تنگه هرمز به مدت چهار هفته است که عملاً به روی ترانزیت بینالمللی بسته شده و بازار جهانی انرژی را با بیثباتی بیسابقهای مواجه کرده است. تهدیدها و حملات ایران به شناورهای تجاری، خطر عبور را به حدی افزایش داده که تقریباً تمام ترددها متوقف شده است. این گزارش به تحلیل این پرسش میپردازد که چرا با وجود استقرار نیروهای نظامی آمریکا، ایران همچنان دست بالا را دارد.
بخش اول: موقعیت جغرافیایی – «نقطه خفگی» بدون جایگزین
۱. عرض جغرافیایی و محدودیت فیزیکی
تنگه هرمز در باریکترین نقطه خود تنها ۲۴ مایل (حدود ۳۸.۵ کیلومتر) عرض دارد. تمام کشتیهای عبوری ناگزیرند از دو مسیر اصلی کشتیرانی استفاده کنند که این مسیرها حتی از خود تنگه نیز باریکتر و فشردهتر هستند.
به گفته نیک چایلدز، همکار ارشد مؤسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک (IISS):
این منطقه به دلیل خوبی نقطه خفگی نامیده میشود. برخلاف اقیانوس باز که همیشه گزینه تغییر مسیر وجود دارد، در اینجا هیچ جایگزینی نیست.»
۲.منطقه مرگ و زمان هشدار صفر
کوین رولندز، ویراستار اندیشکده رویال یونایتد سرویسز اینستیتوت و رئیس سابق مرکز مطالعات استراتژیک نیروی دریایی بریتانیا، توضیح میدهد:
در یک نقطه خفگی یا دریای باریک، امکان تغییر مسیر غیرممکن است. این بدان معناست که ایران لزوماً نیازی به جستجو و یافتن اهداف خود ندارد. میتواند بنشیند و منتظر بماند. این عملاً یک منطقه مرگ ایجاد میکند که زمان هشدار برای حمله میتواند تنها چند ثانیه باشد.»
۳. خط ساحلی طولانی و پوشش جغرافیایی
ایران دارای حدود ۱۰۰۰ مایل (۱۶۰۰ کیلومتر) خط ساحلی در خلیجفارس است. این خط ساحلی بهصورت هموار نیست و شامل:
- تپهها و کوهها
- درهها
- مناطق مسکونی
- جزایر دور از ساحل
این ویژگیها باعث میشود تشخیص تهدیدهای قریبالوقوع دشوار شود و ایران بتواند سامانههای تسلیحاتی متحرک خود را به راحتی پنهان کند.
بخش دوم: چرا ایران دست بالا را دارد؟
۱. مزیت تاکتیکهای نامتعارف
کارشناسان تأکید میکنند که آمریکا توانسته بسیاری از توانمندیهای متعارف دریایی ایران را تضعیف کند، اما تهدید اصلی از زرادخانه غیرمتعارف ایران ناشی میشود:
- پهپادهای ارزانقیمت
- شناورهای تهاجمی سریع
- قایقهای بدون سرنشین پر از مواد منفجره
- مینهای دریایی (که به گفته چایلدز، «میتوانند از پشت یک دوی به ظاهر بیآزار پیاده شوند»)
- زیردریاییهای کوتوله که در آبهای کمعمق قابل فعالیت هستند
۲. باتری های متحرک
باتریهای موشکی ایران متحرک هستند و به همین دلیل از بین بردن آنها با حملات هوایی بسیار دشوار است. طولانی بودن خط ساحلی نیز به ایران اجازه میدهد فراتر از خود تنگه نیز حمله کند.
۳. موفقیت با کمترین هزینه
نکته کلیدی که گزارش بر آن تأکید دارد:ایران برای موفقیت در هدف خود (مختل کردن تجارت جهانی انرژی) نیازی به نابودی شناورها ندارد. تا زمانی که سطح تهدید به اندازه کافی بالا باقی بماند، شرکتهای کشتیرانی ریسک ازسرگیری تردد را نخواهند پذیرفت.
۴. درآمدزایی از بحران
بر اساس گزارش لویدز لیست اینتلیجنس، ایران از این وضعیت درآمد نیز کسب میکند:
- حداقل ۱۶ شناور موفق به عبور شدهاند
- یک شناور ظاهراً ۲ میلیون دلار هزینه پرداخت کرده
- چندین نفتکش «زامبی» با استفاده از هویت جعلی شناورهای از رده خارج عبور کردهاند
- مقامات ایرانی اعلام کردهاند که به دریافت عوارض برای عبور ایمن ادامه خواهند داد
بخش سوم: سناریوهای آمریکا
۱. محدودیتهای راهکارهای نظامی متعارف
کارشناسان سی ان ان تأکید میکنند عملیات اسکورت کشتیها باید فراتر از کاروانهای سنتی کشتیهای جنگی باشد. کوین رولندز توضیح میدهد:
به احتمال زیاد یک مأموریت دریایی از رویکرد دفاع لایهای استفاده خواهد کرد، با نظارت از طریق ماهوارهها، هواپیماهای گشتزنی و پهپادهای هوایی. کشتیها ممکن است مسیر مشخصی را طی کنند که از مین پاکسازی شده باشد.
۲. گزینههای موجود برای غرب و متحدان
متحدان آمریکا از جمله بریتانیا، فرانسه و بحرین در حال تدوین طرحهای عملی برای حفاظت از کشتیرانی هستند.
اقدامات احتمالی شامل:
- استقرار سامانههای نظارتی پیشرفته: ماهوارهها، هواپیماهای گشتزنی و پهپادها برای پوشش ۲۴ ساعته
- پاکسازی مسیرهای مشخص: ایجاد کریدورهای امن با پاکسازی مین
- حضور نظامی ترکیبی: استفاده همزمان از ناوهای جنگی، تفنگداران دریایی و سامانههای هوایی
۳. چالشهای پیش رو
حتی در صورت ازسرگیری ترددها:
- نزدیک به ۲۰۰۰ شناور در داخل خلیجفارس گیر افتادهاند
- پاکسازی عقبماندگیها زمانبر خواهد بود
- تهدید باقیمانده از سامانههای نامتعارف ایران به صفر نخواهد رسید
۴. رویکرد آمریکا: ترکیب دیپلماسی و فشار نظامی
دولت ترامپ همزمان دو مسیر را دنبال میکند:
- ادعای پیشرفت دیپلماتیک (اگرچه ایران مذاکره مستقیم را رد کرده اما تبادل پیام از طریق میانجیها را تأیید کرده)
- تقویت حضور نظامی: استقرار یازدهمین یگان اعزامی تفنگداران دریایی و گروه آمفیبی باکسر، و ناو تهاجمی یواساس تریپولی
- تهدید به حملات بیشتر: پس از حمله به تأسیسات نظامی جزیره خار; (که ۹۰ درصد صادرات نفت ایران را مدیریت میکند)، ترامپ هشدار داده است که تأسیسات نفتی میتوانند اهداف بعدی باشند
سه عامل راهبردی در هرمز
این گزارش نشان میدهد که برتری در بحران تنگه هرمز ریشه در سه عامل دارد:
۱. جغرافیای غیرقابل تغییر: عرض کم تنگه، نبود مسیر جایگزین، و خط ساحلی طولانی و پیچیده
۲. تاکتیکهای نامتعارف با هزینهی پایین: مینهای دریایی، قایقهای تندرو، پهپادها و شناورهای بدون سرنشین که نسبت به مقابله با آنها هزینهی دفاع را به شدت افزایش میدهد
۳. تعریف متفاوت از موفقیت: ایران نیازی به پیروزی نظامی ندارد؛ حفظ سطح تهدید برای فلج کردن ترانزیت بینالمللی کافی است.