اکونومیست: امیدهای چین به این جنگ چیست؟

شنبه 15 فروردین 1405 - 10:07
مطالعه 5 دقیقه
شی و ترامپ
آغاز جنگ با ایران با این وعده مطرح شد که می‌تواند خاورمیانه را دگرگون کند؛ با تضعیف حکومت ایران و جلوگیری از بلندپروازی برنامه هسته‌ای آن!
تبلیغات

به گزارش اکونومیست، از نظر سرسخت‌ترین حامیان آن، این جنگ با ترساندن چینِ در حال ظهور، جهان را تغییر خواهد داد. این جنگ نشان می‌دهد که چگونه کنترل آمریکا بر جریان نفت، چین را آسیب‌پذیر می‌کند. همچنین بازدارندگی را افزایش می‌دهد؛ زیرا برتری نظامی آمریکا را در برابر تردید یا ناتوانی چین در کمک به متحدانش برجسته می‌کند.

ترجمه مطالب از رسانه‌های خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و نگاه رسانه‌های جهان به جنگ کنونی است.

با گذشت یک ماه از شروع درگیری‌ها، استدلال‌ها، گمراه‌کننده و متکبرانه به نظر می‌رسند. مطمئناً در پکن نیز وضعیت به همین شکل دیده می‌شود. اکونومیست با دیپلمات‌ها، مشاوران، محققان، کارشناسان و مقامات فعلی و سابق چین صحبت کرده است. تقریباً همه آنها، این جنگ را یک اشتباه جدی از سوی آمریکا می‌دانند.

به گفته آن‌ها، چین عمداً فاصله گرفته و مداخله نکرده است، زیرا رهبرانش معتقدند وقتی رقیب در حال انجام یک خطای راهبردی است، بهتر است در روند آن دخالت نکنند؛ دیدگاهی که گاهی به جمله‌ای منسوب به ناپلئون بناپارت اشاره می‌کند مبنی بر اینکه نباید دشمن را هنگام اشتباه کردن متوقف کرد.

بسیاری از تحلیلگران چینی معتقدند این جنگ روند افول قدرت آمریکا را تسریع خواهد کرد. از نگاه آنان، رفتار تهاجمی آمریکا تأکیدی بر این رویکرد شی جین‌پینگ است که امنیت و ثبات نسبت به رشد اقتصادی در اولویت قرار دارد. همچنین انتظار دارند که پس از پایان درگیری و برقراری صلح، فرصت‌هایی برای چین ایجاد شود تا نفوذ اقتصادی و سیاسی خود را گسترش دهد.

با این حال در پس این دیدگاه‌ها نوعی نگرانی نیز وجود دارد؛ از جمله احتمال اینکه چین در ارزیابی پیامدهای آینده دچار اشتباه محاسباتی شود.

اول، دیدگاه در پکن این است: اقدام آمریکا علیه ایران ناشی از این تصور است که قدرتش در حال افول است. مانند بریتانیا در قرن نوزدهم؛ نمایش قدرتمند توان نظامی‌اش با فقدان هدف یا خویشتنداری در تصمیم‌گیری‌ها، در تضاد است.

دونالد ترامپ در برخی موارد توصیه‌های کارشناسان را نادیده گرفته و تهدیدهای تندی مطرح کرده است. فقدان ارائه یک راهبرد روشن از سوی او، آمریکا را در معرض شکست قرار داده است.

کارشناسان چینی امیدوارند این جنگ بحث‌ها درباره افول قدرت آمریکا را تقویت کند.

چه آنکه چنین تحولاتی می‌تواند توجه آمریکا را از شرق آسیا منحرف کند؛ منطقه‌ای که اگر چین به راه خود ادامه دهد، قرن بیست و یکم در آنجا شکل خواهد گرفت.

این جنگ باعث نگرانی کشورهایی می‌شود که به آمریکا وابسته‌اند. متحد آنها نه تنها کمتر قابل اعتماد شده، بلکه آنها هزینه سرسختی او را با انرژی و مواد اولیه گران قیمت می‌پردازند. در نتیجه این وضعیت، آیا کشورهای آسیایی در رنجاندن چین محتاط‌تر نخواهند شد؟

دوم، مقام‌های چینی بر این باورند که این جنگ نشان می‌دهد تأکید شی جین‌پینگ بر خودکفایی در فناوری و مواد اولیه تصمیم درستی بوده است؛ حتی اگر این رویکرد گاهی به قیمت کندتر شدن رشد اقتصادی تمام شده باشد. رشد اقتصاد چین همچنان پایین‌تر از ظرفیت بالقوه آن باقی مانده است. شی تلاش کرده است کشورش را در برابر احتمال بسته شدن گلوگاه‌های حیاتی تجاری محافظت کند. در همین راستا، چین ذخیره راهبردی حدود ۱.۳ میلیارد بشکه‌ای نفت خام ایجاد کرده است که برای چند ماه کافی است. همچنین ترکیب تولید برق چین به سمت انرژی هسته‌ای، خورشیدی و بادی متنوع شده است. ضمن آنکه استفاده از زغال‌سنگ داخلی همچنان ادامه دارد.

چین رویکردی عمل‌گرایانه اتخاذ کرده و به تداوم تجارت نفت ایران کمک کرده است. همچنین شی جین‌پینگ برای ایجاد اهرم بازدارنده در برابر آمریکا روی برخی گلوگاه‌های راهبردی سرمایه‌گذاری کرده است.

سال گذشته و پس از افزایش تعرفه‌ها از سوی آمریکا، چین تهدید کرد عرضه عناصر خاکی کمیاب ــ که برای صنایع الکترونیک و فناوری‌های سبز حیاتی هستند ــ را محدود کند. با این حال گفته می‌شود این اهرم ممکن است با یافتن منابع جایگزین توسط آمریکا به‌تدریج تضعیف شود. در نتیجه، چین در حال جست‌وجوی نقاط فشار جدید از جمله برخی مولکول‌های دارویی مهم، بعضی تراشه‌ها و حوزه‌های لجستیکی است. او می‌خواهد چین بر فناوری‌های جدید مانند محاسبات کوانتومی و رباتیک تسلط یابد.

در نهایت، جنگ فرصت‌هایی ایجاد می‌کند. کشورهای خلیج فارس و ایران احتمالا قراردادهای بازسازی پرسودی را امضا خواهند کرد. بسیاری از کشورهایی که نگران اختلال یا محدودیت در تردد از تنگه هرمز هستند، ممکن است به دنبال خرید فناوری‌های سبز چین بروند؛ از جمله تجهیزات انرژی خورشیدی، بادی و باتری که در حال حاضر با مازاد ظرفیت تولید روبه‌رو هستند. برخی تحلیل‌ها رویکرد مبتنی بر منافع اقتصادی چین را قابل پیش‌بینی‌تر از رفتار متغیر آمریکا در بازارهای جهانی می‌دانند.

چین همچنین فکر می‌کند می‌توان از وضعیت آمریکا نیز بهره گرفت. استدلال این است که اگر آمریکا در پرونده ایران تضعیف شده باشد، مذاکره با او ممکن است آسان‌تر باشد. چین امیدوار است در نشست احتمالی ماه می میان شی جین‌پینگ و دونالد ترامپ در پکن، زمینه یک توافق اقتصادی را فراهم کند؛ توافقی که می‌تواند استفاده آمریکا از تعرفه‌ها و محدودیت‌های صادراتی را کاهش دهد و شاید چارچوبی برای سرمایه‌گذاری شرکت‌های چینی در آمریکا ایجاد کند.

در حالت ایده‌آل، چین مایل است آمریکا موضعی مخالف با استقلال تایوان و حامی اتحاد مسالمت‌آمیز اعلام کند؛ تغییری نسبت به رویکرد سنتی «ابهام راهبردی» (فرمول اولیه هنری کیسینجر) که پیش‌تر در سیاست آمریکا مطرح بوده است.

با این حال خوش‌بینی چین با نوعی نگرانی تعدیل می‌شود. کارشناسان از نحوه استفاده نیروهای مسلح آمریکا از هوش مصنوعی برای هماهنگ‌سازی عملیات شگفت‌زده شده‌اند. این یکی دیگر از دلیل رد این ایده است که شی جین‌پینگ برای حمله به تایوان عجله دارد. همان‌طور که تجربه ایران نشان داده است، جنگ غیرقابل پیش‌بینی است. افزون بر این، اگر آمریکا در حال افول باشد، شاید اصلاً نیازی به جنگ نباشد.

نگرانی‌های دیگری نیز در حوزه اقتصاد وجود دارد: اگر جنگ طولانی شود، آسیب به اقتصاد و صادرات چین افزایش خواهد یافت، حتی اگر سایر کشورها آسیب بیشتری ببینند.

با وجود تحلیل‌‌های واقع‌گرایانه چین به مسائل جهانی، یک ضعف راهبردی وجود دارد: اندیشکده‌ها و تحلیلگران چینی به‌سختی سناریویی را در نظر می‌گیرند که در آن آمریکا برخلاف قواعد موجود رفتار کند و نظام بین‌المللی‌ای را که خود ایجاد کرده، به‌هم بزند. هرچند چین از برخی ارزش‌های غربی انتقاد می‌کند، اما در چهارچوب قواعد اقتصادی و تجاری‌ای رشد کرده که آمریکا طی دهه‌ها ایجاد و حفظ کرده است.

بی‌ثباتی در نظام جهانی برای چین مطلوب نیست. آشفتگی در اقتصاد و سیاست بین‌الملل می‌تواند مدل رشد مبتنی بر صادرات چین را تضعیف کند. ثبات اقتصادی و رفاه برای اعتبار و مشروعیت حزب حاکم اهمیت زیادی دارد، زیرا این مشروعیت تا حد زیادی بر رشد اقتصادی، نظم داخلی و تصور ویژه‌بودن مسیر توسعه چین استوار است.

این سناریو ممکن است با افول آمریکا همراه باشد؛ اما نه لزوماً. آمریکا در مواجهه با تغییرات تکنولوژیکی و سیاسی، بارها توانایی قابل توجهی در بازآفرینی خود نشان داده است. در مقابل، چین کشوری محتاط، در حال پیر شدن و محدود با ایدئولوژی حزبی است. تاکنون هر زمان آمریکا در تأمین امنیت جهانی نقش کمتری داشته، چین تمایل چندانی برای پر کردن کامل این خلأ نشان نداده است.

چین بر این فرض تاکید زیادی دارد: آمریکا در شرایط بی‌ثبات جهانی که خود ایجاد می‌کند، موفق و شکوفا نخواهد شد.

با این حال سناریوی دیگری نیز مطرح می‌شود: ممکن است آمریکا با تغییرات و آشفتگی‌های جهانی سازگار شود یا حتی از آن بهره ببرد، در حالی که چین رویکردی محتاطانه‌تر یا منزوی در پیش بگیرد. در چنین حالتی، آن آینده ممکن است از آن آمریکا باشد.

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.