ترامپ از هرمز عقب می‌نشیند یا بازی عوض می‌شود؟ سه سناریو از از پایان جنگ

چهارشنبه 12 فروردین 1405 - 02:42
مطالعه 3 دقیقه
ترامپ در حال گفت و گو با خبرنگاران در دفتر کار
چهار بار تکرار یک جمله؛ «هرمز به ما ربطی ندارد»—آیا آمریکا در حال خروج است یا تغییر قواعد بازی؟

به گزارش زومان، در حالی که نشانه‌های افزایش حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس دیده می‌شود، رئیس‌جمهور این کشور بار دیگر از خروج قریب‌الوقوع سخن گفت؛ جمله‌ای که حالا به یکی از مهم‌ترین کلیدواژه‌های این جنگ تبدیل شده است.

دونالد ترامپ بامداد امروز به وقت تهران، در کاخ سفید و در پاسخ به پرسشی درباره افزایش قیمت بنزین، تأکید کرد که آمریکا «خیلی زود» از جنگ خارج می‌شود و افزود عبور از تنگه هرمز مسئله‌ای نیست که واشنگتن بخواهد مسئولیت آن را بر عهده بگیرد. این دست‌کم چهارمین بار طی چند روز اخیر است که او چنین موضعی را تکرار می‌کند.

اکسیوس—رسانه‌ای که به‌دلیل نزدیکی به منابع کاخ سفید شناخته می‌شود—گزارش داده که ترامپ در روزهای گذشته نیز متحدان اروپایی را به‌دلیل مشارکت نکردن در جنگ مورد انتقاد قرار داده و صراحتاً گفته کشورها باید خودشان برای عبور از تنگه هرمز اقدام کنند. تکرار این موضع، به‌گفته تحلیلگران، نشانه‌ای از تغییر در سطح تعهد آمریکا به مدیریت بحران انرژی تلقی می‌شود.

اما در سطح میدانی، تصویر متفاوت است. گزارش‌ها از اعزام سومین ناو هواپیمابر آمریکا به منطقه حکایت دارد؛ اقدامی که در منطق نظامی، نشانه افزایش آمادگی عملیاتی و تقویت بازدارندگی است. همین هم‌زمانی—پیام خروج در کنار تمرکز قدرت نظامی—به یکی از مهم‌ترین نقاط ابهام در تحلیل این جنگ تبدیل شده است.

یک جمله که چهار بار تکرار شد

در ادبیات سیاسی، تکرار یک گزاره در فاصله کوتاه معمولاً حامل پیام است. وقتی یک رئیس‌جمهور در چند روز چهار بار می‌گوید «هرمز به ما مربوط نیست»، این جمله از سطح واکنش مقطعی عبور می‌کند و به نشانه‌ای از یک جهت‌گیری تبدیل می‌شود.

در ساده‌ترین خوانش، این جهت‌گیری به معنای کاهش نقش آمریکا در تضمین امنیت یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان است. اما این تنها تفسیر ممکن نیست.

هم‌زمانی خروج و افزایش نیرو

در حالی که از خروج سخن گفته می‌شود، آرایش نظامی آمریکا در منطقه در حال تقویت است. اعزام ناو سوم، در کنار ناوهای قبلی، نشان‌دهنده حفظ برتری عملیاتی در یک بازه زمانی محدود است.

این ترکیب—قدرت بالا و افق زمانی کوتاه—می‌تواند نشانه یک راهبرد خاص باشد: اعمال فشار حداکثری در کوتاه‌ترین زمان، بدون ورود به تعهدات بلندمدت.

خارک؛ تغییر تمرکز از مسیر به منبع

در این میان، گزارش بی‌بی‌سی زاویه دیگری به ماجرا اضافه می‌کند. در این گزارش، از گزینه‌هایی مانند فشار مستقیم بر زیرساخت‌های صادرات نفت ایران—به‌ویژه جزیره خارک—سخن گفته شده است؛ نقطه‌ای که بخش عمده صادرات نفت ایران از آن عبور می‌کند.

طرح چنین گزینه‌ای نشان می‌دهد که در کنار بحث مسیرهای انرژی، تمرکز بر «منبع» نیز می‌تواند به بخشی از محاسبات تبدیل شده باشد. این تغییر نگاه، در صورت تحقق، معادله جنگ را از سطح کریدورهای دریایی به نقاط ثابت اقتصادی منتقل می‌کند.

سه خوانش از یک رفتار متناقض

کنار هم گذاشتن این داده‌ها، سه سناریوی اصلی را پیش روی تحلیلگران قرار می‌دهد.

در یک خوانش، آمریکا به‌دنبال پایان سریع جنگ است: افزایش قدرت برای وارد کردن ضربه‌ای محدود، تحقق هدف اعلام‌شده—جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای—و سپس خروج، بدون ورود به فاز پرهزینه مدیریت بحران. در این چارچوب، کنار گذاشتن هرمز به معنای واگذاری پیامدها به دیگر بازیگران است.

در خوانشی دیگر، این تناقض‌ها بخشی از یک راهبرد فشار برای رسیدن به توافق است. تهدید به بی‌خیال شدن هرمز، طرح گزینه‌هایی مانند خارک و حتی اعلام زمان خروج، می‌تواند ابزارهایی برای افزایش اهرم چانه‌زنی باشد؛ توافقی که در آن، آمریکا بدون درگیر شدن در یک بحران طولانی، دستاوردی اعلام کند.

اما در خوانش سوم، فاصله میان گفتار و عمل برجسته می‌شود. در حالی که از خروج سخن گفته می‌شود، افزایش حضور نظامی می‌تواند نشانه‌ای از آماده‌سازی برای یک حضور طولانی‌تر باشد. در این صورت، کنار گذاشتن هرمز نه به معنای خروج، بلکه به معنای تقسیم هزینه‌ها با دیگر کشورها تفسیر می‌شود.

جنگی که ممکن است تمام شود، اما بحران نه

شاید مهم‌ترین نکته این نباشد که جنگ چه زمانی پایان می‌یابد، بلکه این باشد که چگونه پایان می‌یابد. مجموعه سیگنال‌های واشنگتن— تأکید بر خروج سریع تا کاهش تعهد نسبت به هرمز—نشان می‌دهد که آمریکا لزوماً در پی حل همه ابعاد این بحران نیست.

در چنین چارچوبی، پایان جنگ می‌تواند به معنای پایان نقش مستقیم آمریکا باشد، نه پایان بی‌ثباتی. گلوگاه انرژی همچنان باقی می‌ماند، بازارها همچنان به سیگنال‌های امنیتی حساس خواهند بود و پرسش درباره مسئولیت مدیریت هرمز بی‌پاسخ می‌ماند.

اگر این خوانش درست باشد، مسئله اصلی دیگر این نیست که آمریکا می‌ماند یا می‌رود؛ مسئله این است که چه چیزی را حل‌نشده پشت سر خود باقی می‌گذارد.

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.