هرمز؛ مسیر آرام به سمت فصل هفتم؟

چهارشنبه 12 فروردین 1405 - 21:14
مطالعه 2 دقیقه
تنگه هرمز
ائتلاف‌ها در حال شکل‌گیری‌اند و قطعنامه‌ها روی میز می‌آیند؛ نشانه‌هایی که می‌تواند از طراحی تدریجی سناریوی فصل هفتم حکایت داشته باشد.

آیا تحرکات اخیر پیرامون تنگه هرمز صرفاً تلاش‌هایی برای بازگشایی یک مسیر حیاتی انرژی است، یا نشانه‌هایی از شکل‌گیری یک سناریوی بزرگ‌تر در سطح بین‌المللی؟

در روزهایی که دونالد ترامپ از احتمال پایان جنگ بدون تضمین بازگشایی تنگه هرمز سخن می‌گوید، همزمان مجموعه‌ای از تحرکات در حال شکل‌گیری است که تمرکز آن نه بر خروج از بحران، بلکه بر مدیریت آن از مسیرهای چندجانبه است.

نخست، ابتکارهای دیپلماتیک. بریتانیا به رهبری کی‌یر استارمر در حال برگزاری نشست‌هایی با حضور ده‌ها کشور است؛ ترکیبی از اروپا، آسیا و جهان عرب که هدف آن، تعریف یک چارچوب مشترک برای «امنیت کشتیرانی» است. همزمان، کشورهایی مانند امارات متحده عربی و بحرین ایده تشکیل نیروی دریایی چندملیتی را پیگیری می‌کنند.

دوم، مسیر حقوقی. گزارش‌ها از تلاش برای تهیه پیش‌نویس قطعنامه در شورای امنیت سازمان ملل حکایت دارد؛ متنی که می‌تواند مبنای اقدام جمعی برای بازگشایی مسیر باشد. اینجا همان نقطه‌ای است که بحث فصل هفتم منشور ملل متحد وارد می‌شود—چارچوبی که در صورت فعال شدن، امکان اقدامات الزام‌آور بین‌المللی را فراهم می‌کند.

این دو مسیر—ائتلاف عملیاتی و پیگیری قطعنامه—در کنار هم یک تصویر مشخص‌تر می‌سازند: تلاش برای بین‌المللی‌سازی بحران هرمز و انتقال آن از یک درگیری منطقه‌ای به یک موضوع امنیت جهانی.

نشانه‌ها در این مسیر قابل‌توجه‌اند. تعریف مسئله به‌عنوان «امنیت کشتیرانی»، ورود بازیگران متعدد، و تلاش برای ایجاد اجماع سیاسی، همگی الگوهایی هستند که در پرونده‌های پیشین شورای امنیت نیز دیده شده‌اند؛ جایی که بحران ابتدا به‌صورت فنی و غیرسیاسی بازتعریف می‌شود و سپس زمینه برای ورود ابزارهای سخت‌تر فراهم می‌شود.

با این حال، این مسیر با یک مانع کلیدی روبه‌روست: موضع روسیه و چین. هر دو کشور، اگرچه از ثبات در مسیرهای انرژی سود می‌برند، اما در برابر هر قطعنامه‌ای که شائبه اقدام نظامی علیه ایران داشته باشد، مقاومت خواهند کرد.

به همین دلیل، اگر این روند ادامه یابد، احتمالاً با یک تغییر تدریجی در متن و رویکرد مواجه خواهیم شد؛ از قطعنامه‌های صریح و تقابلی، به سمت متونی با تمرکز بر «اقدامات دفاعی»، «حفاظت از کشتیرانی» و «حضور بین‌المللی محدود». چنین متنی می‌تواند هزینه وتو را برای این دو بازیگر افزایش دهد و مسیر را از «وتو» به «رأی ممتنع» تغییر دهد.

در این چارچوب، چند سناریو پیش‌رو قرار می‌گیرد. سناریوی نخست، ادامه مسیر فعلی و شکل‌گیری ائتلاف دریایی بدون مجوز سازمان ملل است. سناریوی دوم، تصویب یک قطعنامه تعدیل‌شده که به این ائتلاف مشروعیت بین‌المللی می‌دهد. و سناریوی سوم، در صورت تداوم انسداد و افزایش فشار، حرکت تدریجی به سمت گزینه‌های سخت‌تر در چارچوب فصل هفتم.

در نهایت، آنچه از دل این تحولات برمی‌آید، نه یک تصمیم ناگهانی، بلکه یک مسیر است؛ مسیری که در آن، ابزارهای دیپلماتیک، حقوقی و نظامی به‌تدریج در کنار هم قرار می‌گیرند تا در صورت لزوم، به یک گزینه الزام‌آور بین‌المللی تبدیل شوند.

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.