت که هر دو را قانع کند.
محاصره؛ گامی بین مذاکرات شکستخورده و حملات نظامی
نویسنده محاصرهٔ دریایی را «گام منطقی بعدی» بین شکست مذاکرات و ازسرگیری حملات نظامی مینامد. او میپذیرد که حفظ این محاصره دشوار است، اما میگوید این بحث بر سر نحوهٔ اجراست، نه عقبنشینی، چون راه جایگزین بدتر است. در پاسخ به این نگرانی که ایران ابزارهای نامتقارن (مثل پهپادهای ارزان و شبکههای نیابتی) دارد و ریسکها واقعی هستند، مینویسد: «آیا قدرتمندترین نیروی نظامی جهان در کنار متحدی مثل اسرائیل باید عقبنشینی کند؟ آیا آنقدر در اندیشه ضعیف شدهایم که از هر گزینهٔ سختی بترسیم؟»
انتقاد شدید از اروپا
گرینبلات به شدت از موضع اروپا انتقاد میکند: دولتهای اروپایی با تشدید اوضاع مخالفت کردهاند، به محاصره نپیوستهاند و در عوض فقط مأموریتهای اسکورت دفاعی پیشنهاد دادهاند. او میگوید: «این کار از کشتیهای تکی محافظت میکند، اما ایران همچنان "برگ هرمز" را در اختیار دارد. زدن چسب زخم بر زخمی که جراحی میخواهد، شما را صلحجو نمیکند؛ شما را بخشی از مشکل میکند.»
این یک بازی جوجهترسو است، نه لبهٔ پرتگاه
نویسنده وضعیت کنونی را یک «بازی جوجهترسو» (game of chicken) مینامد؛ بازیای که در آن دو طرف به سمت هم حمله میکنند و هرکس زودتر منحرف شود، بازنده است. او میگوید ایران شرط بسته که ترامپ به خاطر فشارهای داخلی (نظرسنجیها، ستونهای خصمانهٔ روزنامهنگاران، یا اعتراض گروههای موسوم به «ماگا») بیصبری میکند. اما گرینبلات ادعا میکند که ۲۳ سال در کنار ترامپ کار کرده و او را خوب میشناسد: ترامپ از مأموریتی که به آن باور دارد دست نمیکشد. او به پیش میرود.
گرینبلات در پایان مینویسد:«ارزیابی من این است که ترامپ کار خود را می کند. نه به این دلیل که مسیر آسان است – و نباید وانمود کنیم آسان است – بلکه چون راه جایگزین غیرقابل قبول است، و چون دونالد ترامپ مذاکرهکنندهای سرسخت است که معنای تسلیم را نمیفهمد.»
او بار دیگر تأکید میکند: «دیگر به این کار "لبهٔ پرتگاه" نگویید. اسمش را بگذارید: تنها راه باقیمانده. فشار خودش هدف است. ناراحتی خودش هدف است. هیچکدام آسان نیست. جنگ هرگز آسان نبوده.