ظریف در فارن افرز: چرا حالا وقت پایان جنگ است؟
بهتازگی محمدجواد ظریف در مجله فارن افرز یادداشتی منتشر کرده که بیش از آنکه درباره خود جنگ باشد، درباره لحظهای است که یک کشور باید تصمیم بگیرد با دست بالا چه کند: ادامه دهد یا متوقف شود. ظریف پاسخ روشنی دارد؛ او میگوید ایران به نقطهای رسیده که میتواند «پیروزی را به توافق تبدیل کند».
روایت یک جنگ؛ از مقاومت تا موقعیت برتر
در روایت ظریف، ایران آغازگر جنگ نبوده، اما در طول هفتههای درگیری توانسته موقعیت خود را حفظ کند. با وجود حملات گسترده، ساختار حکمرانی دچار فروپاشی نشده، پاسخهای متقابل ادامه داشته و کشور توانسته از منافع خود دفاع کند. به همین دلیل، او از «یک دستاورد تاریخی در مقاومت» سخن میگوید.
اما همین نقطه، آغاز یک دوگانگی است. بخشی از جامعه، ادامه جنگ را راه طبیعی میداند؛ نوعی تکمیل این مقاومت. اما ظریف از زاویهای دیگر نگاه میکند: آیا این برتری باید صرف ادامه جنگ شود یا تبدیل به نتیجهای سیاسی؟
وسوسه ادامه جنگ و هزینهای که دیده نمیشود
او بهصراحت میگوید ادامه جنگ، هرچند ممکن است از نظر روانی رضایتبخش باشد، در عمل به تخریب بیشتر زیرساختها و افزایش تلفات غیرنظامی منجر میشود. در تحلیل او، طرف مقابل که به اهداف خود نرسیده، بهتدریج به سمت هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی و حتی مناطق غیرنظامی حرکت کرده است.
در عین حال، دامنه درگیری در حال گسترش است و خطر کشیده شدن بازیگران بیشتر، جنگ را از یک بحران منطقهای به یک مسئله جهانی نزدیک میکند. ظریف حتی از سکوت نهادهای بینالمللی در برابر این روند انتقاد میکند.
چرا ایران باید «پیروزی را اعلام کند»؟
نقطه مرکزی استدلال ظریف اینجاست: ایران باید از موقعیت برتر خود برای پایان دادن به جنگ استفاده کند، نه ادامه آن. بهجای آنکه درگیر فرسایش شود، میتواند با اعلام پیروزی، وارد توافقی شود که هم این جنگ را ببندد و هم از تکرار آن جلوگیری کند.
او معتقد است چنین توافقی حتی میتواند به طرف مقابل—بهویژه آمریکا—نیز یک مسیر خروج آبرومندانه بدهد؛ در شرایطی که افزایش هزینههای انرژی به یک چالش داخلی برای واشنگتن تبدیل شده است.
بیاعتمادی عمیق؛ سایه گذشته بر تصمیم امروز
یکی از بخشهای مهم متن، مرور تجربههای گذشته است. ظریف تلاش میکند توضیح دهد چرا در داخل ایران، ایده مذاکره با تردید جدی مواجه است.
از همکاری ایران با آمریکا پس از حملات ۱۱ سپتامبر تا قرار گرفتن در «محور شرارت»،
از توافق هستهای ۲۰۱۵ تا خروج آمریکا از آن،
و از سیاست فشار حداکثری تا تداوم تحریمها در دولتهای بعدی—
اینها زنجیرهای از تجربههایی هستند که به بیاعتمادی عمیق منجر شدهاند.
او حتی به دوره جدید اشاره میکند و از رویکرد غیرحرفهای در مذاکرات و انتخاب چهرههایی فاقد تجربه دیپلماتیک انتقاد میکند.
ادامه جنگ؛ حتی اگر پیروز باشی، کافی نیست
در تحلیل ظریف، حتی اگر ایران بتواند هزینههایی به طرف مقابل تحمیل کند، این لزوماً به معنای دستاورد سیاسی نیست. تخریب زیرساختهای منطقه، تشدید بیثباتی و حتی احتمال درگیریهای گستردهتر، منافعی برای ایران ایجاد نمیکند.
او حتی به سناریوی حمله زمینی اشاره میکند؛ سناریویی که هرچند برای آمریکا پرهزینه است، اما برای ایران نیز دستاوردی نخواهد داشت.
آتشبس یا توافق؟ یک انتخاب تعیینکننده
ظریف میان دو گزینه تمایز میگذارد:آتشبس، که سادهتر اما ناپایدار است و توافق جامع، که سختتر اما پایدارتر است.
در نگاه او، آتشبس تنها توقف موقت درگیری است و میتواند با یک اشتباه یا تغییر سیاسی از بین برود. اما توافق جامع، میتواند به دههها تنش پایان دهد.
چارچوب پیشنهادی؛ از هستهای تا اقتصاد
در بخش مهمی از یادداشت، او چارچوبی مشخص برای یک توافق ارائه میدهد:
ایران میتواند تعهد دهد که بهدنبال سلاح هستهای نرود و سطح غنیسازی را به زیر حد مشخصی کاهش دهد. همچنین میتواند نظارتهای گستردهتر بینالمللی، از جمله اجرای کامل پروتکل الحاقی را بپذیرد.
در مقابل، آمریکا باید تحریمها را لغو کند، محدودیتهای اقتصادی را بردارد و مسیر بازگشت ایران به اقتصاد جهانی را هموار کند.
او حتی پیشنهاد میدهد که یک کنسرسیوم منطقهای برای غنیسازی سوخت هستهای با مشارکت بازیگران بینالمللی شکل بگیرد تا یکی از پیچیدهترین مسائل حل شود.
هرمز، امنیت منطقه و نظم جدید
در کنار موضوع هستهای، ظریف به امنیت منطقهای نیز میپردازد. او پیشنهاد میدهد کشورهایی مانند ایران، عربستان، امارات، عراق و دیگر بازیگران منطقه، همراه با قدرتهای جهانی، یک سازوکار امنیتی مشترک ایجاد کنند.
در این چارچوب، تنگه هرمز بهعنوان یکی از نقاط کلیدی تجارت جهانی باید بهطور پایدار امن بماند—هم برای دیگران و هم برای خود ایران.
اقتصاد، بازسازی و حتی همکاری با آمریکا
یکی از بخشهای قابلتوجه متن، ورود به حوزه اقتصاد است. ظریف از امکان همکاری اقتصادی میان ایران و آمریکا سخن میگوید؛ از حضور شرکتهای بینالمللی در پروژههای انرژی تا مشارکت در فناوریهای پیشرفته.
او همچنین به موضوع بازسازی اشاره میکند و میگوید آمریکا باید در جبران خسارات جنگ مشارکت داشته باشد—موضوعی که بهگفته او، پیششرط پیشبرد توافق خواهد بود.
پیمان عدمتجاوز؛ نقطه پایان یک دوره؟
در نهایت، او پیشنهاد میدهد ایران و آمریکا یک پیمان رسمی عدمتجاوز امضا کنند؛ توافقی که در آن دو طرف متعهد شوند علیه یکدیگر از زور استفاده نکنند. حتی بازگشت تدریجی روابط دیپلماتیک و خدمات کنسولی نیز بهعنوان بخشی از این مسیر مطرح میشود.
جمعبندی؛ لحظهای که تاریخ ثبت میکند
در پایان، ظریف تأکید میکند که رسیدن به چنین توافقی آسان نخواهد بود. بیاعتمادی عمیق است و هر دو طرف با تردید به یکدیگر نگاه میکنند. اما بهباور او، همین جنگ—با تمام هزینههایش—فرصتی ایجاد کرده که شاید در شرایط عادی وجود نداشت.
پیام نهایی او ساده است اما سنگین:
کشورها نه فقط با جنگیدن، بلکه با تصمیمی که برای پایان دادن به جنگ میگیرند، در تاریخ ماندگار میشوند.