داستان بهرام و فریبا: سقوط یک تجارت آنلاین

یک‌شنبه 9 فروردین 1405 - 22:57
مطالعه 3 دقیقه
قطعی اینترنت
بهرام پنج سال پیش تصمیم گرفت مسیر شغلی‌اش را عوض کند. او که فروشنده فیزیکی کاغذ دیواری بود، وارد دنیای تجارت الکترونیک شد.

نه سرمایه‌ای داشت، نه تیمی. فقط یک سایت و یک ایده.

رقبا جلوتر بودند. بهرام از صفر شروع کرد. سئو را آموخت. عکاسی حرفه‌ای یاد گرفت. ساختار سایت را بارها بازنویسی کرد تا الگوریتم‌های گوگل را بفهمد. پس از ماه‌ها، نتیجه آمد.در کلیدواژه‌هایی مثل «کاغذ دیواری مدرن» به صفحه اول راه پیدا کرد.

پنج سال طول کشید. بدون سرمایه‌گذار. بدون شریک تجاری. فقط خودش.

یک سال پیش زندگی شخصی‌اش سروسامان گرفت. ازدواج کرد. همسرش فریبا تعهد او را دید و کار خود را رها کرد تا به او بپیوندد.

آن دو یک تیم شدند. بهرام امور فنی و پشتیبانی را بر عهده گرفت. فریبا فروش و پیگیری سفارش‌ها را. آنها داشتند یک کارآفرینی خانوادگی می‌ساختند؛ کسب‌وکار کوچکی که بر پایه اعتماد شخصی اداره می‌شد، نه قراردادهای رسمی. با فروشندگان عمده به اعتبار رسیدند. مشتریان آنلاین سفارش می‌دادند. پیک کالا را می‌رساند.

چرخه کار می‌کرد. برای مدتی.

سال ۱۴۰۴ سه شوک آورد.

شوک اول در جنگ دوازده‌روزه آمد. اینترنت قطع شد. کسب‌وکار آنها که کاملاً آنلاین بود، از کار افتاد. این اختلال تنها چند روز طول کشید، اما یک هشدار بود.

شوک دوم در دی‌ماه رسید. این بار قطعی نزدیک به بیست روز ادامه یافت. برای یک کسب‌وکار آنلاین، بیست روز یعنی از دست رفتن اعتماد مشتری. فریبا که تازه فروش را به عهده گرفته بود، روزها به گوشی خود خیره ماند و منتظر اعلان سفارش‌های جدید بود. خبری نبود. بهرام هر روز وضعیت اینترنت را چک می‌کرد. نمودار قرمز بود. وقتی اینترنت برگشت، بازار عید دیگر رونق سابق را نداشت. با این حال امیدوار بودند شاید تعطیلات جبران کند.

شوک سوم اواخر بهمن رسید. جنگ از سر گرفته شد. این بار دسترسی به اینترنت بین‌الملل برای هفته‌ها قطع شد. نه بیست روز. چهار هفته کامل. و هنوز ادامه دارد.

داده‌های نت‌بلاکس، سازمانی که اینترنت را پایش می‌کند، نشان می‌دهد از صبح شنبه ۲۸ فوریه (۹ اسفند)، سطح اتصال اینترنت در ایران به کمتر از دو درصد میزان عادی سقوط کرده است. ۶۷۲ ساعت. گوگل، همان جایی که بهرام پنج سال برای دیده شدن در آن تلاش کرد، برای مشتریانش عملاً غیرقابل دسترس شد.

بهرام می‌گوید: "پارسال شب عید ۴۰ میلیون فروختم. امسال؟ صفر."

او از سایت بک‌آپ گرفته و آن را خاموش کرده است. دیگر نمی‌خواهد روی بستری که تضمینی ندارد معیشت خود را بنا کند. ترجیح می دهد از تجربه گذشته استفاده کند و به جای کسب و کاری روی اینترنت، وارد بازار فیزیکی طلا و ارز شود.

اما فریبا در موقعیت متفاوتی قرار دارد. او یک سال پیش کار خود را رها کرد تا کنار همسرش بیاید. حالا هم سایت از بین رفته، هم شغلی که برای خودش ساخته بود.

"من دو تا شکست خوردم،" می‌گوید:

هم کاری را که با تمام وجود شروع کردم، همان سایت. هم الان بیکار شدم. بهرام شاید بتواند با تجربه‌ای که دارد از صفر شروع نکند. اما من ناچارم از صفر شروع کنم.

آمارها وسعت فاجعه را نشان می‌دهند. پژوهش‌های اتاق بازرگانی ایران آسیب‌های اقتصادی ناشی از قطعی اینترنت را بسیار جدی ارزیابی می‌کند. گزارش نت‌بلاکس در سال ۱۴۰۱ تخمین زد ایران به طور متوسط ساعتی ۱.۵ میلیون دلار (معادل ۳۶ میلیون دلار در روز) به دلیل فیلترینگ ضرر می‌کند. با در نظر گرفتن رشد روزافزون کسب‌وکارهای اینترنتی و نرخ دلار امروز، این رقم می‌تواند به ۵ هزار میلیارد تومان در روز برسد.

با این حال، تصمیم‌گیری درباره قطعی اینترنت در ایران خارج از چارچوب اقتصادی انجام می‌شود. نهادهای امنیتی اولویت‌های خود را دارند و هزینه‌های اقتصادی " چه برای کسب‌وکارهای کوچک و چه برای اقتصاد کلان " در محاسبات آنها جایگاهی ندارد. نتیجه آن چیزی است که بهرام و فریبا تجربه کرده‌اند: هزاران کسب‌وکار کوچک که یک شبه از چرخه معیشت خارج می‌شوند.

داستان بهرام و فریبا داستان یک شکست تجاری نیست. آنها به رقبا نباختند. کیفیت محصولشان پایین نیامد. هزینه‌هایشان از کنترل خارج نشد. آنها به خاطر چیزی شکست خوردند که خارج از اختیارشان بود: زیرساخت دیجیتالی که سال‌ها روی آن سرمایه‌گذاری کرده بودند، از زیر پایشان کشیده شد.

داده‌های نت‌بلاکس نشان می‌دهد قطعی اینترنت همچنان ادامه دارد. بهرام دیگر منتظر نیست. او سایتش را خاموش کرده و به بازارهای فیزیکی رفته است. فریبا اما باید از صفر شروع کند.

روایت بهرام و فریبا واقعی است. شما هم می‌توانید تجربه خود از قطعی اینترنت را برای «زومان» بفرستید و در صورت تمایل، با نام خودتان منتشر خواهد شد.

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.