فایننشال تایمز: بیم و امید اعراب در جنگ؛ پیمان دفاعی دوبله با آمریکا؟
به گزارش زومان، فایننشال تایمز در گزارشی مدعی است که جنگ ایران، کشورهای خلیج فارس را به ایالات متحده نزدیکتر خواهد کرد؛ هرچهقدر هم که نارضایتی آنها طی جنگ از ایالات متحده اوج گرفته باشد، کشورهای منطقه برای دفاع از خود به فناوری آمریکایی و اسرائیلی نیاز دارند.
در طول ماه گذشته، رهبران خلیج فارس از میزان حملات ایران به مواضعی در قطر، امارات و عربستان، شوکه شدهاند اما ناامید، نه!
در سال ۲۰۱۵، زمانی که رئیس جمهور باراک اوباما برای توافق هستهای با ایران مذاکره کرد، واشنگتن نتوانست به طور معناداری با آنها مشورت کند. امسال، بار دیگر، بحثها قبل از حمله به ایران حداقل بود. و آنها خشمگین هستند که اسرائیل ممکن است منطقه را به طور دائم نظامی کند، در زمانی که کشورهای خلیج فارس به شدت به آرامش مورد نیاز برای افزایش سرمایهگذاری خارجی و ثبات داخلی نیاز دارند.
دولتهای خلیج فارس پس از این جنگ، به احتمال زیاد دفاع را دو برابر خواهند کرد. دلیل این امر این است که یک واقعیت استراتژیک دردناک در حال ظهور است.
هر چقدر هم که آنها عصبانی و ناامید باشند، امنیت آنها هنوز به شرکایی که از آنها متنفرند بستگی دارد.
فایننشال تایمز مینویسد که موفقیت تهران در حمله به اهداف خلیج فارس، در واقع، میتواند کاتالیزوری برای اکثر این کشورها باشد تا روابط امنیتی خود را با یکدیگر، ایالات متحده ـ و بی سر و صدا با اسرائیل ـ تعمیق بخشند.
تولیدات دفاع هوایی آمریکا برای تأمین تقاضای خلیج فارس کافی نیست، اما سیستمهای آن توانمند هستند.
اتحادیه اروپا میتواند یک شریک حیاتی باشد، اما اختلافات داخلی همیشه نقش آن را محدود میکند. پاکستان میتواند یک تأمینکننده سلاح جایگزین باشد، اما چالشهای قابلیت همکاری را ایجاد میکند و به معنای افزایش وابستگی به چین است. ترکیه میتواند از فناوری پهپاد خود استفاده کند، اما پهپادها به تنهایی کافی نیستند. اوکراین میتواند به کشورهای خلیج فارس در زمینه قابلیتهای ضد پهپاد کمک کند، اما کیف نیز دفاع خود را دارد که باید تضمین شود.
بسته شدن تنگه هرمز جریان نفت را مختل کرده، حق بیمه ریسک به شدت افزایش یافته و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) نه تنها در مورد اینکه آیا تولید ناخالص داخلی آنها کاهش خواهد یافت، بلکه در مورد میزان کاهش آن نیز نگران هستند.
کشورهای خلیج فارس نمیتوانند جنگ دیگری مانند این را تحمل کنند. این واقعیت احتمالا آنها را پس از پایان این جنگ، وادار به بازنگری در یک شبکه دفاعی منطقهای یکپارچهتر میکند که به حسگرهای متصل، رهگیرها و برنامهریزی هماهنگ متکی باشد. این شبکه، ایالات متحده را در هسته خود خواهد داشت، اما اسرائیل را نیز شامل میشود.
سالهاست که کشورهای خلیج فارس در مورد معماری امنیتی منطقهای گستردهتر بحث کردهاند، اما بیاعتمادی، برداشتهای متفاوت از تهدید، ترجیح به توافقات دوجانبه و واگراییهای ایدئولوژیک، ایجاد یک نهاد ناتو مانند در خلیج فارس را غیرواقعی میکند. اکنون اما وضعیت فرق کرده است.
این جنگ، حقیقت ناامیدکننده دیگری را برای رهبران خلیج فارس تقویت میکند: وقتی موشکها و پهپادها به خاک آنها برخورد میکنند، چین در هیچ کجا یافت نمیشود.
چین؛ متحدی که در عمل نیست
پکن به عربستان سعودی در توسعه قابلیت موشک بالستیک بومی کمک کرد، اما هیچ کاری برای کمک به دفاع از پادشاهی در این جنگ انجام نداده است.
چین و امارات متحده عربی همکاریهای دفاعی خود را در سال ۲۰۲۴ افزایش دادند، اما در این درگیری واقعی، پکن غایب است.
موضع چین مبنی بر اینکه مسئول محافظت از خلیج فارس در جنگی که ایالات متحده و اسرائیل آغاز کردهاند نیست، اطمینانبخش نخواهد بود. اتحادهای استراتژیک ممکن است در زمانهای خوب طراحی شوند، اما در زمانهای بد شکل بگیرند. این درک به طور نامتناسبی بر محاسبات کشورهای خلیج فارس در آینده تأثیر خواهد گذاشت.
ضربه جنگ به کشورهای خلیج فارس
فایننشال تایمز در این گزارش مدعی شده که هدف ایران طولانی کردن جنگ است. این رسانه اینگونه استدلال میکند: ایران این هدف را با اطمینان از اینکه میتواند درد بیشتری نسبت به ایالات متحده، اسرائیل و کشورهای خلیج فارس تحمل کند، دنبال میکند.
بنابر ادعای این گزارش، ایران بافت اقتصادی و تجاری کشورهای منطقه و خطوط کشتیرانی مورد اعتماد جهان را هدف قرار میدهد تا دونالد ترامپ را برای پایان دادن به جنگ تحت فشار قرار دهد. این امر به ویژه برای کشورهای خلیج فارس که به دنبال تنوع از طریق گردشگری، هوش مصنوعی، فناوری دیجیتال و انرژی سبز هستند، دردناک است، اما هنوز تا حد زیادی به درآمدهای نفتی متکی هستند که در حال حاضر در تنگه هرمز گروگان گرفته شدهاند.
جمع پراکنده اعراب، آمریکا و اسرائیل
منافع شخصی به نام دفاع از خود در نهایت این کشورها را به سمت ادغام بیشتر سوق خواهد داد. خصومت نسبت به اسرائیل در میان مردم خلیج فارس ریشه عمیقی دارد، اما هماهنگی، تبادل اطلاعات و همکاری در حال حاضر بین تلآویو و برخی از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در پشت صحنه در حال انجام است. و در حالی که ناامیدی نسبت به ایالات متحده به عنوان یک شریک غیرقابل پیشبینی و غیرقابل اعتماد همچنان باقی خواهد ماند، جنگ نشان میدهد که وقتی زمانش فرا برسد، ایالات متحده ظاهر میشود.
استراتژی معمولا بازتابی از ضرورت است، نه ترجیح؛ رهبران خلیج فارس ممکن است از شرایط بیزار باشند، اما اقدامات تهران آنها را مجبور به انتخاب خواهد کرد: همچنان دچار تفرقه و آسیبپذیری در برابر حملات آینده باقی بمانند، یا همکاری دفاعی خود را با اسرائیل، ایالات متحده و در چارچوب شورای همکاری خلیج فارس افزایش دهند.