اکونومیست: آینده محاصره هرمز به ضرر کیست؟

پنج‌شنبه 27 فروردین 1405 - 16:35
مطالعه 5 دقیقه
تنگه هرمز
محاصره هرمز توسط ترامپ تنش‌ها را در حساس‌ترین آبراه جهان تشدید کرده و خطر بحران انرژی و بی‌ثباتی گسترده را افزایش می‌دهد.
تبلیغات

ترجمه مطالب از رسانه‌های خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و نگاه رسانه‌های جهان به تحولات کنونی است.

به گزارش زومان به نقل از اکونومیست، زمانی که آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه جنگ را آغاز کردند، بسیاری انتظار داشتند ایران مسیر کشتیرانی در تنگه هرمز را ببندد. اما کمتر کسی تصور می‌کرد کمتر از دو ماه بعد، خودِ دونالد ترامپ دست به ایجاد یک محاصره بزند و رفت‌وآمد به بنادر و آب‌های ساحلی ایران را هدف قرار دهد.

این اقدام از ۱۳ آوریل اجرا شد. ترامپ امیدوار است فشار اقتصادی ایران را وادار کند تنگه را باز نگه دارد؛ جایی که حملات نظامی نتیجه‌بخش نبوده است. اما این رویکرد قماری پرخطر است که می‌تواند بحران انرژی جهانی را تشدید کرده و سطح تازه‌ای از تنش ایجاد کند.

استدلال آمریکا ساده است: تهدیدهای ایران، ترافیک نفتکش‌ها در تنگه هرمز را به شدت کاهش داده است. با این وجود ایران همچنان به صادرات نفت -هرچند با حجم کمتر- ادامه داده و به برخی کشتی‌ها نیز در صورت پرداخت هزینه سنگین، اجازه عبور داده است. برای نمونه، در ۱۱ آوریل دو نفتکش بزرگ چینی حامل نفت عراق و عربستان به همراه یک نفتکش با پرچم لیبریا از تنگه عبور کردند.

پیام ترامپ روشن است: اگر محموله‌های بی‌طرف نمی‌توانند آزادانه عبور کنند، محموله‌های ایران هم نباید عبور کنند. از نظر نظامی، این طرح «کاملاً قابل اجرا» است.

مارک مونتگومری، دریادار بازنشسته، در این باره می‌گوید:

آمریکا می‌تواند نسبتاً آسان کشتی‌ها را توقیف کند. آمریکا بین دسامبر تا فوریه ده نفتکش مرتبط با ونزوئلا را توقیف کرده بود. لازم نیست همه کشتی‌ها را بگیرید؛ فقط به‌اندازه‌ای که پیام را منتقل کند.

اما جنبه‌های اقتصادی و سیاسی ماجرا بسیار پیچیده‌تر است. هدف ظاهری این محاصره، قطع شریان اقتصادی ایران و وادار کردن آن به امتیازدهی در مذاکرات صلح، به‌ویژه درباره برنامه هسته‌ای است. از نظر نظری، ایران آسیب‌پذیر به‌نظر می‌رسد. با توجه به سطح فعلی ذخایر نفت خام، این کشور ممکن است ظرف حدود ۲۰ روز تحت فشار یک محاصره کامل ناچار به کاهش تولید شود؛ شاید حتی زودتر.

طبق ارزیابی ارنست سنسیه از شرکت Vortexa، فروپاشی صادرات نفت به سرعت اقتصاد ایران را تحت فشار قرار می‌دهد. رابین بروکس از مؤسسه بروکینگز می‌گوید افت شدید صادرات می‌تواند واردات را متوقف، فعالیت اقتصادی را فلج و ارزش پول ملی را دچار سقوط و تورم شدید کند؛ وضعیتی که می‌تواند ایران را به مذاکرات جدی‌تر بکشاند.

در مقابل، برخی کارشناسان چندان مطمئن نیستند. اسفندیار باتمانقلیچ، مدیرعامل بنیاد بورس و بازار، می‌گوید ایران از ابتدا فرض را بر اختلال در صادرات گذاشته بود و هر مقدار صادرات در دوران جنگ -مانند فروش به هند- برای تهران «مزیت اضافه» محسوب می‌شده است.

صادرات نفت خام ایران طی دوره فشار حداکثری دولت ترامپ، از ۲.۲ میلیون بشکه در ۲۰۱۸ به زیر ۴۰۰ هزار بشکه در روز سقوط کرد و ایران آن دوره را پشت سر گذاشت. اکنون هم احتمالاً می‌تواند حدود شش ماه دوام بیاورد؛ با چاپ پول، فروش حدود ۱۰۰ میلیون بشکه نفت ذخیره‌شده روی آب در مالزی و چین و دریافت اعتبارات غیررسمی از تأمین‌کنندگان.

ایران همچنان برای بخشی از واردات خود به حمل‌ونقل دریایی وابسته است. یک‌پنجم گندم مصرفی از امارات وارد و بخش عمده ذرت کشور نیز از برزیل و اوکراین و از طریق بنادر خلیج فارس تأمین می‌شود. بخشی از این غلات را می‌توان از روسیه و قزاقستان از مسیر دریای خزر یا از طریق ترکیه و آسیای مرکزی جایگزین کرد؛ هرچند با هزینه بالاتر.

به گفته باتمانقلیچ، نقطه آسیب‌پذیری بزرگ‌تر، نهاده‌های سویا است؛ زیرا تقریباً تمام خوراک دام و روغن نباتی ایران به آن وابسته است. هرگونه اختلال می‌تواند موج جدیدی از افزایش قیمت مواد غذایی ایجاد کند.

قیمت مواد غذایی در ایران در ماه مارس ۱۱۰ درصد نسبت به سال قبل افزایش داشته است.

این شرایط دو پرسش اساسی ایجاد می‌کند. نخست، تأثیر آن بر بازار انرژی -از جمله در آمریکا- در حالی که ترامپ با کاهش محبوبیت و فاصله هفت‌ماهه تا انتخابات میاندوره‌ای روبه‌رو است. حذف نفت ایران به‌تنهایی بحرانی ایجاد نمی‌کند، اما همراهی آن با اختلال گسترده‌تر در عرضه نفت خلیج فارس، که اکنون پشت تنگه تقریباً بسته مانده، می‌تواند بازار را به هم بریزد.

با وجود آتش‌بس شکننده، ایران انگیزه کمی برای باز کردن مسیر دارد و احتمالاً دوباره حمله به کشتی‌های بی‌طرف را آغاز خواهد کرد.

چنین حملاتی برای کشورهایی مانند عراق مشکل‌ساز است؛ عراق در ۵ آوریل پس از آغاز جنگ، برای نخستین بار یک کشتی حامل نفت را از تنگه هرمز به سوی مالزی فرستاد. اگر اوضاع ادامه پیدا کند، واردکنندگان ناچار به استفاده از ذخایر محدود می‌شوند و همین موضوع می‌تواند قیمت برنت را تا پایان آوریل به حدود ۱۵۰ دلار برساند.

خطر حمله ایران یا نیروهای هم‌پیمانش در یمن به خطوط لوله، بنادر و مراکز تولید نفت کشورهای خلیج فارس نیز مطرح است. ایران پیش‌تر هشدار داده در صورت اجرای محاصره، واکنش نشان خواهد داد. با چنین شرایطی، بعید است محاصره بتواند بیش از چند هفته ادامه یابد بدون آن‌که موج تازه‌ای از افزایش شدید قیمت‌ها آغاز شود.

پرسش دوم این است که چه کشورهایی ممکن است گرفتار این محاصره شوند؟ هند به‌طور رسمی پرداخت هرگونه هزینه به ایران برای عبور کشتی‌هایش را رد کرده و ترامپ نیز ۱۲ آوریل اعلام کرد این موضوع می‌تواند منجر به توقیف آن کشتی‌ها شود. با این حال، همان روز فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) اعلام کرد محاصره به‌صورت بی‌طرفانه—مطابق قوانین بین‌المللی—برای همه کشتی‌هایی اعمال می‌شود که از بنادر یا آب‌های ساحلی ایران عبور کرده‌اند.

این روند شامل کشتی‌های هندی نیز می‌شود. نفتکش‌هایی با مقصد چین، پاکستان و تایلند نیز پس از آتش‌بس از تنگه عبور کرده‌اند و فرانسه و ترکیه -هر دو متحد آمریکا- نیز پیش‌تر با اجازه ایران کشتی‌های خود را عبور دادند. آمریکا شاید تنها نیاز داشته باشد چند کشتی را توقیف کند تا دیگران از تلاش برای خروج منصرف شوند، اما همین اقدام می‌تواند برخی شرکای نزدیک را ناراضی کند.

طبق گفته جان اولت از آرگس مدیا، هفته گذشته دست‌کم هشت معامله فروش نفت غیرایرانی در مرحله مذاکره بود که همگی با آغاز بحث‌ها درباره محاصره لغو شدند. برخی مقام‌های آمریکایی معتقدند چین این محاصره را به چالش نخواهد کشید، اما پذیرش آن می‌تواند سابقه‌ای خطرناک ایجاد کند؛ زیرا چین سال‌هاست نگران احتمال محاصره تنگه مالاکا در صورت وقوع جنگی در آسیاست.

اگر ترامپ بتواند ارزآوری ایران را قطع و یک بحران اقتصادی ایجاد کند -در حالی که همزمان اثرات آن بر قیمت انرژی و جریان کالا را کنترل، سطح تنش‌های نظامی را مدیریت و دیپلماسی دشوار یک محاصره چندملیتی را هدایت کند- شاید بتواند با دست بالا وارد مذاکرات شود. اما ایران معتقد است در دور نخست این جنگ اراده، توانسته بحران را پشت سر بگذارد، مواد هسته‌ای‌اش را حفظ کند و کنترل تنگه هرمز را از دست ندهد. بنابراین دلیلی دارد که فکر کند می‌تواند دوباره فشار آمریکا را تحمل کند.

کوین رولندز، مدیر اندیشکده نیروی دریایی بریتانیا و سردبیر مجله نظامی RUSI Journal، می‌گوید: «این یا یک بازی بلندمدت است یا هیچ. محاصره را برای یک هفته برقرار نمی‌کنند.»

به‌طور کلی، تصمیم ترامپ برای اعمال محاصره -در حالی که پیش‌تر درباره احتمال «کنترل مشترک» هرمز با ایران صحبت کرده بود- نشان می‌دهد اصل «آزادی کشتیرانی» با فشار جدی مواجه شده است.

رولندز در پایان می‌گوید: «این گامی دیگر است که نشان می‌دهد تصور وجود یک نظم مبتنی بر قواعد یا حقوق بین‌الملل، بیش از پیش زیر سؤال رفته است.»

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.