آمریکا چگونه میخواهد تنگه را باز کند؟ | سناریوهای اکونومیست از نبرد هرمز
ترجمه مطالب از رسانههای خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و نگاه رسانههای جهان به جنگ کنونی است.
به گزارش اکونومیست، با حرکت نیروهای آمریکایی به سمت خلیج فارس، به نظر میرسد اقدام نظامی ترامپ برای باز کردن تنگه هرمز به صورت جدی در حال آمادهسازی است. این استقرار نیروها نشان میدهد رئیسجمهور آمریکا در حال بررسی تلاش برای باز کردن تنگه هرمز با زور نظامی است. اگرچه این کار بسیار دشوار خواهد بود.
از آغاز جنگ از سوی آمریکا، ایران مسیر تنگه هرمز را مسدود کرده و این وضعیت بازارهای کالا و بهویژه بازارهای مالی را دچار آشفتگی کرده است. اکونومیست تحلیل کرده که طرح آمریکا برای باز کردن هرمز، چه مراحلی خواهد داشت و این کشور با چه اقداماتی مقابله خواهد کرد.
طرح سه مرحلهای پنتاگون
به نظر میرسد پنتاگون یک طرح سه مرحلهای برای باز کردن تنگه دارد.
مرحله اول:
- شکار و نابود کردن داراییهای نظامی ایران، مانند: قایقهای تندرو، موشکها، پهپادها و مینهای دریایی.
این عملیات عمدتاً توسط هواپیماها انجام میشود، اما ممکن است به سرعت نیروهای زمینی هم در آن مشارکت کنند.
مرحله دوم:
- پاکسازی تنگه از مینهای دریایی.
مرحله سوم:
- پس از کاهش قابل توجه توان ایران برای حمله به کشتیها، نیروی دریایی آمریکا شروع به اسکورت نفتکشها در تنگه خواهد کرد.
هر یک از این مراحل ممکن است چند هفته طول بکشد و خطر قابل توجهی برای نیروهای آمریکایی داشته باشد.
شیوههای مقابله ایران
ایران راههای زیادی برای هدف قرار دادن کشتیها دارد:
- موشکها و پهپادها از بالا
- قایقهای تندروی مجهز به موشک و مواد انفجاری که به صورت گروهی حمله میکنند
- مینهای دریایی در زیر آب
تجهیزات و نیروهای مورد استفاده در این حملات در خورها، غارها و تونلهای زیرزمینی در طول صدها کیلومتر خط ساحلی پراکنده و مخفی شدهاند. همین موضوع شناسایی و نابودی آنها را تنها با حملات هوایی بسیار دشوار میکند.
توان تسلیحاتی ایران چقدر تضعیف شده؟
در روزهای اخیر، جنگندههای آمریکایی سواحل ایران را چندین بار بمباران کردهاند. دن کین، فرمانده ارشد ارتش آمریکا، ۱۹ مارس اعلام کرد جنگندهها از بمبهای ۵۰۰۰ پوندی برای نفوذ در لایههای سنگ و بتن و نابودی پناهگاههای زیرزمینی ذخیره موشکهای ضد کشتی استفاده کردهاند.
آمریکا همچنین هلیکوپترها و هواپیماهای تهاجمی ارتفاع پایین مانند A‑10 Warthog (که یک مسلسل پرنده است) را برای حمله به قایقهای تندرو اعزام کرده است.
اما به گفته برایان کلارک از اندیشکده هادسون:
آمریکا الان تقریباً هر غار، ساختمان و گاراژی را که ممکن است این سامانههای تسلیحاتی در آن باشد بمباران میکند. اما از بین بردن کامل همه تهدیدها بسیار دشوار است.
طرح استقرار نیرو روی جزایر
یک ایدهای که در حال مطرح شدن است، استقرار نیروهای ویژه یا تفنگداران دریایی در جزایر نزدیک برای شناسایی و مقابله با اهداف در مناطق کوهستانی است.
مقامات نظامی در حال بررسی گزینههایی هستند از جمله:
- - تصرف جزیره خارک (پایانه اصلی صادرات نفت ایران)
- - یا سه جزیره تحت کنترل ایران که امارات ادعای مالکیت آنها را دارد
این نیروها علاوه بر شناسایی تهدیدها میتوانند سامانههای پدافند هوایی کوتاهبرد مستقر کنند تا از کشتیها محافظت شود.
خطرات اعزام نیرو
اما اعزام نیرو خطرات زیادی دارد. آنها در بُرد توپخانه ایران و همچنین در معرض پهپادها قرار خواهند گرفت. علاوه بر این، این نیروها نیاز به تدارکات و پشتیبانی دائمی دارند که باعث میشود هواپیماها و کشتیهای بیشتری در معرض خطر قرار بگیرند.
ضمن اینکه فایده این اقدام ممکن است محدود باشد، زیرا پهپادهای شاهد‑۱۳۶ ایران میتوانند بیش از ۱۵۰۰ کیلومتر پرواز کنند و تقریباً از هر نقطه ایران به تنگه یا خلیج فارس حمله کنند.
معضل بزرگ مینهای دریایی
پاکسازی مینها نیز کار بسیار خطرناکی است. گزارشها درباره اینکه آیا ایران مینگذاری کرده یا نه متفاوت است، اما شرکتهای کشتیرانی طبیعی است که ریسک نکنند.
پیش از شروع جنگ، تخمین زده میشد ایران حدود ۶۰۰۰ مین دریایی از انواع مختلف در اختیار دارد، از جمله مینهای شناور که زیر سطح آب باقی میمانند و با برخورد کشتی منفجر میشوند و مینهای پیشرفته کفدریا که با امضای مغناطیسی یا صوتی کشتی فعال میشوند.
حتی با فرض آسیب به کشتیهای مینگذار، کشتیهای تجاری یا ماهیگیری هم میتوانند مینگذاری کنند.
ضعف نیروی دریایی آمریکا در جنگ مین
نیروی دریایی آمریکا سالهاست که جنگ مین دریایی را نادیده گرفته است. در ماه ژانویه، در یک زمانبندی بسیار بد، نیروی دریایی آخرین کشتیهای مینروب کلاس Avenger در منطقه را بازنشسته کرد.
کشتیهای جایگزین یعنی Littoral Combat Ships هنوز در خلیج فارس نیستند و باید از آسیا به آنجا برسند.
این کشتیها میتوانند هلیکوپترهای مجهز به سیستم کشف مین و پهپادهای زیرآبی را برای پیدا کردن و خنثی کردن مینها به کار بگیرند.
اما این سیستمها هنوز در جنگ واقعی آزمایش نشدهاند و در آزمایشها مشکلات فنی داشتهاند.
کلارک تخمین میزند پاکسازی تنگه بین یک تا سه هفته طول بکشد
در نهایت مقامات مجبور خواهند شد بدون اطمینان کامل از پاک شدن همه تهدیدها اسکورت کشتیها را آغاز کنند.
خطرناکترین مرحله: اسکورت نفتکشها
اسکورت نفتکشها در تنگه باریک هرمز پیچیدهترین و خطرناکترین مرحله خواهد بود و ممکن است مدت نامحدودی ادامه یابد.
برای هر کاروان کشتی، دهها پهپاد، هلیکوپترهای تهاجمی، جنگندهها در آسمان و همچنین هواپیماهای آواکس برای شناسایی موشکها و پهپادها نیاز خواهد بود.
ناوهای جنگی نیز از توپهای کوتاهبرد، سامانههای جنگ الکترونیک و موشکهای رهگیر برای مقابله با تهدیدها استفاده خواهند کرد.
کارشناسان دریایی میگویند احتمالاً برای هر دو نفتکش، یک ناوشکن لازم است.
این در حالی است که در حال حاضر نیروی دریایی آمریکا ۱۴ ناوشکن در منطقه دارد و ۶ ناوشکن در حال محافظت از ناوهای هواپیمابر هستند. فرستادن ناوشکنهای بیشتر ممکن است چند هفته طول بکشد و نیروهای آمریکا را از مناطق دیگر مثل آسیا منحرف کند.
متحدان آمریکا شاید حاضر به کمک باشند، اما بسیاری از آنها هنوز از اعزام کشتی خودداری کردهاند. چنین عملیاتی بسیار گران خواهد بود و ذخایر محدود موشکهای ضد موشکی آمریکا و متحدانش را بیشتر مصرف میکند.
جغرافیای سخت هرمز برای آمریکا
جغرافیای تنگه نیز مشکل ایجاد میکند: باریکترین نقطه حدود ۵۰ کیلومتر عرض دارد و اطراف آن کوهستانی است. در نتیجه کشتیهای جنگی زمان کمی برای شناسایی و مقابله با موشکها و پهپادها دارند.
همچنین باید در جریانهای قوی آب مانورهای پیچیده انجام دهند تا بتوانند در کنار کشتیهایی که اسکورت میکنند، باقی بمانند.
و همه اینها در حالی است که هنوز معلوم نیست کشتیهای تجاری حاضر باشند چنین ریسکی را بپذیرند یا نه.
مقایسه جنگ با حوثیها و ایران
نیروی دریایی آمریکا در سالهای اخیر تجربه زیادی در مقابله با حوثیهای یمن (متحد ایران) به دست آورده است.
اما تسلیحات ایران پیشرفتهتر است و احتمالاً اراده بیشتری برای ادامه جنگ دارد، زیرا برای بقای خود میجنگد. برایان کلارک میگوید:
ایران دههها منابع خود را برای چنین روزی ذخیره کرده است. آنها میتوانند این کار را تا زمانی ادامه دهند که ما حاضر باشیم ادامه دهیم.- برایان کلارک، اندیشکده هادسون