گره کور جنگ؛ آیا آمریکا و ایران میتوانند به آتشبس برسند؟
ترجمه مطالب از رسانههای خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و نگاه رسانههای جهان به جنگ کنونی است.
به گزارش زومان به نقل از فارن افرز، در حالی که جنگ با ایران ادامه دارد و هر روز پرهزینهتر میشود، در واشنگتن زمزمههایی درباره احتمال برقراری آتشبس به گوش میرسد. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، پس از آنکه تهدید کرد اگر ایران تنگه هرمز را باز نکند نیروگاههای برق این کشور را بمباران خواهد کرد، از موضع خشمآلود خود عقب نشست و با یک مهلت کوتاه موافقت کرد؛ مهلتی که اکنون تا ۶ آوریل تمدید شده تا مشخص شود آیا میتوان راهحلی از طریق مذاکره پیدا کرد یا نه. دولت ترامپ از طریق میانجیهای پاکستانی یک طرح ۱۵ مادهای برای آتشبس به ایران ارسال کرد که طبق گزارشها، مفاد آن عملاً چیزی جز درخواست تسلیم بیقیدوشرط نیست.
این نخستین بار نیست که ترامپ دستور حمله به ایران را صادر میکند و همچنین نخستین بار نیست که تلاش دارد خصومتها را بهسرعت و بر اساس شرایط مورد نظر خود پایان دهد. در ژوئن ۲۰۲۵، پس از ۱۲ روز بمباران شدید ایران، ترامپ اعلام کرد که آتشبسی فوری برقرار شده است. او مدعی پیروزی شد و گفت آمریکا برنامه هستهای ایران را «کاملاً نابود کرده است». آن آتشبس نیازمند مذاکرات واقعی نبود: واشنگتن به تهران اطلاع داد که بمباران را متوقف خواهد کرد و اسرائیل را مهار میکند و در مقابل ایران نیز پذیرفت که حملات متقابل را متوقف کند.
پایان دادن به جنگ کنونی ساده نخواهد بود. هرچند ترامپ ممکن است تصور کند که میتواند زمان پایان این جنگ را تعیین کند، اما واشنگتن اکنون با همان نوع درگیری و همان نوع رهبری در تهران که در ژوئن با آن روبهرو بود، مواجه نیست.
چرا پایان جنگ ساده نیست؟
ایران پیشتر طرح ۱۵ مادهای ترامپ را رد کرده و پیشنهادهای متقابل خود را ارائه داده است. اکنون اگر هر دو طرف امتیازاتی ندهند، بنبست ادامه خواهد یافت و حتی ممکن است آمریکا به یک تهاجم زمینی خطرناک کشیده شود؛ احتمالی که با اعزام هزاران تفنگدار دریایی آمریکا به خاورمیانه در حال افزایش است.
برای پایان دادن به این جنگ ویرانگر، متحدان آمریکا باید پیش از آنکه دیر شود به این کشور کمک کنند تا از این وضعیت خارج شود. جامعه بینالمللی—بهویژه ائتلافی از میانجیها که کشورهایی با نفوذ بر ترامپ و تهران را در بر میگیرد—باید تلاشهای خود را دوچندان کند تا آتشبسی فوری برقرار شود؛ آتشبسی که برخلاف نمونه اعلامشده در ژوئن، حاصل مذاکرات جدی باشد و بتواند دوام بیاورد.
راه خروج آسان از جنگ وجود ندارد
زمانی که ترامپ در ژوئن ۲۰۲۵ دستور حملات دقیق به ایران را صادر کرد، این حملات در مدت کوتاهی انجام شد و تنها بر تضعیف برنامه هستهای این کشور تمرکز داشت.
پیام واشنگتن به تهران نسبتاً روشن بود: کاخ سفید بهطور ناخواسته و در پی حمله غافلگیرکننده اسرائیل وارد جنگ شده و برای پایان دادن به درگیری، ترامپ دستور داده بمبافکنهای آمریکایی تأسیسات هستهای کلیدی ایران را هدف قرار دهند. این یک عملیات سریع و محدود بود.
ایران نیز با حملهای به بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا در منطقه در قطر پاسخ داد، اما این حمله بهگونهای تنظیم شده بود که تلفات آمریکایی نداشته باشد و روابط تهران با همسایگانش حفظ شود.
اما در جنگ فعلی، آمریکا و اسرائیل از همان ابتدا در کنار یکدیگر عمل کردهاند. ترامپ در نخستین اعلامیه خود در ۲۸ فوریه که آغاز حملات به ایران را اعلام کرد، ایرانیان را تشویق کرد که «دولت خود را به دست بگیرند»، عبارتی که نشان میداد تغییر حکومت دستکم بخشی از هدف است.
ایران که با تهدیدی وجودی روبهرو شده، واکنشی بسیار شدیدتر نشان داده است. این کشور پهپادها و موشکهایی را برای حمله به اهدافی در داخل اسرائیل و همچنین زیرساختهای نظامی و غیرنظامی در کشورهای همسایه به کار گرفته است. مهمتر از همه، ایران با تهدید و در برخی موارد حمله به کشتیهای عبوری، عملاً نوعی محاصره بر تنگه هرمز اعمال کرده است.
این اقدامات باعث جهش قیمت جهانی انرژی، گسترش جنگ در منطقه، اختلال در مسیرهای حیاتی اقتصادی و حتی خطر کشیده شدن مستقیم کشورهایی مانند ترکیه—عضو ناتو—به درگیری شده است.
بازیگران نیابتی وارد میشوند
ایران همچنین در حال گسترش تعداد بازیگرانی است که به نیابت از آن میجنگند. برخلاف جنگ ژوئن، این بار از گروههای مسلح متحد خود در سراسر خاورمیانه برای گسترش جنگ در چند جبهه استفاده میکند.
ایران در لبنان همراه با حزبالله عملیات مشترک انجام میدهد؛ گروهی که با وجود حملات اسرائیل همچنان تواناییهای قابل توجهی دارد.
گروههای مسلح نزدیک به ایران در عراق احتمالاً پشت حملات اخیر به گروههای کرد مخالف در مناطق مرزی قرار دارند؛ اقدامی که ظاهراً با هدف بازداشتن آنها از آغاز حمله زمینی به داخل ایران انجام شده است. همچنین ممکن است ایران از حوثیها در یمن بخواهد تنگه بابالمندب—گذرگاه مهم دریایی میان دریای سرخ و خلیج عدن که برای عربستان اهمیت دارد—را مسدود کنند.
با گسترش درگیری و ورود بازیگران جدید با منافع خاص خود، اعمال و حفظ آتشبس دشوارتر خواهد شد. حتی اگر ایران و آمریکا بر سر آتشبسی توافق کنند که از بروز بحران جهانی انرژی جلوگیری کند و بازارها را آرام سازد، جنگ در لبنان احتمالاً ادامه خواهد یافت و به صحنهای دیگر برای رویارویی ایران و اسرائیل تبدیل میشود. تشدید جنگ میان اسرائیل و حزبالله میتواند هر روند دیپلماتیک گستردهتر میان ایران و آمریکا را تضعیف کند.
اگر دو طرف امتیاز ندهند، بنبست ادامه خواهد یافت.
کشته شدن مقامهای ارشد ایرانی نیز بر پیچیدگی دستیابی به آتشبس افزوده است. ترور علی لاریجانی، مقام ارشد امنیتی ایران، نیز احتمال دستیابی سریع به آتشبس را کاهش داده است. لاریجانی به عنوان شخصیتی شناخته میشد که میان جناحهای سیاسی و نظامی درون نظام پل میزد و طرفدار معامله با آمریکا—هرچند با شرایط سخت—بود. او اکنون با یک فرمانده سابق سپاه جایگزین شده است. لاریجانی میتوانست نقشی مهم در دستیابی به توافق با ترامپ داشته باشد؛ موضوعی که احتمالاً در تصمیم اسرائیل برای هدف قرار دادن او با هدف تضعیف دیپلماسی نقش داشته است.
چگونه جنگ فرسایشی میشود؟
منطق ظاهری ایران این است که باید به اندازهای آشوب ایجاد کند تا اسرائیل و آمریکا به این نتیجه برسند که تهران تسلیم نخواهد شد. تهران همچنین نگران است که به دشمنانش فرصت تجدید قوا بدهد.
بنابراین احتمال دارد رهبران ایران آتشبسی مشابه نمونههای لبنان و غزه را نپذیرند؛ آتشبسهایی که به اسرائیل اجازه داد دوباره حمله کند. مگر آنکه یک توافق، برخی تضمینهای امنیتی و مشوقهای اقتصادی برای تهران فراهم کند؛ در غیر این صورت احتمالاً ایران به طولانی کردن درگیری ادامه خواهد داد و دونالد ترامپ را به یک جنگ فرسایشی خواهد کشاند.
راه توافق آتشبس میان ایران و آمریکا
ائتلافی از میانجیها به رهبری مصر، پاکستان و ترکیه باید شکل بگیرد تا ایران و آمریکا را برای تسریع در دستیابی به توافق آتشبس تحت فشار قرار دهد.
یکی از راهها میتواند استفاده از نیاز مشترک جهانی برای بازگشایی تنگه هرمز و کنترل قیمتهای رو به افزایش انرژی باشد. بیش از ۳۰ کشور خواستار اقداماتی برای تضمین آزادی کشتیرانی در این تنگه شدهاند. این ائتلاف میتواند به ترامپ در باز نگه داشتن مسیر کمک کامل ارائه دهد—از جمله پاکسازی مینها یا اسکورت کشتیهای تجاری—اما تنها پس از آنکه آتشبسی پایدار برقرار شود.
این ائتلاف همچنین باید تهران را متقاعد کند که حملات به همسایگان خود را بهطور قابل توجهی کاهش دهد تا مسیر آتشبس هموار شود. مصر، پاکستان و ترکیه میتوانند با تکیه بر هویت مشترک اسلامی خود، بهطور جمعی رهبران ایران را برای همکاری مجاب کنند.
چین نیز که حدود ۹۰ درصد صادرات نفت خام ایران را خریداری میکند، میتواند از نفوذ اقتصادی خود برای تشویق تهران به کاهش تنش استفاده کند. پکن پیشتر میانجی بهبود روابط ایران و عربستان بوده و احتمال یک جنگ طولانی ممکن است آن را به فعال کردن دوباره تلاشهای دیپلماتیک برای برقراری آتشبس ترغیب کند.
این ائتلاف باید واشنگتن و تهران را نیز متقاعد کند که در تعیین شرایط پایان جنگ واقعبین باشند. کاخ سفید با گره زدن مذاکرات آتشبس به یک توافق بزرگ مرتکب اشتباه شده است.
گزارشها حاکی است که پیشنهاد آمریکا شامل موضوعات گستردهای مانند توقف کامل غنیسازی هستهای، محدودیتهای موشکی و پایان حمایت ایران از گروههای مسلح منطقهای است. اما مذاکرات مفصل برای حل این اختلافات بزرگ باید پس از توقف بمبارانها انجام شود، نه به عنوان پیششرط آتشبس.
ایران نیز باید واقعبین باشد.
با این حال، یک مصالحه میتواند شامل عقبنشینی نیروها و ناوهای جنگی آمریکا باشد که از ژانویه در نزدیکی ایران مستقر شدهاند.
ایران احتمالاً به هیچ تضمینی از سوی آمریکا برای عدم حمله مجدد اعتماد نخواهد کرد و ترامپ نیز بعید است چنین تضمینی بدهد. اما اگر قدرتهای بزرگی مانند چین، روسیه و اتحادیه اروپا از آتشبس حمایت کنند، اعتبار این توافق افزایش خواهد یافت.
گزینههای تهران برای شروط آتشبس
تهران همچنین به دنبال مشوقهای اقتصادی برای بازسازی پس از جنگ خواهد بود. اگرچه بعید است آمریکا تحریمهای عمدهای را لغو کند، اما میتواند مقداری فضای اقتصادی فراهم کند. همانطور که ترامپ در طول جنگ برای کاهش فشار قیمت انرژی معافیتهایی برای خرید نفت ایران صادر کرد، واشنگتن میتواند در قالب توافق آتشبس نیز چنین معافیتهایی را ادامه دهد. همچنین ممکن است اجازه دسترسی ایران به داراییهای مسدودشده در خارج از کشور برای بازسازی بخش انرژی از طریق سازوکاری ویژه تحت نظارت وزارت خزانهداری آمریکا داده شود.
مالیات عبور برای کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند نیز ممکن است بخشی از توافق باشد. ایران پیشتر چنین هزینههایی را دریافت کرده است؛ مشابه کاری که مصر در کانال سوئز انجام میدهد.
آمریکا میتواند اجازه دهد عمان و ایران بهطور مشترک چنین عوارضی را دریافت کنند، به شرط آنکه این درآمدها در حسابی ویژه برای بازسازی زیرساختهای غیرنظامی آسیبدیده در منطقه قرار گیرد.
عقبنشینی نیروهای آمریکایی، ارائه مشوقهای اقتصادی و بازگشایی کامل تنگه هرمز توسط ایران میتواند بهصورت مرحلهای اجرا شود تا اعتماد دو طرف جلب شود.
به عنوان نخستین گام، ایران میتواند یک کریدور انسانی برای عبور کشتیهای گرفتار و خدمه آنها و همچنین کالاهای ضروری مانند غذا و کود ایجاد کند. سازمان ملل و اتحادیه اروپا هماکنون از چنین ابتکاری حمایت میکنند.
در نهایت، آتشبس باید به مذاکرات بلندمدت میان آمریکا و ایران منجر شود. ائتلاف میانجیها باید برای دستیابی به توافقی پایدار تلاش کند.
در ساعات پایانی مذاکرات نافرجام فوریه، به نظر میرسید تهران و واشنگتن در آستانه یک پیشرفت سیاسی قرار دارند. این روند باید دوباره احیا شود. بدون یک مسیر دیپلماتیک برای رسیدن به پیمان عدم تجاوز پایدار، آتشبس تنها یک وقفه کوتاه خواهد بود پیش از آنکه آمریکا بار دیگر در جنگی با ایران گرفتار شود.