آتلانتیک: ایران میتواند مسیر ویتنام را با سرعت بیشتری طی کند
ترجمه مطالب از رسانههای خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و نگاه رسانههای جهان به جنگ کنونی است.
به گزارش آتلانتیک، آمریکاییها به طور گستردهای به این فکر میکنند که ایران ممکن است به «ویتنام بعدی آمریکا» تبدیل شود. نام ویتنام برای بسیاری از آمریکاییها یعنی فاجعهای اخلاقی؛ پرتگاهی که در آن پول و جان انسانها ریخته میشود و تنها نتیجهاش تضعیف ایالات متحده و تقویت روحیه دشمنانش است.
اما ویتنام امروز با آن کشوری که آمریکا با آن وارد جنگ شد کاملا متفاوت است. سایگون کنونی (که اکنون شهر هوشیمین نام دارد) محل پیروزی کامل اقتصاد بازار، تجارت جهانی و فرهنگ مصرفی است. محصولات آمریکایی بدون هیچ بدنامی رقابت میکنند؛ شما حتی میتوانید در استارباکس، قهوهای به سبک ویتنامی بگیرید.
در سال ۲۰۲۳، ویتنام وارد «مشارکت راهبردی جامع» با ایالات متحده شد؛ عنوان رسمی دیپلماتیکی که بالاترین سطح همکاری را نشان میدهد. ویتنام یک دموکراسی نیست و دولت آن احتمالاً مفاهیم غربیِ حقوق بشر و آزادیهای مدنی را نادیده میگیرد. اما از آمریکا متنفر نیست.
آیا ایران میتواند سرنوشتی مشابه ویتنام داشته باشد؟
۲۰ سال سخت پس از جنگ با آمریکا
پس از سقوط سایگون، عادیسازی روابط با ایالات متحده ۲۰ سال طول کشید؛ مدتی که برای گذشتن یک نسل کافی است.
اما چگونه کشوری که دلایل فراوانی برای نفرت از آمریکا داشت، در نهایت به چنین نگاه مثبتی نسبت به آن رسید؟
کی. دبلیو. تیلور، تاریخدان دانشگاه کرنل تأکید میکند که همان تندروهایی که ایدئولوژی ضدآمریکایی را تبلیغ میکردند، از اواخر دهه ۱۹۷۰ به دنبال آشتی با آمریکا بودند.
آن دو دهه میانی، با انزوا، فقر و در نهایت از دست دادن آخرین حامی بزرگ ویتنام یعنی اتحاد جماهیر شوروی همراه بود.
کارلایل تایر، متخصص ویتنام در دانشگاه نیو ساوت ولز، میگوید:
ویتنام در طول جنگ از حمایت چین و اتحاد شوروی برخوردار بود، اما این حمایت از بین رفت و وقتی اتحاد شوروی فروپاشید، چیز زیادی باقی نمانده بود.
نوسازی اقتصادی ویتنام همزمان با اصلاحات میخائیل گورباچف در اواخر دهه ۱۹۸۰ رخ داد و بازتاب این اجماع بود که اگر اصلاحات و رشد اقتصادی به وجود نیاید، چیزی جز فقر ناشی از رکود وجود نخواهد داشت.
ویتنام شدن ایران؛ سناریویی خوشبینانه؟
در این مرحله، تصور ایران بهعنوان ویتنام بعدیِ آمریکا کمتر شبیه یک نفرین و بیشتر شبیه سناریویی نسبتاً خوشبینانه برای همه طرفها به نظر میرسد.
روند احتمالی چنین است:
- ۱. ایالات متحده حمله میکند و وقتی دشمن تسلیم نمیشود، درگیری را تشدید میکند.
- ۲. ایالات متحده سردرگم و درمانده میشود که چرا این دشمن همچنان مقاومت میکند.
- ۳. ایالات متحده با عصبانیت عقبنشینی میکند و در عین حال انکار میکند که جنگ را باخته است.
- ۴. کشور مورد حمله مقاومت قهرمانانه خود را جشن میگیرد—اما خیلی زود درمییابد که به ویرانه تبدیل شده است.
مورد ایران دستکم تا مرحله دوم مسیر ویتنام را دنبال کرده است - البته به شکلی بسیار کوتاهتر: پنج هفته بهجای دو دهه. مراحل سوم و چهارم شاید در راه باشند. اگر چنین شود، وقتی شور و هیجان شکست دادن آمریکا فروکش کند، بهترین امید ایران این خواهد بود که مسیر ویتنام از پیروزی تا رفاه، و حتی نزدیکی به آمریکا، را با سرعت طی کند.
تایر میگوید آمریکاییها ویتنام را اشتباه فهمیدند، تا حدی چون درک نکردند که هدف ویتنام استقلال ملی بود و کمونیسم فقط وسیلهای برای رسیدن به آن هدف.
ایالات متحده به نظر میرسد ادامه رهبری ایران توسط حکومت فعلی را پذیرفتهاند.
ایران تاکنون مقاومت کرده است و اکنون تنها کاری که باید بکند این است که بپذیرد جنگ را برده است. ناتوانی در پذیرفتن این پیروزی و حرکت به جلو میتواند ایران را در مسیر خودویرانگری قرار دهد؛ مسیری که ایران همچنان ممکن است در پیش بگیرد.