ترمز ترامپ در لبه پرتگاه؛ توافق احتمالی حلال مشکلات نیست
ترجمه مطالب از رسانههای خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و نگاه رسانههای جهان به جنگ کنونی است.
به گزارش واشنگتن پست، توماس شلینگ استراتژیست آمریکایی، در مورد جنگ و صلح نوشته بود: «اگر به عنوان فردی بیپروا، طلبکار یا غیرقابلپیشبینی، شهرت پیدا کنید، احتمال گرفتن امتیاز بیشتر است.»
با این معیار، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا و رهبران سرسخت ایران هر دو شایسته چیزی هستند که میتوان آن را «جایزه شلینگ برای مذاکرات» نامید. آنها بدون اهداف مشخص یا استراتژی روشن برای عقبنشینی، به سرعت تنشها را تشدید کردند. بیپروایی آنها قابل باور شده بود، اما به نظر میرسد سرانجام از لبه پرتگاه عقب کشیدهاند.
بازی مرغ؛ یک ترفند خطرناک
فرض کنید دو ماشین به سرعت به سمت یکدیگر در حال حرکت هستند. ترفند اصلی در بازی جوجه ترسو (Game of Chicken) این است که طرف مقابل باور کند که بازیگر دیگر واقعا آماده برخورد است. بازی جوجه ترسو یک اصطلاح تخصصی در نظریه بازیها است.
شلینگ بیش از ۶۰ سال پیش نوشته بود که یک استراتژی برای پیروزی میتواند این باشد که فرمان ماشین را از جا درآورید و آن را از پنجره بیرون نشان دهید تا ثابت کنید کاملا از کنترل خارج شدهاید. البته مشکل این است که ممکن است برنده هم در نهایت کشته شود.
صبح دوشنبه؛ بازی متوقف میشود
این بازی مرغ میان ایران و آمریکا صبح دوشنبه متوقف شد، تنها چند ساعت پیش از پایان ضربالاجل ترامپ مبنی بر اینکه اگر ایران تنگه هرمز را دوباره باز نکند، نیروگاههای برق این کشور را نابود خواهد کرد.
ترامپ به طور غیرمنتظرهای اعلام کرد که «گفتوگوهای بسیار خوب و سازندهای درباره حل کامل خصومتها در خاورمیانه» انجام داده است و گفت حمله به نیروگاهها را پنج روز به تعویق میاندازد.
ترامپ پیش از این نیز بارها ادعا کرده بود که به پیشرفتهای بزرگ در مذاکرات رسیده، اما بعداً مسیر خود را عوض کرده و حمله کرده است؛ از جمله پیش از آغاز این جنگ در اواخر فوریه و همچنین در ژوئن ۲۰۲۵ قبل از جنگ ۱۲ روزه.
با این حال، سخنگوی وزارت خارجه ایران تأیید کرد که پیامهایی از طریق «کشورهای دوست» برای مذاکره و پایان جنگ دریافت شده است.
روش جنگی ترامپ: سیاست لبه پرتگاه
جنگ با ایران درسی درباره محدودیتهای سیاست لبه پرتگاه (Brinkmanship) بوده است. شلینگ در کتاب معروف خود «استراتژی تعارض» مینویسد:
«سیاست لبه پرتگاه یعنی وارد شیبی شوید که ممکن است با وجود تمام تلاشها برای نجات خود، سقوط کنید و دشمن خود را هم با خود پایین بکشید.»
ترامپ به لبه پرتگاه نزدیک شد - اما نه آنقدر که احتمال سقوط واقعی وجود داشته باشد. این دقیقاً مشکل روش جنگی ترامپ است: با بلوف زدن نمیتوان به یک پیروزی قاطع رسید.
بعد از اینکه ایران تنگه هرمز را بست، بهتدریج روشن شد که تهران میتواند فشاری ویرانگر بر اقتصاد جهانی وارد کند.
ترامپ تحمل ریسک بالایی دارد، اما تا جایی که آستانه درد غیرقابلقبول نرسد.
توافق احتمالی مشکلات را حل نخواهد کرد
وقتی یک بحران تا این حد خطرناک میشود، و هیچ مسیر روشنی برای پیروزی با هزینه قابل قبول وجود ندارد، کاهش تنش منطقی است.
اما هیچکس نباید وانمود کند که یک توافق، از نوعی که ترامپ و رهبران ایران در حال جستجوی آن هستند، میتواند مسائل اساسی این مناقشه را حل کند.
ممکن است برنامه هستهای ایران آسیب جدی دیده باشد، اما نظام سیاسیای که آن را ایجاد کرده هنوز پابرجاست.
قربانیان واقعی آتش متقابل
در این میان آنچه نگرانکننده است، کسانی هستند که در میان آتش متقابل گرفتار شدهاند؛ از کشورهای منطقه تا مردم ایران.
برای مثال امارات متحده عربی به واشنگتن درباره ورود به جنگ هشدار داده بود، اما تا کنون حتی بیش از اسرائیل هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفته است.
قربانیان واقعی دیگر مردم ایران هستند؛ ایرانیان عادی که در ماه ژانویه هزاران نفرشان جان باختند؛ مردمی که نباید برای زمان طولانیتری در آستانه این پرتگاه رها شوند.